**به گزارش خبرنگار ما، سنت مناجاتخوانی و تلاوت ادعیه در فرهنگ اسلامی-ایرانی، به خصوص در ماه مبارک رمضان، به عنوان بخشی از هویت ملی و حافظه شنیداری ایرانیان شناخته میشود. این هنر با پیوند عمیق کلام وحی و موسیقی ایرانی، در لحظات معنوی به اوج خود میرسد.**
**در این زمینه، «ربنا» به عنوان یک قطعه خاص به اعتبار ویژهای دست یافته است. این عبارت از قرآن کریم سرآغازی برای دعا و استغاثه به درگاه خداوند است و در ایران به بزرگترین تلاوتها و هنرمندان گره خورده است.**
**تلاوت آیات «ربنا» در فرهنگ ما فراتر از یک قرائت ساده است؛ این یک بازخوانی از دیالوگی مستقیم میان بنده و پروردگار است. متن این ربناها معمولاً شامل چهار آیه از قرآن است که هر یک پر از معانی اخلاقی و عرفانی است.**
**آیات مختلف «ربنا» شامل درخواستهایی برای ثبات در هدایت، طلب مغفرت، درخواست رشد در دشواریها و صبر و استقامت در برابر ناملایمات هستند که به خوبی در چهار آیه مشخص شدهاند.**
**تاریخ این مناجاتها بهطور حرفهای با نام سید جواد ذبیحی آغاز میشود. او که از خانوادهای مداح بود، مناجاتخوانی را به سطح جدیدی ارتقا داد و پیش از انقلاب اسلامی درگیر برنامههای افطاری مردم بود. اما شرایط سیاسی پس از انقلاب تأثیرات عمیقی بر فعالیتهای او گذارد.**
**در این میان، چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رادیو و تلویزیون به دنبال صداهای جدیدی برای ماه رمضان بودند که در این راستا، محمدرضا شجریان، خواننده مشهور آن زمان، به مناجاتخوانی معرفی شد. شجریان که ابتدا نسبت به ورود به این حوزه احتیاط میکرد، با تشویق مدیران رادیو، تصمیم به ضبط نمونهای آموزشی گرفت.**
**او این آیات را در دستگاه «سهگاه» بدون هیچگونه ویرایش و تکرار ضبط کرد و نخواست که به صورت عمومی پخش شود. اما با اصرار مسئولان رادیو، در نخستین روز ماه رمضان، این اثر به آنتن رفت و به سرعت به یکی از اثرهای ماندگار تبدیل شد.**
**ربنای شجریان از نظر فنی شاهکار عظیمی در موسیقی ایرانی است که با تلفیق مهارتهای او در قالبی قرآنی و متواضعانه، به مخاطبان ارائه شد.****ربنای شجریان؛ نماد نوستالژیک موسیقی اسلامی ایران**
آواز «ربنا» از محمدرضا شجریان، با پردهگردانی به گوشههای افشاری و عراق و بازگشت به سهگاه، جلوهای خاص از موسیقی را نمایان میسازد. این اثر به دلایل متعدد موسیقایی در سال ۱۳۹۶ به عنوان میراث ملی ناملموس کشور ثبت شد. ربنای شجریان فراتر از یک تلاوت، به یکی از نمادهای سفره افطار ایرانیان تبدیل شده است؛ نغمهای که با شنیدنش، زمان متوقف میشود و ارتباطی عمیق میان زمین و آسمان برقرار میکند.
**زنجیره طلایی مناجاتخوانان از مصر تا ایران**
در حالی که ربنای شجریان به عنوان یکی از مشهورترین آثار شناخته میشود، این سنت با صدای قاریان نامی دیگری نیز زينت داده شده است. لیثی، قاری معتبر مصری، با تلاوت دلانگیز آیهای از سوره آلعمران در خرمشهر، یکی از محزونترین ربناها را خلق کرد و با احساس عمیق خود، شنوندگان ایرانی را متحیر ساخت. پس از وی، شحات محمد انور قرار دارد که با تلاوتهایش پیشساز الهام برای نسلهای بعدی شده است. فرزندان او نیز، انور و محمود، به تداوم این سنت ادامه میدهند و با قرائتهای قدرتمند خود، نام مادرشان را در تاریخ جاودانی کردهاند.
در ایران، سلیم مؤذنزاده اردبیلی یکی از چهرههای بینظیر در عرصه مناجات و اذانگویی است. او که در خانوادهای مذهبی به دنیا آمده، با تسلط به زبانهای مختلف، سبکی مختص به خود را خلق کرده و با روزی پنج ساعت تمرین و اجرا، آثار متعددی برجای گذاشته است. اذان او، همراه با اشعار شهریار، پیوند عمیقی میان ادبیات و دین برقرار میکند.
در نسل جدید، چهرههایی مانند حامد شاکرنژاد و سید علیرضا موسوی، نشاندهنده تداوم این هنر هستند. موسوی که با تقلید از قاریان مشهور آغاز کرده، با تلاشهای مداوم خود، در مسیر یادگیری بیوقفهای قرار دارد.
**نوستالژی ربنا؛ بیش از یک یادآوری**
ربنا تنها یک صوت نیست، بلکه تجسم احساسات و خاطرات جمعی است. یادآوری افطارهای کودکی، بوی نان تازه و دور هم جمع شدن خانواده، همگی در طنین ربنای شجریان یا اذان مؤذنزاده رخ مینماید. نوستالژی در این زمینه، به معنای دلتنگی نیست، بلکه به تحول و هویت فرهنگی مرتبط است. این تلاوتها، با رعایت دقیق تکنیکهای موسیقی و زیباییشناسی خاص خود، در ذهن مردم به عنوان نمونهای از زیبایی ثبت شدهاند.
به طور کلی، این آثار هنری، پیامهای الهی را به عمق جان مخاطبان میرسانند و بر عهده نسل امروز است که از این میراث پاسداری کرده و همچنین «نوستالژیهای جدیدی» برای نسلهای آینده ایجاد کنند تا این زنجیره مقدس همواره زنده بماند.











