**مقاله خبری:**
در عرصه سینمای مستند ورزشی، آثار مربوط به کوهنوردی و ورزشهای استقامتی غالباً جنبهای عمیقتر از صرف نمایش قهرمانی یا رکورد را در بر میگیرند. این مستندها به بررسی مرزهای توانایی جسمی و روانی انسان میپردازند و داستانهایی از پیروزیها و شکستها، ترسها و رفاقتها و حتی مرگ را به تصویر میکشند. اینگونه روایتها تماشاگر را به تأمل درباره مفاهیمی از قبیل معنا و مسئولیت فردی دعوت میکنند.
به عنوان مثال، مستند «Touching the Void» با نمایش داستان واقعی بقا در کوههای آند، مرز میان زندگی و مرگ را نشان میدهد و چالشهای اخلاقی را مورد بررسی قرار میدهد. مستند «Meru» بر ارتباطات رفاقتی و رقابتی میان کوهنوردان تأکید دارد و به اهمیت همدلی در فتح ناهمواریها میپردازد. همچنین، «Free Solo» سوالاتی جدی درباره مرز شجاعت و هزینههای روانی انتخابهای افراطی مطرح میکند. در نهایت، «The Dawn Wall» تلاشهای بسیار، شکستها و بازگشتها را در مسیر یکی از سختترین سنگنوردیها به تصویر میکشد.
مستندهای کوهنوردی با نمایش واقعیتهای خام و خطرناک، بدن ورزشکار را به ابزاری برای بررسی اراده و رابطه انسان با طبیعت بدل میکنند. این فیلمها به دور از اسطورهسازی، تجربهای چندلایه از ورزشکاران را ارائه میدهند.
فیلم «هیچکس نخوابد» به کارگردانی سام کلانتری، بهتازگی بر روی پلتفرم هاشور منتشر شده و روایت نخستین زن ایرانی، نگار سماکنژاد، را که از چهار جبهه به قله دماوند صعود کرده، بررسی میکند. این مستند با دنبالکردن مسیر دشوار نگار و دیدگاههای مختلف درباره شخصیت او، سعی در عمیقتر کردن فهم مخاطب از انگیزهها و چالشهایش دارد.
فیلم با یک مقدمه انیمیشنی و صدای نگار آغاز میشود، اما در ادامه به فرمی تدوینی بدل میشود و بخشهای صعود را در کنار مکالمات و زندگی روزمره نگار نشان میدهد. با وجود این، فیلم نتوانسته به عمق شخصیت نگار دست یابد و انتظارات مخاطب را در مواجهه با چالشها برآورده کند. ملاحظاتی درباره نمایش زنان قوی و مصمم جامعه نیز در ساختار فیلم مد نظر قرار نگرفته و این مسئله میتوانست به عمق بازنمایی شخصیت نگار کمک کند.در بررسی فیلم «هیچکس نخوابد»، به نظر میرسد که برخی از گفتوگوها به صورت تکهتکه ارائه شدهاند. با این حال، شایسته بود که پس از موفقیت نگار در صعود به دماوند، او با چالش بزرگتری روبهرو میشد تا ارزش تصمیماتش بیشتر مورد ارزیابی قرار گیرد.
این اثر از نظر فنی، به ویژه در زمینه تصویربرداری و صدا، کیفیتی حرفهای و جذاب دارد و کارگردانی و تدوینی قابل توجه نیز به آن افزوده شده است. اما از نظر ساختار روایی و نحوه نزدیک شدن به شخصیت اصلی، پتانسیل بیشتری را میتوانست به نمایش بگذارد. کارگردان کلانتری در تلاش است که با کمک دوستان نزدیک نگار، به درون احساسات و زندگی او به عنوان یک زن جوان نزدیک شود، اما به نظر میرسد که موانعی در تعامل مستقیم میان کارگردان و سوژه وجود دارد. در نتیجه، شخصیت درونگرای نگار بهطور کامل برای تماشاگر معرفی نشده است. این نقص باعث شده است که بخشی از دلایل موفقیتهای او، از جمله برنامههای روزانهاش که او را به زنی جدی و پرکار تبدیل کرده، همچنان ناگفته باقی بماند. به عنوان مثال، سکانسهایی از تدریس نگار در دانشگاه و فعالیتهای روزمرهاش، که به گفته خودش باعث میشود هر سه ماه یک بار مادرش را ببیند، بدون توضیح ماندهاند. در نهایت، «هیچکس نخوابد» به عنوان یک اثر شریف و خوب ساخته شده، میتواند برای علاقهمندان به ورزش بهویژه دویدن و کوهنوردی جاذبه بیشتری داشته باشد.











