به گزارش خبردونی، به نقل از ایبنا، طاهره مهری در بررسی جدیدی اشاره کرده است که کودکان و نوجوانان یکی از بزرگترین و خاصترین گروههای مخاطب رسانهها و فعالیتهای فرهنگی محسوب میشوند. این گروه نه تنها از نظر کمی عظیمترین مخاطبان رسانهها هستند، بلکه به دلیل تأثیر عمیق و ماندگاری که دارند، دریافت پیامهای رسانهای برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. ارتباط با این گروه سنی به خاطر ویژگیهای فیزیکی، روحی و روانی خاصشان، نیازمند رعایت ملاحظات و قواعد ویژهای است. به همین دلیل پژوهش در زمینه فعالیتهای فرهنگی و رسانهای برای این سنین ضرورت دارد.
در این راستا، سیدعلی کاشفی خوانساری در کتاب «از باب قرائت اطفال» به این موضوع پرداخته است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات قدیانی منتشر شد و اخیراً نسخه دوم آن با اصلاحاتی از سوی انتشارات فراهم در سال ۱۴۰۳ منتشر گردید.
نسخه جدید کتاب شامل حذف برخی از مطالب قبلی و افزوده شدن بخشهای تازهای است که به بررسی مطبوعات مرتبط با کودکان و نوجوانان پرداخته است. بهطور کلی، تعداد فصول این کتاب از سه فصل به هفت فصل افزایش یافته است.
کتاب «از باب قرائت اطفال» به تاریخچه توجه به مخاطبان کودک و نوجوان در مطبوعات ایران پیش از دوره مشروطیت میپردازد. کاشفی خوانساری در مقدمه به این نکته اشاره کرده که هدفش بررسی نخستین اشارهها به کودکان و نشریاتی است که بهطور خاص به این گروه سنی پرداختهاند.
این کتاب در هفت فصل خود به موضوعاتی چون بستر اجتماعی-فرهنگی مطبوعات کودک، حضور کودکان در نشریات فارسی پیش از دوره ناصری، و تأثیر مدارس مدرن بر انتشار نشریات کودکانه پرداخته است.
کاشفی خوانساری در فصل نخست به بررسی چگونگی تأثیر آموزش عمومی بر انتشار مطبوعات کودک و نوجوان اشاره کرده و آن را نتیجه رواج مدارس جدید میداند. او معتقد است که تا وقتی تعداد کودکانی که قادر به مطالعه هستند، قابل توجه نباشد، انتشار نشریات مرتبط با آنها بیمعنا خواهد بود.
آموزش سنتی در ایران بهویژه در مکتبخانهها، به گونهای آغاز میشد که کودکان از سنین پنج سالگی وارد آن میشدند و دانشهای ابتدایی را فرا میگرفتند. با گذر از مراحل مختلف و در صورت نیاز، برخی از آنها راهی حوزههای علمیه میشدند تا دروس تخصصیتر را ادامه دهند.**تاریخچه نظام آموزشی و ادبیات کودک در ایران و جهان**
نظام آموزشی در ایران از دوره صفوی آغاز به رسمیت یافت، هرچند که پیش از این نیز به نوعی مشابه آن در جامعه پس از اسلام وجود داشت. همچنین، قبل از اسلام، آموزش به طور خاص برای طبقات بالا برقرار بود و نظاممند درسهایی برای سطوح مختلف آموزشی از جمله مقدماتی و عالی وجود داشت.
در ادامه، نویسنده به تاریخچه ادبیات کودک و نوجوان در ایران و دیگر کشورها اشاره میکند. این ادبیات هزاران سال سابقه دارد و شامل انواعی همچون ادبیات عامیانه، متلها، حکایات اخلاقی و کتابهای آموزشی میشود. در ایران پیش از اسلام هم شواهدی از ادبیات کودکانه موجود است که از سوی کودکان استفاده میشد و پس از اسلام نیز این نوع ادبیات به صورت گستردهتری ادامه پیدا کرد.
با پیشرفت صنعت چاپ در اروپا در دهههای بعد از آن، اولین کتابهای تخصصی برای کودکان منتشر شد. از بین این آثار، کتابهای مربوط به قرن شانزدهم میلادی نظیر «یادگاری برای کودکان» که در سال 1672 منتشر شد، به عنوان اولین کتاب کودک شناخته میشوند. انتشارات نیوبری نیز از حدود سال 1700 میلادی به انتشار کتابهای کودکانه به زبان انگلیسی پرداخت.
کاشفی خوانساری در مورد ادبیات کودک در ایران میگوید که پیش از ظهور صنعت چاپ نیز برخی کتابهای فارسی خاص کودکان وجود داشتند. یکی از این موارد «گلستان» است که به عنوان کتاب آموزشی برای کودکان شناخته میشود، هرچند مخاطب آن در اروپا عمدتاً بزرگسالان بودند. همچنین، کتابهایی که به زبان فارسی در هند منتشر شده، بیشتر در دسته کتابهای کودک و نوجوان قرار میگیرند.
در نهایت، کتاب «از باب قرائت اطفال» به بررسی سهم و جایگاه کودکان و نوجوانان در مطبوعات ایران پیش از مشروطه میپردازد. اگر چه این اثر به طور کامل پاسخی به سوالات مطرح شده ارائه نمیدهد، اما نگاهی به تاریخچه توجه به کودکان و نوجوانان در مطبوعات از زمان انتشار اولین روزنامههای ایرانی تا مشروطه به دست میدهد. منابع استفاده شده در این پژوهش در انتهای هر فصل فهرست شده و نمایهای در انتهای کتاب به کاربر کمک میکند تا به اطلاعات دقیقتری دسترسی پیدا کند.










