به گزارش خبرگزاریها، رسواییهای مربوط به خاندان سلطنتی پدیدهای قدیمی است که از گذشتگان تا به امروز در تاریخ ثبت شده است. سلطنت هیچگاه از آزمونهای عشق، فقدان و بیوفایی مصون نبوده و این موضوع گاه به سوژهای برای گفتوگو در میان مردم بدل شده است.
در اینجا به بررسی هشت رسوایی مهم سلطنتی که به اعتبار پادشاهان و ملکههای اروپایی آسیب رسانده، میپردازیم.
**۱. مرگ مشکوک ایمی رابزارت، ۱۵۶۰**
ملکه الیزابت اول انگلیس هرگز ازدواج نکرد، ولی در دربارش رابطهای با رابرت دادلی، ارل لستر داشت که خود متاهل بود. شایعات درباره این رابطه زمانی افزایش یافت که همسر دادلی، ایمی رابزارت، در شرایط مشکوکی در ۸ سپتامبر ۱۵۶۰ در عمارتش یافت شد. پرونده پزشکی قانونی علت مرگ را “حادثه ناگوار” اعلام کرد، اما عدم حضور دادلی در مراسم خاکسپاری شایعات مربوط به دخالت او را تشدید کرد. گفته میشود که این رسوایی مانع ازدواج الیزابت با دادلی شد.
**۲. ناپدید شدن کنت فیلیپ کریستوف فون کونیگسمارک، ۱۶۹۴**
شاهزاده سوفیا دوروتئا، همسر پادشاه آینده انگلستان، جرج اول، در میانه زندگی زناشوییاش عاشق کنت سوئدی، فیلیپ کریستوف فون کونیگسمارک شد و نقشه فراری برای نجات از شرایط سخت خود کشید. اما در روز موعود، کنت ناپدید شد و هرگز پیدا نشد. گفته میشود که جرج ممکن است دستور اعدام او را صادر کرده باشد، در حالی که سوفیا تحت نظارت زندگی کرد.
**۳. ماجرای گردنبند الماس، ۱۷۸۵-۱۷۸۴**
گم شدن یک گردنبند با ارزشی به نام ماری آنتوانت ملکه فرانسه آسیب رساند. این گردنبند در اصل برای مادام دو باری، معشوقه پادشاه پیشین طراحی شده بود. ژان دو والوا-سنرِمی، زنی که خود را کنتس دو لا موت معرفی میکرد، از این موقعیت سوءاستفاده کرد و متوسل به حقههایی برای به دست آوردن گردنبند شد. در نهایت، پس از خرید گردنبند به طرز فریبنده، رسوایی بزرگی به راه افتاد که به ضرر ماری آنتوانت تمام شد.
این موارد تنها نمونهای از رسواییهای سلطنتی اروپا هستند که تأثیری عمیق بر اعتبار و روابط سیاسی داشتهاند.در یک ماجرای تاریخی در لندن، ماری آنتوانت به دلیل عدم پرداخت یکی از اقساط خرید جواهرات تحت بررسی قرار گرفت. جواهرسازان از او شکایت کردند و او تصریح کرد که هیچ آگاهی درباره این خرید نداشته است. لویی شانزدهم به همراه ماری آنتوانت، لا موت و همراهانش را محاکمه کردند، اما لا موت موفق به فرار شد و شایعاتی را در مورد ماری آنتوانت پخش کرد. این ماجرا یکی از آخرین مشکلاتی بود که در سال ۱۷۹۳ باعث اعدام ماری آنتوانت با گیوتین گردید.
در حادثهای دیگر در ۳۰ ژانویه ۱۸۸۹، ولیعهد اتریش–مجارستان، شاهزاده رودولف، به همراه معشوقهاش در مایرلینگ پیدا شدند. گزارشها حاکی از آن است که رودولف پس از قتل بارونس ماریا وتسرا، خودکشی کرد. امپراتور فرانتس یوزف اول اطلاعات مربوط به این پرونده را مخفی کرد، اما همسر رودولف، نامهای را منتشر کرد که در آن به احساسات او اشاره شده بود.
همچنین در سال ۱۸۹۱، یک رسوایی جنسی در دربار قیصر ویلهلم دوم آلمان شکل گرفت. خواهر قیصر، شاهدخت شارلوت، مهمانیهای خصوصی با عیاشیهای جنسی را ترتیب داد که پس از آن جزئیات آن افشا شد. در این ماجرا، رئیس تشریفات، لبرشت فون کوتسه، به دستور امپراتور زندانی شد و در نهایت در یک دوئل جان خود را از دست داد. هویت افشاگر این رسوایی هنوز مشخص نیست.
در سال ۱۹۳۶ نیز ادوارد هشتم به دلیل رابطهاش با والیس سیمپسون، یک بانوی آمریکایی که دو بار طلاق گرفته بود، از سلطنت کنارهگیری کرد. پس از ابراز علاقه به ازدواج با سیمپسون، تهدیدهایی از سوی نخستوزیر وقت مطرح شد که در صورت ازدواج، کابینهاش استعفا خواهند داد. ادوارد هشتم در ۱۰ دسامبر ۱۹۳۶ از تاج و تخت کنارهگیری کرد و در پیام خود گفت: «به دلیل وابستگی به زنی که دوستش دارم، نمیتوانم به وظایف سلطنت ادامه دهم.» پس از ازدواج در سال ۱۹۳۷، برخی به این موضوع اشاره کردند که ممکن است این رسوایی پوششی برای تمایلات خطرناکتری باشد.### جنجالهای تاریخی در خاندان سلطنتی اسپانیا و بریتانیا
در تاریخ، چندین واقعه جنجالی وجود دارد که نام خاندانهای سلطنتی را در بر میگیرد. یکی از این موارد مربوط به خوان کارلوس اول اسپانیا است که در سال ۱۹۵۶ برادر ۱۴ سالهاش، آلفونسو، را به ضرب گلوله کشت. این حادثه در ۲۹ مارس صورت گرفت و به روایتهای مختلفی دامن زده است. تیرانداز، در این مورد، برادر بزرگتر، خوان کارلوس، ۱۸ ساله بود. پدر آن دو به سرعت وارد عمل شد تا جان پسرش را نجات دهد، اما آلفونسو در آغوش پدرش جان سپرد. مرگ او بهعنوان یک حادثه اعلام شد و هیچ کالبدشکافیای انجام نگرفت. پس از این واقعه، یکی از اعضای تبعیدی خاندان سلطنتی، تپانچهای که گلوله قتل از آن شلیک شده بود را به دریا انداخت. این حادثه تنها بخشی از جنجالهای آتی خوان کارلوس بود که در نهایت در سال ۲۰۱۴ از پادشاهی کنارهگیری کرد و در سال ۲۰۲۰ اسپانیا را ترک نمود.
در سمت دیگر ماجرا، ملکه الیزابت دوم سال ۱۹۹۲ را به دلیل مجموعهای از حواشی، «آنوس هوریبیلیس» به معنای «سال مصیبتبار» نامید. در این سال، طلاقهای اعضای خاندان سلطنتی، از جمله پرنس اندرو و پرنسس اَن، به گوش رسید. همچنین، آتشسوزی در قلعه ویندسور و انتشار کتاب جنجالی درباره روابط ولیعهد و پرنسس دایانا، جنجالهای بیشتری ایجاد کرد. کتاب «دایانا: داستان واقعی او» نوشته اندرو مورتون، جزئیاتی از معشوقه پرنس چارلز، کامیلا پارکر بولز، و مشکلات روانی دایانا را افشا کرد. کارلی لدبتر، خبرنگار ارشد، میگوید که این کتاب تصویر رازآلود سلطنت را بشدت تحتالشعاع قرار داد. پس از انتشار مکالمات خصوصی بین دایانا و معشوقش و نیز گفتوگوهای میان چارلز و کامیلا، توجه عمومی به این جنجالها افزایش یافت و رسانهها با نامگذاری این رسواییها به «اسکویجیگیت» و «تامپونگیت»، به شدت به آن پرداخته و اعتبار خانواده سلطنتی را زیر سؤال بردند.
این رویدادها بهوضوح نشاندهنده چالشهای متعدد و فشارهای چشمگیر بر خاندانهای سلطنتی در دوران معاصر است.











