**یادداشت مهمان: احسان ناظم بکایی درباره فیلم «کوچ»**
ساخت فیلمهای بیوگرافیک درباره شخصیتهای معروف در سینما موضوعی رایج است، اما فیلم «کوچ» برشی متفاوت از زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی را به تصویر میکشد. این مستند به مقاطع کودکی و نوجوانی وی میپردازد که برای بسیاری ناشناخته است و کمتر به آن پرداخته شده.
اگر چه بسیاری با فعالیتهای شهید سلیمانی در دوران جنگ آشنا هستند، اما جزئیات زندگی او در روستای قنات ملک در کرمان، به ویژه چالشهای زندگی عشایری، کمتر بررسی شده است. این بخش از زندگی او اهمیت ویژهای دارد و نشان میدهد که وی در شرایط سختی بزرگ شده است.
استفاده از نابازیگران، به ویژه در یک فیلم اولی، همواره چالشی دشوار به شمار میآید. کارگردان باید توانایی خود را در گرفتن نمایشهای باورپذیر از این بازیگران سنجیده و آنها را در موقعیتهای دشوار خود بسنجد. در «کوچ»، انتقال نابازیگران به گذشته و ایجاد فضایی واقعی نمایشی، گام بزرگی است که سازندگان فیلم آن را به خوبی انجام دادهاند.
گذر از کودکی به نوجوانی در این فیلم، داستان را به سمت فانتزی و ریتم تندتر هدایت میکند و از گفتار و شعارزدگی به تصویرسازی متکی است. طراحی صحنه نیز با دقت انجام گرفته است، بهویژه در بازسازی کرمان در دهه 1350.
با این حال، یکی از خلأهای فیلم، نداشتن اطلاعات دقیق از تحصیلات قهرمان آن است. مخاطب با این سؤال مواجه است که قاسم چگونه به شخصیتی انقلابی تبدیل شده است. این نکته مهم است که جوانان امروزی بدانند وی چگونه به جایگاه خود رسید.
نکتهای دیگر در مورد این فیلم، تجربه شیوهای نو از سوی محمد اسفندیاری است؛ او ابتدا با فیلم کوتاه خود فضا را آزمود و سپس ابعاد آن را گسترش داد. این نوع روایت دارای مزایا و معایبی است؛ در حالی که بیننده با فضای فیلم آشنا میشود، ممکن است کسانی که فیلم کوتاه را ندیدهاند نتوانند به خوبی ارتباط برقرار کنند و آنهایی که فیلم کوتاه را دیدهاند، تحت تأثیر مقایسه قرار گیرند.
این شیوه، به نوعی تجربهای نو و منحصر به فرد در سینماست که پیش از این توسط هیچ کارگردانی به این شکل مورد استفاده قرار نگرفته بود.











