به گزارش خبرآنلاین، هفته گذشته فیلم «خط نجات» به کارگردانی وحید موسائیان با دو تماشاگر در یک سانس و فروش تنها صد و نود و هشت هزار تومان به نمایش درآمد. این وضعیت نشان میدهد که فیلمی با حضور بازیگران مشهور مانند امیر آقایی و مصطفی زمانی تنها موفق به جلب توجه دو نفر شده است.
این موضوع تعجبآور است، به ویژه با توجه به سابقه موسائیان. فیلم قبلی او، «فرزند چهارم»، که با بودجهای کلان ساخته شده بود، در نهایت کمتر از صد میلیون تومان فروش کرد. همچنین، «وقتی برگشتم…» نیز که شامل بازیگرانی معروف بود، پس از دو سال انتظار تنها به فروشی نزدیک به دویست میلیون تومان دست یافت.
در مجموع، سه فیلم اخیر موسائیان نشان میدهند که با وجود بودجههای عمومی و فیلمنامههای جذاب، نتایج تجاری ناامیدکنندهای به همراه داشتهاند. در این شرایط، پرسشی قابل تامل به وجود میآید: چرا فیلمهایی که با پول بیتالمال تولید میشوند، به شکستهای مکرر دچار میشوند؟
بسیاری بر این باورند که یکی از دلایل این ناکامیها، نبود سازوکارهای پاسخگویی در صنعت سینما است. در واقع، در بخش خصوصی، تهیهکنندگان به دلیل مسائل مالی و عدم بازگشت سرمایه، مسئولیتپذیر خواهند بود. اما در سیستمهایی که بودجهها به صورت عمومی تقسیم میشوند، این منطق درست عمل نمیکند.
اگر یک کارگردان به طور مداوم در گیشه شکست بخورد، در شرایط غیر دولتی، دیگر کسی حاضر به سرمایهگذاری در پروژه بعدی او نخواهد بود. اما در این ساختار، او همچنان بودجه میگیرد؛ چراکه پاسخگوییاش متوجه نهادهایی است که با معیارهای متفاوتی تصمیمگیری میکنند.
این موضوع فراتر از یک کارگردان خاص است و به ساختاری برمیگردد که تولیدات را از نیازهای مخاطب جدا کرده است. وقتی یک فیلم نه برای جلب تماشاگران، بلکه برای عبور از فرآیندهای اداری ساخته میشود، نتیجهای جز فروش اندک و بیتوجهی مردم نخواهد داشت.
سینمای ایران به لحاظ استعداد و داستانگویی کمبود ندارد، بلکه مشکل اصلی این است که نهادهای تأمینکننده بودجه شجاعت لازم برای پایان دادن به چرخه شکست را ندارند. تا زمانی که ارزیابی عملکرد به عنوان پیش شرط بودجهگذاری در نظر گرفته نشود، شاهد تکرار چنین ناکامیهایی خواهیم بود. به همین دلیل، با وجود وضعیت کنونی، احتمال تصویب بودجه برای فیلمهای بعدی موسائیان و کارگردانان مشابه او همچنان بالا است.












