خبرگزاری مهر، گروه استانها – کوروش دیباج: نمایش “ستاره شناس” اثر دیدیه ون کولارت و به کارگردانی میثم کیان، به ظاهر با یک موقعیت آشنا به نام مشاوره و روانکاوی آغاز میشود. اما این اثر در تلاش است تا نسبت پیچیده انسان با خود، دیگران و مفهوم ارتباط را در قالبی فراتر از یک روایت خطی بررسی کند. این نمایش نهمین تجربه رسمی کیان در اصفهان محسوب میشود؛ کارگردانی که در آثار پیشین خود نیز به مضامین مرتبط با نسبت انسان و جهان توجه داشته است.
کیان در “ستاره شناس” قصد ندارد که یک سبک خاص را بر اثر تحمیل کند و فرم اجرایی را از مواجهه با متن شکل میدهد. طبق گفته او، عناصر نظیر سیالیت خاطره، بازی بدن، موسیقی، نور، طراحی صحنه و بداههپردازی ابزارهایی هستند که در این نمایش برای ساختن جهان اثر به کار میروند.
در این گفتگو، میثم کیان به بررسی نسبت “ستاره شناس” با آثار قبلیاش، فرآیند شکلگیری شخصیتها، مفهوم سیالیت خاطره، مرز تئاتر و روانکاوی، جایگاه متن دیدیه ون کولارت در شکلگیری فرم اجرا، چالشهای انسان مدرن و مسائل روابط او پرداخته است.


“ستاره شناس” نهمین اجرای عمومی شما در اصفهان است. اگر بخواهیم از نقطه آغاز صحبت کنیم، این نمایش در ادامه چه مسیر دغدغههایی شکل گرفته و مضمون مرکزی آن را چگونه تعریف میکنید؟
این نمایش نهمین اثر من در اصفهان است که در آن معمولاً تلاش میکنم بر یک مضمون خاص تمرکز کنم. به عنوان مثال، در آثار قبلی مانند “مالی سوینی” و “باران ساز”، ارتباط انسان با طبیعت به عنوان یکی از محورهای کلیدی مطرح بوده است.
اما در “ستاره شناس” دغدغههای جدیدی برای من مطرح شده است؛ از جمله رابطه، خودشناسی و عدم رابطه. در این نمایش، فضای روایت در اتاق مشاوره شکل میگیرد، اما نمیتوان آن را تنها به جنبههای روانکاوی محدود کرد؛ این اثر دارای مضامینی چندوجهی است.
با توجه به این نکته، چگونه مرز میان نمایش یک رابطه انسانی و ورود به لایههای روانشناختی شخصیتها را تعیین کردهاید تا اثر به تئاتری آموزشی یا درمانی تبدیل نشود؟
در وهله اول، هدف ما روایت داستان است. بشر از آغاز زمان به شنیدن قصهها جمع شده و در حال حاضر نیز این نیاز در سینما، تئاتر و ادبیات وجود دارد. تئاتر لزوماً نباید هدف درمانی داشته باشد.
مخاطب باید داستانی را بشنود که در ذهنش باقی بماند و باعث فکر کردن درباره آن شود. دغدغه ما این است که روایت اثر بتواند چنین تأثیری داشته باشد، به جای اینکه به یک درام آموزشی یا تئاتر درمانی تبدیل شود.
یکی از مؤلفههای کلیدی که درباره “ستاره شناس” مطرح کردهاید، سیالیت خاطره است. این ویژگی چگونه در زبان اجرایی و میزانسن منتقل شده است؟
رسانه تئاتر محدودیتهایی دارد که معمولاً با خلاقیت همراه هستند. توانایی ایجاد بازیهای زمانی پیچیده مانند سایر رسانهها برای ما میسر نیست، بنابراین باید از امکانات موجود در تئاتر بهرهبرداری کنیم.
سیالیت خاطره در “ستاره شناس” به صورت اجزای اتمسفریک نمایان میشود. حرکات نابهنجار و غیرواقعی بازیگران، موسیقی، نور و… از جمله این عناصر هستند که به این ویژگی کمک میکنند.
استفاده از زبان غیرمتعارف در آثار جدید به تدریج این امکان را فراهم میآورد که مخاطب متوجه شود که با داستانی ساده و خطی روبهرو نیست. روایت در بخشهایی قطع میشود و این قطع به انتقال احساس سیال بودن خاطره کمک میکند.
به عنوان کارگردان، نمیتوانم از پیش درباره میزان موفقیت این شیوه حکمی صادر کنم. برای ارزیابی آن، لازم است که نمایش به تماشا گذاشته شود و حتی ممکن است نیاز به مشاهده چند باره باشد تا بتوان درباره تأثیرگذاری این روش کند.
از منظر دراماتیک، فضای اتاق مشاوره میتواند به سمت گفتوگوهای طولانی و ایستا سوق پیدا کند. برای جلوگیری از چنین اتفاقی، تدابیری در اجرا لحاظ شده است. ما بر روی متن کار کردهایم، اما نمایش تنها به گفتار محدود نمیشود. طراحی صحنه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار بوده که قبل از آغاز تمرینات ماهها بر روی آن کار شده است.
ترکیبی از کلام و فضای اجرایی به ما این اجازه را میدهد که از محتوای ایستا دوری کنیم. در برخی بخشها گفتار بر پایه بداههپردازی بازیگران پیش میرود و در بخشهای دیگر، میزانسن به دقت طراحی شده است.
کارگردان تأکید دارد که نمیخواهد اثر را به یک سبک خاص مانند رئالیسم یا سوررئالیسم محدود کند و این رویکرد از درک عمیق متن ادبی ناشی میشود. به گفته او، کشف مؤلفههای داخلی متن، مسیر اصلی شکلگیری سبک اثر را تعیین میکند.
در آثار گذشته مانند “مالی سوینی” و “بارانساز”، بر روی ارتباط انسان با طبیعت تمرکز کرده و در “ستاره شناس” به ارتباط انسان با خود و دیگری پرداخته است. این تغییر مضامین را میتوان به عنوان یک توسعه جدید در افکار کارگردانی او در نظر گرفت. او در تلاش است که مضامین را در یک سهگانه مورد بررسی قرار دهد.
مسئله ارتباط و روابط انسانی برای کارگردان از اهمیت ویژهای برخوردار شده و او بر این باور است که این موضوع در آثار قبلیاش نیز به نوعی وجود داشته و در حال حاضر به تأکید بیشتری بر آن دست زده است.**تحلیل روابط انسانی در دنیای معاصر**
میثم کیان در گفتگوهایی به بررسی ابعاد پیچیده روابط انسانی پرداخته و بیان کرده است که این موضوع بخش عمدهای از ذهن انسان امروز را به خود مشغول کرده است. چه افراد متأهل، چه مجرد یا کسانی که تازه وارد این فاز از زندگی شدهاند، همگی درگیر چالشهای مختلفی در این زمینه هستند.
رسانهها به طور مداوم پیامهایی درباره روابط ارائه میدهند. این پیامها از تلویزیون و ماهواره تا فضای مجازی، شامل اینستاگرام، یوتیوب و شبکه ایکس، به شکلهای مختلف به ما منتقل میشوند. عموماً توصیههایی درباره بهبود روابط یا نشانههای جدایی به ما داده میشود، اما باوجود این حجم اطلاعات، مشکل تنهایی و ناامیدی در روابط انسانی همچنان پابرجا است.
در نمایش “ستاره شناس”، مسائلی همچون روانکاوی به نقد کشیده میشود. این اثر با طرح سؤالاتی در زمینه ماهیت تراپی، به دنبال بررسی نقش مشاوره و خودکاوی در زندگی انسان معاصر است. سازندگان آن به مفاهیمی همچون والد، بالغ و کودک درون پرداخته و تأکید دارند که آیا انسان میتواند از مشاوره بهرهمند شده و در عین حال به سفر خودشناسی خویش ادامه دهد.
کیان همچنین در مورد چالشهای تولید این نمایش توضیح میدهد که همواره تلاش میکند تا از تجربههای گذشتهاش درس بگیرد و اثرات جدید را به شیوهای بهتر و حرفهایتر به مخاطبان ارائه دهد. او بیان میکند که چالشهای درون گروهی قابل حل هستند، اما مشکلات بیرونی و بروکراسی موجود در سیستم تئاتر به شدت بر کیفیت آثار تأثیر میگذارد. به عقیده او، این چالشها مانع از آن میشوند که تلاشهای هنرمندان بر روی مضمون و کیفیت اثر متمرکز شود و ممکن است حتی بر خروجی کار تأثیر سویی بگذارد.
وی معتقد است که احترام به مخاطب و ارائه آثار هنری با کیفیت، مسئولیت مشترک مدیران و هنرمندان است و بر لزوم توجه به این نکته تأکید دارد.










