**محسن زارع؛ از نوجوان مجروح جنگ به مدیر تاثیرگذار فرهنگی ایران**
محسن زارع، نوجوانی شانزدهساله، در شرایطی دشوار بر روی تخت بیمارستان صحرایی و در مواجهه با خبری ناگوار قرار دارد. پزشکان به او اعلام میکنند که برای نجات جانش باید دست چپش را قطع کنند، اما او تنها خواستهاش این است که دستش را حفظ کند. این نه فقط برای ادامه زندگی روزمره بلکه برای پیگیری مسیری است که به تازگی آغاز کرده بود.
سالها بعد، همان نوجوان اکنون به عنوان مدیر مؤسسهای شناخته میشود که چند وقت پیش رئیس موزه لوور به تهران سفر کرد و تحت تاثیر فعالیتهای او گفت: «شما همان مسیری را میروید که ما پیمودیم». محسن زارع در روزهای سخت پس از سال ۸۸، وجود یک دوسالانه بینالمللی را حفظ کرده و امروز در حال پیشبرد طرحی است که برای نخستینبار به هنرمندان در ایران این امکان را میدهد که بدون فروش آثار خود از بانکها وام بگیرند.
این روایت، داستان محسن زارع است؛ از یک نوجوان مجروح در جنگ تا یکی از تاثیرگذارترین چهرههای فرهنگی ایران. داستان او از تمرینهای خوشنویسی در خانه پدریاش آغاز میشود و به طرحهایی ختم میشود که میتواند اقتصاد هنر در ایران را دستخوش تغییرات عمده کند.
این مطلب به بررسی مسیر پرپیچ و خم زندگی محسن زارع میپردازد؛ از روزهای دردناک و سخت بیمارستانهای صحرایی گرفته تا مدیریت موفق او در موسسه صبا. در گفتوگویی که اخیراً با او انجام شد، او از تجربیات دشوار خود در زمان جنگ و تاثیر آن بر شکلگیری شخصیتش سخن گفت.
زندگی زارع از روزهای بلاتکلیفی ناشی از شهادت دوستان و رفقایش و تصمیمش برای جبهه رفتن آغاز میشود. او در این خصوص توضیح میدهد: «در سن حدود ۱۵ سالگی به جبهه رفتم و با وجود ترس، این فضا به من قوت قلب و جرأت داد که در زندگیام کمبود آن را احساس میکردم. بعد از چندین بار اعزام به جبهه، با مجروحیتهای جزئی مواجه شدم، اما در نهایت، اسفند ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش، دست چپم به شدت آسیب دید و به بیمارستان منتقل شدم».
محسن زارع به یاد میآورد که بار اول در بیمارستان صحرایی هوش را از دست داد و پس از چندین عمل جراحی دردناک به هوش آمد و با خبری نگرانکننده مواجه شد: پزشکی که در حال بررسی وضعیتش بود به او گفت که برای نجات جانش باید دستش قطع شود چرا که وضعیت استخوان آن بحرانی شده بود. این روند، نقطه عطفی در زندگی او شد و امروز محسن زارع یکی از چهرههای تاثیرگذار در عرصه فرهنگ و هنر ایران است و در تلاش است تا آیندهای روشنتر برای جامعه هنری کشور رقم بزند.### گزارشی از زندگی و فعالیتهای هنری محسن زارع
محسن زارع، هنرمند و نویسندهای که با چالشهای زندگی دست و پنجه نرم کرده، در خاطرات خود به تجربیات ناخوشایند و دردآور پرداخته است. او در مواجهه با یک آسیب جدی، برای نجات دستش به بیمارستان مصطفی خمینی منتقل شد. دکتر محمد امامی با انجام یک جراحی پیچیده، بخشی از استخوان پای او را به دستش پیوند زد. این اقدام باعث شد که او مجدد بتواند از دستش استفاده کند و تجربهای شگرف در یادآوری دوران جنگ برای او به یادگار ماند.
زارع پس از آنکه متوجه شد دست چپش به حالت عادی برنمیگردد، تصمیم به ترمیم آن با تمرینات فیزیوتراپی گرفت. او به حوزه هنری معرفی شد و با استفاده از روشهای آموزش مکاتبهای، تمرینهای خوشنویسی را آغاز کرد. در نتیجه این فعالیتها، نه تنها قدرت دست چپش بازگشت بلکه عشق به خوشنویسی نیز در او جوانه زد و به هنرمندان جوان این عرصه پیوست.
در اوایل دهه ۷۰، زارع به دفتر نخستوزیری پیوست و پس از انحلال آن، به دفتر سیاسی ریاست جمهوری منتقل شد. او درباره روز انتخابات ریاست جمهوری در سال ۷۶ خاطرهای جالب دارد. در آن روز، پس از دریافت یک تراکت تبلیغاتی که به اشتباه حاوی اطلاعاتی نادرست بود، متن اصلاحی را با خط خود نوشت و به روزنامههای معتبر ارسال کرد. این تجربه نشان داد که خط خوب و خوشنویسی میتواند در لحظات سرنوشتساز تاثیرگذار باشد.
زارع به زودی به لاهه و سپس پاریس اعزام شد و در این سفرها همواره در پی فعالیتهای فرهنگی در ایران بود. او در اوایل دهه هشتاد، به فرهنگستان هنر رفت و مؤسسه فرهنگی هنری صبا را تأسیس کرد. این مؤسسه با الهام از مرکز فرهنگی جورج پمپیدو در پاریس، فضای خلاقانه ای برای هنرمندان فراهم کرد.
صبا به زودی به مرکز توسعه دانش و هنر تبدیل شد و برنامههای متنوعی از جمله نمایشگاههای تخصصی و همایشهای متعدد در آن برگزار شد. زارع توانست جایگاه این مرکز را حیث علمی و هنری در سطح داخلی و بینالمللی مطرح کند و به شگفتی رئیس موزه لوور نیز منجر شود. فعالیتهای او در این راستا، مایه افتخار و غنای فرهنگی برای کشور محسوب میشود.**زارع، دگرگونیها و تلاشهای فرهنگی در صبا**
مؤسسه صبا بهعنوان نامآشنایی در میان هنرمندان و علاقمندان هنر، با فعالیتهای گوناگون به ویژه نمایشگاههای تاریخی افشاریه، زندیه و قاجار شناخته میشود. این مؤسسه بهعنوان مرکز فرهنگی مهمی در سالهای گذشته به شمار میرفت و این موفقیتها به زارع، مدیر آن، افتخار میآفریند.
در دوازدهم تیرماه 1385، هانری لوآرت، رئیس موزه لوور، با دعوت از سوی زارع، از مؤسسه صبا بازدید کرد. او در این بازدید اظهار تعجب کرد و گفت که برای نخستینبار چنین مجموعهای جامع از یک مکتب هنری را شاهد است. لوآرت تأکید کرد که صبا در مسیر مشابهی گام برمیدارد که موزه لوور چندین سال قبل طی کرده است، اشارهای که برای زارع بهعنوان تأییدیهای مهم تلقی شد.
زارع به یاد میآورد که پس از حوادث خرداد 88، در وضعیت پیچیدهای قرار گرفت. برنامهریزی برای برگزاری دوسالانه کاریکاتور در آذرماه ادامه داشت، اما بسیاری از هنرمندان به دلیل رویدادهای سیاسی، از شرکت در آن خودداری کردند. با این وجود، زارع تصمیم گرفت تا این دو سالانه را بهطور مستقل برگزار کند، اعتقاد داشت که عدم برگزاری این رویداد میتواند به اعتبار آن آسیب وارد کند.
پس از این رویداد، زارع به فعالیتهای فرهنگی ادامه داد، اما بهتدریج تحت فشار قرار گرفت تا از فعالیتهایش کنارهگیری کند. او به کار خود در ریاستجمهوری بازگشت، بهرغم شرایط نامناسب کاری که با آن مواجه بود. او در شرایطی دشوار، به نوشتن چندین کتاب در حوزه هنر و تاریخ پرداخت که از جمله آنها میتوان به «کتاب نقالی و نقاشی» و «کتاب گروهای حاج عمران» اشاره کرد.
در پی دعوت دکتر مسعود کرباسیان به عنوان مشاور، زارع به گمرک رفت. این پست، اگرچه غیرفرهنگی بود، فرصتی به او برای تنفس در سالهای پرچالش فراهم کرد. در نتیجه پروندهسازیهای نادرست، زارع سالها درگیر مشکلات قضایی شد اما پس از شش سال توانست خود را از اتهامات بیاساس تبرئه کند.
با بازنشستگی در پاییز 1400، زارع همچنان به دنبال فرصتهایی برای فعالیت در عرصه فرهنگ و هنر بود. در سال 1403، طی مراسمی که وزارت خارجه برگزار کرد، بهعنوان چهره برتر دیپلماسی فرهنگی معرفی شد. همچنین در نزدیکی سال 1404 جشن بزرگ نوروز را در میدان آزادی با حضور سفرا و هنرمندان برگزار کرد.
در حال حاضر، زارع در مؤسسهای مشغول بهکار است که به توسعه فرهنگ و هنر میپردازد. او با راهاندازی سامانهای برای شناسنامه اصالت آثار هنری، تلاش میکند تا دغدغه هنرمندان در خصوص جعل و اصالت آثار را کاهش دهد. زارع با شناختی عمیق از مشکلات موجود، در صدد ارتقاء وضعیت اسناد هنری هنرمندان و هنردوستان است.**ثبت آثار هنری در ایران به آسانی ممکن شد**
در ایران، هنرمندان و مالکان آثار هنری قادرند تا به راحتی آثار خود را در سامانهای مختص به اصالت آثار هنری ثبت کنند. این سامانه تحت نظارت مؤسسهای برای توسعه فرهنگ و هنر فعالیت میکند. پس از ثبت، آثار مورد بررسی قرار میگیرند و هنرمند میتواند شناسنامه اثر خود را دریافت کند. همچنین، با ارزیابی ارزش آثار از بانکهای معتبر، امکان درخواست وام و استفاده از آثار هنری به عنوان وثیقه فراهم میشود. این پیشرفت، به عنوان یک گام مهم در تاریخ هنر ایران به شمار میآید.
زارع، که در دوران دفاع مقدس نوجوانی وطن دوست بود، هماکنون به عنوان کارمند وزارتخانهها و دیپلمات هنردوست در سفارتهای هلند و فرانسه شناخته میشود. وی همچنین مدیریت مؤسسه صبا را بر عهده دارد و در زمینههای مختلف فرهنگی فعال است. زارع که در گذشته مکاتباتی برای تمرین خط داشت، هنوز هم به نوشتن و خلق آثار هنری ادامه میدهد.












