**میثم میرزاحسنی – یادداشت مهمان**
در سالهای اخیر، رئالیسم اجتماعی به رویکرد غالب فیلمسازان سینمای ایران تبدیل شده است. در این میان، تجربهگرایی محمد داوودی بهویژه در فیلم «اردوبهشت» بهنوعی جلب توجه میکند. این رویکرد به تماشاگران حق انتخاب بیشتری ارائه میدهد و برای کارگردان جوان نیز یک گام نو محسوب میشود.
داوودی در «اردوبهشت» فضایی رئالیستی و در عین حال سینمایی ایجاد کرده است که با ویژگیهای این نوع فیلمسازی همخوانی دارد. نورپردازی و توجه به کنتراست رنگها باعث افزایش تعلیق و اضطراب در داستان میشود. فیلمبرداری نیز یکی از نقاط قوت اثر است؛ بهگونهای که فیلمبردار به هیچ وجه در ایجاد تمایزهای بصری افراط نکرده و این امر به انتقال مفاهیم کمک شایانی کرده است.
یکی از مزایای دیگر این فیلم، تلاش داوودی در شکستن پرسونای بازیگران است. ستاره پسیانی بهطرز قابلتوجهی تغییر میکند و نشان میدهد که در صورت وجود کارگردان توانمندی، میتواند یکی از گزینههای جدی دریافت سیمرغ جشنواره باشد. او بهخوبی از میمیک خود برای پیشبرد داستان استفاده کرده است. حامد بهداد نیز در این فیلم پرسونای همیشگیاش را کنار گذاشته و انرژیاش را بهطور کنترلشدهای در خدمت شخصیت ارائه میدهد؛ از این رو، تمایل داوودی به ارائه بازیهای متفاوت در بازیگری غیرقابل انکار است.
از اصلیترین نقاط قوت فیلم، درک عمیق داوودی از فضاسازی و قالبهای ژانر است. طراحی صحنه و لباس در بیمارستان بهخوبی فضای تعلیق را نمایان میکند و چهرهپردازی جزئیاتی که به داستان عمیقتر جان میبخشد، نشان میدهد که داوودی در مقام کارگردان نیز حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
با توجه به شرایط کنونی، میتوان پیشبینی کرد که فیلم در اکران عمومی تحت تأثیر سانسورهای موجود قرار گیرد. با این حال، تماشای «اردوبهشت» به مخاطبان توصیه میشود؛ این فیلم جانی تازه به رئالیسم سینمای ایران میدهد و نویدبخش تنوع ژانر و تجربهگرایی در آینده است.











