**موزه ملی اندونزی: دروازهای به تاریخ باستان این کشور**
سالنهای اصلی موزه ملی اندونزی با تاریخ باستان این کشور آغاز میشود، مکانهایی که ادعا میشود ۵۰ درصد از بقایای انسانهای اولیه شناخته شده در دنیا در آنجا یافته شده است. در این موزه، آثار فسیلها و استخوانها از انسانهای قدیم و دایناسورها به نمایش درآمده است. پس از آن، بخش انسانشناسی موزه، به معرفی اقوام و فرهنگهای مختلف اندونزی میپردازد. چهرههای مردمان مناطق شرقی اندونزی، که ممکن است به رنگ پوست آفریقاییها متمایل باشند، بخشی از تنوع فرهنگی این کشور را تشکیل میدهند.
بخشی از موزه به بازدیدکنندگان این امکان را میدهد که با ایستادن برای اسکن صورت خود، از نرمافزارهایی استفاده کنند که قومیت یا قومیتهای خود را تعریف کنند. با دارا بودن ۱۷ هزار جزیره، اندونزی به عنوان کشوری محصور در اقیانوسها شناخته میشود که این وضعیت موجب کمتر شدن اختلاط قومیتها در آن شده است.
علاوه بر این، یک بخش ویژه در موزه به عناوین زنان اندونزیایی و تأثیر آنها در تاریخ کشور تا روزگار معاصر اختصاص یافته است. این قسمت به عنوان بخشی از سند چشمانداز ۲۰۴۵ اندونزی و توجه به برابری جنسیتی طراحی و ارائه شده است. در اینجا، داستانهای زنان موفق اندونزیایی که به رهبری در مبارزات مبتنی بر استقلال و توسعه آموزشی پرداختهاند، به تصویر کشیده شده است. عنوان این بخش «سانتینگ» به معنای تاج موی سنتی زنان اندونزی است که به نماد قدرت و مقاومت زنان تعبیر شده است.
حضور زنان در زندگی اجتماعی اندونزی نیز به وضوح محسوس است. به ویژه، موتورسوار بودن زنان با حجابهای کامل در کشورهای مختلف این جزیره توجهبرانگیز است. در واقع، بسیاری از موتورسوارها زن هستند و آنان نیز در کسب و کارها و بازارها فعالیت چشمگیری دارند.
در کنار این موضوعات، موزه تلاش کرده است که تاریخ اسلام در اندونزی را مورد تأکید قرار دهد. تاریخ بودیسم و هندوییسم به داخل ساختمانها منتقل شده و این در حالی است که اندونزی به عنوان پرجمعیتترین کشور مسلمان جهان شناخته میشود. روایتهای متنوعی درباره چگونگی ورود اسلام به این سرزمین وجود دارد؛ روایتی که نشان میدهد بازرگانان ایرانی و عرب با تجارت در مسیر راه ابریشم به ترویج دین اسلام در اندونزی پرداختهاند. در این موزه، سعی شده است که ورود اسلام به اندونزی به زمانهایی بسیار قدیمتر نسبت به آنچه که معمولاً تصور میشود، نسبت داده شود. بخش اسلامی موزه با یافتههای باستانشناسی در جزیره آچه آغاز میشود و شواهدی از سکهها و سفالینههای مربوط به قرن هفتم در این قسمت به نمایش گذاشته شده است.
این آثار شامل قرآنهای خطی و پوستی، سنگ قبرهای مسلمانان اندونزیایی و نیز کتابهای متنوع است که نمایانگر تاریخ غنی و متنوع این کشور در گذر زمان به شمار میروند.در موزه ملی اندونزی، نمایشگاههایی از نسخ خطی و کتابهای معتبر وجود دارد که توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب میکند. در این بین، دو کتاب به خصوص مورد توجه قرار گرفتند. یکی از آنها نسخه خطی شعر حافظ شیرازی است که نشاندهنده ارتباط فرهنگی عمیق بین ایران و اندونزی است. وجود این کتاب در این موزه، به نوعی نمایشدهندهی افتخار ملی برای ملت اندونزی محسوب میشود. دیگری یک کتاب آموزشی به زبان عربی در زمینه اصول اسلام است که دارای ۲۶۰ صفحه بوده و به تصویرسازیهای خاصی از زنان مسلمان اندونزیایی اشاره دارد. این تصویرها به گونهای به نمایش درآمدهاند که با تصورات مرسوم در خصوص پوشش اسلامی زنان در خاورمیانه تفاوت بارزی دارد.
مساجد اندونزی نیز در گذشتهای نه چندان دور، معماری متفاوتی داشتند که گنبد و گلدسته نداشتند و به صورت شیروانی طراحی شده بودند. اما از قرن نوزدهم به بعد، تغییراتی در این معماری صورت گرفت و گنبدها به تدریج به مساجد اضافه شدند. همچنین، بخش موسیقی سنتی اندونزی به صورت جدی با مذهب اسلام در هم آمیخته شده است.
بخش دیگری از موزه، به تاریخ استقلال اندونزی اختصاص دارد و با نمایش عروسکهای خیمهشببازی سنتی (واینگ) به بیان داستان مبارزات مردم اندونزی در برابر استعمار پرداخته است. این روایتها در شرایط خاصی شکل گرفتند؛ زیرا در جریان جنگ جهانی دوم، اندونزی تحت اشغال ژاپن قرار داشت و پس از بمباران اتمی آمریکا برژاپن، شرایط به نفع اندونزیاییها تغییر کرد. استعمارگران هلندی که پیش از این در اندونزی حضور داشتند، با درگیریهای داخلی در اروپا مجبور به ترک این کشور شدند. در این شرایط، محمد حتا و سوکارنو به رهبری مردم پرداختند و به استقلال اندونزی کمک کردند.
در دوره استعمار، نبردهای اندونزیاییها با پرتغالیها و هلندیها در تنگه مالاکا خونین و وحشتناک بود، اما فرایند شکلگیری کشور مستقل نسبت به آن دوران دارای پیچیدگیهای خاصی بود. علیرغم تلاشی که موزه برای نمایش ابعاد شکوهمند استقلال اندونزی انجام میدهد، باید توجه داشت که چالشهای بعد از آن، از جمله مسئلهی یکپارچهسازی هزاران جزیره و قومیت مختلف، هنوز هم در حال حاضر پا بر جاست. برخی جزایر همچنان خواهان استقلال هستند و خود را برابر با جزیره مرکزی جاوا نمیدانند.












