**ریحانه اسکندری**: نظامهای رفاه اجتماعی در جوامع مدرن عمدتاً بر اساس فرضیه استخدام دائمی و اشتغال مستمر در بخشهای صنعتی شکل گرفتهاند. اما در حوزههای تئاتر و سینما، ماهیت کار هنری به وضوح با این مدل در تضاد است. فعالیتهای نمایشی به صورت کلی ناپایدار، فصلی و پروژهای هستند و هنرمندان معمولاً بین دورههای فعالیت فشرده و بیکاری ناخواسته در حال نوساناند.
این وضعیت که به عنوان «تعلیق زیستی» شناخته میشود، موضوعات مهمی چون امنیت شغلی، پوششهای درمانی و حقوق بازنشستگی هنرمندان را به چالش میکشاند. در ایران، این مسأله به دلیل پیچیدگیهای بوروکراتیک و معیشتی، منجر به اعتراضات صنفی و گفتگوهای حقوقی گستردهای شده است.
کشورهای دیگر با استفاده از الگوهای مختلف همچون حمایتهای دولتی، شبکههای امنیت شغلی پروژهمحور و سندیکاهای قوی، اقدام به پر کردن این شکاف کردهاند. این گزارش با تکیه بر اسناد و قوانین رسمی، وضعیت معیشت، بیمه و بازنشستگی هنرمندان سینما و تئاتر را در ایران، فرانسه، آلمان، ایالات متحده و بریتانیا تحلیل میکند.
**گره کور هویت حقوقی در ایران؛ از شناسه صیادی تا بنبست قوانین کار**
یکی از دلایل اصلی ضعف در حمایتهای رفاهی از هنرمندان در ایران، فقدان یک تعریف رسمی و قانونی از «هنر به عنوان شغل» در سیاستگذاریهای کار و تأمین اجتماعی است. این مشکل زمانی به وضوح بروز کرد که مسئله شناسنامه ملی و ثبت صنوف خانه سینما مطرح شد.
پژمان بازغی، بازیگر و رئیس پیشین انجمن بازیگران سینمای ایران، در گفتگویی با برنامه رادیویی «استودیو هشت»، از یک واقعیت اداری عجیب پرده برداشت. او گفت که باوجود پیگیریهای صنفی، بازیگران در وزارت کار به عنوان «کارگران فصلی ماهیگیران جنوب» ثبت و بیمه میشوند.
او توضیح داد که به علت نبود ردیف شغلی مناسب برای فعالیتهای هنری، ادارات ناچارند بازیگران را با این عنوان طبقهبندی کنند. این کمبود کد شغلی مستقل به این معناست که سیستم اداری کشور هنوز نتوانسته است شغلهای غیرمستمر در هنر را به رسمیت بشناسد.
عدم تطابق کدهای شغلی تأثیر مستقیم و قابل ملاحظهای بر دریافتی و کیفیت زندگی هنرمندان پیشکسوت در دوران پیری گذاشته است. اعتراضات مکرر چهرههای شناختهشده در عرصه بازیگری شاهد این مسأله است. اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت، به این موضوع اشاره کرده و در ویدیویی در فضای مجازی به حقوق بازنشستگی خود انتقاد کرد و گفت بعد از 45 سال فعالیت هنری، حقوق وی تنها شش تا هفت میلیون تومان است که به گفته او، برای تأمین هزینههای زندگی و درمان ناکافی است. در پی این اعتراض، سیدمجید پوراحمدی، مدیرعامل صندوق اعتباری هنر، ضمن تأکید بر ارزشهای کار اکبر عبدی، گفت که صندوق آماده است مشکلات را بررسی کند، اما فرایند تعیین حقوق بازنشستگی همچنان تابع قوانین عمومی تأمین اجتماعی است.
از سویی دیگر، معافیتهای مالیاتی و درآمدهای هنرمندان نیز موضوع بحثهای عمومی بوده است. پژمان بازغی در گفتگوی خود اشاره کرد که تصور عمومی درباره این موضوع باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.**بازیگران و تبعات مالیات و بیمه در نظام سینمایی ایران**
به تازگی، موضوع عدم پرداخت مالیات توسط بازیگران مطرح شده است. در این زمینه، یکی از مسئولان مالیاتی توضیح داد که اداره امور مالیاتی به تمامی حسابهای بانکی بازیگران نظارت دقیقی دارد. وی اظهار داشت که ۷۰ درصد درآمد سالانه بازیگران به عنوان هزینه قابل قبول در نظر گرفته میشود و بر اساس قوانین، بین ۱۷ تا ۳۵ درصد، مالیات از ۳۰ درصد باقیمانده کسر میگردد. همچنین، وی خاطرنشان کرد در صورتی که بازیگران فعالیتهای تبلیغاتی انجام دهند، این میزان مالیات به حدود ۷۵ درصد افزایش مییابد و هیچ معافیت مالیاتی دیگری وجود ندارد. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که علیرضا حسینی، دبیر هیئت رئیسه خانه سینما، به مشکلات جدی در پروندههای مالیاتی سینماگران اشاره کرده و تاکید کرد که در ماههای اخیر، کارشناسان غیرسینمایی به جای کارشناسان مربوطه، مسئولیت بررسی این پروندهها را بر عهده گرفتهاند.
در موضوع بیمه هنرمندان، مهدی کوهیان، حقوقدان و مشاور قانونی خانه سینما، در گفتگویی در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، به چالشهای موجود در این نظام اشاره کرده است. وی بیان کرد که هنرمندان در ایران از سه طریق به بیمه و بازنشستگی دسترسی دارند: نخست، از طریق عضویت در صندوق اعتباری هنر و دریافت معرفینامه به تامین اجتماعی که در این مدل، دولتی بخشی از حق بیمه را پرداخت میکند. دوم، بیمه کارفرمایی است که تنها شامل اقلیت محدودی از هنرمندان رسمی میشود و سوم، بیمه خویشفرما است که هیچگونه تسهیلات دولتی ندارد.
کوهیان نگرانیهایی را در مورد کسر حق بیمه بر اساس حداقل دستمزد مطرح کرد و افزود که هنرمندان با سابقه ۳۰ ساله در پرداخت حق بیمه، در زمان بازنشستگی تنها مستمری معادل حداقل دستمزد قانون کار دریافت میکنند. در پاسخ به این انتقادات، مسلم کریمی، معاون اعضای صندوق اعتباری هنر، تصریح کرد که صندوق هنر هیچگونه دخالتی در تعیین حقوق بازنشستگان ندارد و تأکید کرد که حقوق بازنشستگی بر اساس سهم بیمهای انتخابی فرد محاسبه میشود.
به علاوه، کوهیان به چهار چالش اصلی در نظام بیمهای اشاره کرده است: عدم تطابق درآمدهای واقعی هنرمندان با مبنای بیمهای، طراحی نامناسب سازمان تأمین اجتماعی برای استانداردهای کاری سینما، تضاد میان بیمه حمایتی و بیمه اجباری پروژهها، و بلاتکلیفی در اجرای آییننامه بیمه بیکاری هنرمندان. این نواقص باعث شده است که بازنشستگی هنرمندان پیشکسوت با مشکلات جدی مواجه گردد. محمد شیری، بازیگر پیشکسوت، نیز در مصاحبهای به این مشکلات انتقاد کرده است.**وضعیت معیشتی هنرمندان: نگرانیها و تلاشها ادامه دارد**
اخیراً گزارشی از وضعیت معیشتی هنرمندان ارائه شده است که نشان میدهد یکی از بازنشستگان این حوزه، با درآمد ماهانهای معادل ۱۰ میلیون تومان از سوی تامین اجتماعی، به مشکلات جدی مواجه شده و متذکر شده که در دوره درمان خود مجبور به پرداخت ۲۰ میلیون تومان برای دارو شده که بیمه تکمیلی هیچ کمکی در این مورد نکرده است. علی لقمانی، از اعضای هیئت رئیسه خانه سینما، در گفتوگو با خبرگزاری مهر خواستار تشکیل کارگروهی مشترک با مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی برای تسهیل شرایط افزایش حقوق افراد در آستانه بازنشستگی شد.
**حمایتهای دولتی و چالشهای جدی**
حمایتهای دولت از هنرمندان در قالب صندوق اعتباری هنر انجام میشود که اقدامات آن شامل بیمه، مستمری و ارائه وامهای ضروری است. عقیل گودرزی، معاون توسعه و مدیریت این صندوق، از اعتبار ۲۱۰ میلیارد تومانی برای تسهیلات در سال ۱۴۰۴ خبر داد. همچنین سیدمجید پوراحمدی، مدیرعامل صندوق، ابراز داشته که این نهاد با وجود محدودیتهای مالی، خدماتی به بیش از 101 هزار قشر ارائه نموده است.
وی همچنین اعلام کرد که پرداختهای حمایتی در سال ۱۴۰۴ به 1486 میلیارد تومان خواهد رسید. در این راستا، طرحهای شناسایی هنرمندان نیازمند و ادامه برنامههای حمایتی با افزایش 100 درصدی مبالغ در دیماه ۱۴۰۴ نیز پیگیری میشود.
**زنگ هشدار مدیران هنری**
تغییرات در هیئت مدیره جدید صندوق شامل افرادی همچون منوچهر شاهسواری و حمیدرضا نوربخش به دنبال تشدید خدمات است. اما بحرانهای ناگهانی، مثل شیوع ویروس کرونا، مشکلات ساختاری را بیشتر نمایان کرده است. همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، بر لزوم تداوم حمایتها و جبران خسارتهای وارد شده به هنرمندان تاکید کرده است.
در همین راستا، بازیگران چون حامد بهداد و فریبا کوثری نیز درباره نیازهای اساسی و چالشهای معیشتی سخن گفتند. مشکلاتی نظیر بیکاری و شرایط نامناسب معیشتی بخش بزرگی از هنرمندان، نیاز به بررسیهای عمیقتری دارد.
**تئاتر: چالشهای خاص خود را دارد**
هنر تئاتر به دلیل وابستگی به حضور تماشاگر در شرایط بحران، آسیبهای جدیتری نسبت به سینما را متحمل میشود. ایرج راد، مدیرعامل خانه تئاتر، در انتقادی ساختاری خواستار توجه بیشتر به جایگاه هنرمندان به عنوان شغل و حرفه در جامعه شد و تأکید کرد که وجود قراردادهای موقت و بیمه تامین اجتماعی باید به عنوان پذیرش هنر به عنوان یک شغل جدی گرفته شود.**ثبت حرفه تئاتر به عنوان شغل رسمی**
وزارت کار کشور، به تازگی اقدام به ثبت رسمی حرفه تئاتر کرده است. این موضوع به چالشی دیرینه اشاره دارد؛ زیرا هنرمندانی که پیشتر به صورت رسمی در اداره تئاتر مشغول به کار بودند، پس از بازنشستگی، فاقد جایگاههای سازمانی مؤثر شدند و این امر امکان انتقال قانونی این موقعیتها به نسلهای جوان تئاتر را محدود کرده است.
حمیدرضا نعیمی، کارگردان و نویسنده تئاتر، در مصاحبهای با رسانهای، از تلاشهای خانه تئاتر برای رسمی کردن این حرفه تقدیر کرد و یادآور شد که تمرینات نمایش جدیدش با عنوان «فردریک» در اسفند ۱۳۹۸ به دلیل شیوع ویروس کرونا متوقف شده است. نعیمی همچنین به نیاز به یک سیستم امنیت شغلی پایدار در حوزه تئاتر تأکید کرد و خاطرنشان کرد که این شرایط باعث آسیبپذیری معیشت هنرمندان در زمانهای بحرانی میشود.
در ادامه، سخنگوی خانه تئاتر در مصاحبهای در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ به بررسی ابعاد اقتصادی بحرانهای موجود پرداخت. وی اشاره کرد که نهادهای دولتی، از جمله مرکز هنرهای نمایشی، غالباً به کمبود بودجه اشاره میکنند، در حالی که چالش اصلی عدم تناسب ساختارها با واقعیت اقتصادی و افزایش قیمتهاست که فشار بیشتری به هنرمندان وارد میکند. او خواستار اصلاح مدلهای بیمهای متناسب با چالشهای موجود و شکلگیری شبکهای از امنیت شغلی برای مقابله با بحرانهای اقتصادی شد.
توماج دانشبهزادی، بازیگر و کارگردان تئاتر، نیز در گفتگویی تأکید کرد که سلامت هنرمندان باید در اولویت قرار گیرد و پس از آن، موضوع معیشت و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده تئاتر باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، رضا کیانیان بر ضرورت اعطای وامهای بدون بهره یا کمکهای بلاعوض به هنرمندان در دوران تعطیلی سالنها تأکید کرد. او وضعیت مالی دشوار هنرمندان را در زمان بحران را مورد انتقاد قرار داد. به گفته سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، کاهش منابع درآمدی دولت تأثیر منفی بر حمایتهای دولتی داشته است، هر چند که امیدواری به آغاز تسهیلات مشاغل هنری وجود دارد.
**مدل کارگزاران موقت در فرانسه**
در مقایسه با ساختارهای رفاهی مبتنی بر استخدامهای دائم، فرانسه از سال ۱۹۳۹ سیستم قانونی خاصی به نام «رژیم کارگران موقت هنرهای نمایشی» ایجاد کرده است. این طرح هنرمندان و کارکنان بخشهای سینما، تلویزیون، تئاتر و موسیقی را شامل میشود و بر مبنای کارهای هنری متکی بر دورههای متناوب کار طراحی شده است.
مکانیزم اجرایی این قانون به هنرمندان این امکان را میدهد که اگر در یک دوره مشخص، حداقل ۵۰۷ ساعت کار با پرداخت حق بیمه داشته باشند، به دریافت مستمری بیکاری برای روزهای بدون مشغله در طول سال واجد شرایط شوند.مالیات کارفرمایان و شرکتهای تولیدی، منابع مالی اصلی طرحهای مرتبط با تأمین اجتماعی هنرمندان را تشکیل میدهد. بر اساس تغییرات اخیر در قوانین، شرایط ویژهای برای هنرمندان کهنسال پیشبینی شده است. با توجه به این قوانین، از سن ۵۰ سالگی، ساعات کار الزامی برای دریافت مستمری از ۸۰ روز به ۶۰ روز کاهش یافته و از سن ۵۵ سالگی نیز تعداد روزهای مستمری بیکاری از ۱۲۱ به ۱۳۱ روز افزایش یافته است تا به این وسیله معیشت هنرمندان با تجربه تضمین شود.
این سیستم به رغم کاراییاش همواره منبع تنشهای صنفی بوده است. در سال ۲۰۰۳، توافقی میان کارفرمایان و برخی اتحادیهها برای کاهش مدت مستمری موجب اعتراضات وسیع هنرمندان فرانسوی شد. این اعتراضات منجر به لغو جشنوارههای معتبر بینالمللی مانند جشنواره تئاتر آوینیون گردید که بر حساسیت جامعه هنری فرانسه نسبت به حقوق اجتماعی تأکید دارد.
در آلمان، مسئله بیمه و بازنشستگی هنرمندان مستقل از طریق «صندوق تأمین اجتماعی هنرمندان» (KSK) مدیریت میشود. این نهاد وظیفه دارد دسترسی هنرمندان و روزنامهنگاران به سیستمهای بیمه درمانی و بازنشستگی را تسهیل کند. KSK در واقع نقش کارفرما برای هنرمندان مستقل را بازی میکند. هنرمندان تحت پوشش KSK تنها ۵۰ درصد حق بیمه را بر اساس درآمدشان پرداخت میکنند و باقیمانده توسط صندوق تأمین میشود. برای تأمین مالی سهم شبه کارفرما، ۲۰ درصد از راه بودجه فدرال و ۳۰ درصد از عوارض قانونی شرکتها تأمین میشود.
شرط عضویت در این سیستم، فعالیت حرفهای و درآمدزایی مستمر است و هنرمندان باید حداقل درآمد خالص ۳۹۰۰ یورو داشته باشند. KSK همچنین نظارت شدیدی بر درآمد هنرمندان دارد و در صورت بروز تخلف، جریمههایی برای آنها در نظر گرفته میشود.
در ایالات متحده و بریتانیا، فدراسیونها و اتحادیهها نقش مهمی در تعیین شرایط کاری هنرمندان دارند. در آمریکا، دو اتحادیه SAG-AFTRA و Actors’ Equity Association تحت پوشش خود بازیگران سینما و تئاتر را قرار میدهند. طرح درمانی SAG-AFTRA توسط نمایندگان بازیگران و تهیهکنندگان اداره میشود و برای بهرهمندی از آن، درآمد سالانه ۲۵ هزار و ۹۵۰ دلار یا حداقل ۱۰۰ روز کار الزامی است. همچنین، مستمری بازنشستگی این نهاد امکان بازنشستگی عادی در ۶۵ سالگی و زودتر در ۵۵ سالگی را فراهم میکند. ادغام برنامههای بازنشستگی SAG و AFT نیز برای سال ۲۰۲۸ در حال انجام است تا سوابق هنرمندان به صورت یکپارچه مدیریت گردد.### تسهیل شرایط هنرمندان در سیستمهای مختلف صنفی
در حوزه تئاتر، اتحادیه AEA در ایالات متحده با قوانین سختگیرانهای روبرو است که به اعضای خود اجازه نمیدهد در پروژههای بدون قرارداد اتحادیهای مشارکت کنند. کارفرمایانی که این قوانین را نقض کنند، به «لیست کارفرمایان ممنوعه» اضافه خواهند شد.
در بریتانیا، اتحادیه «اکویتی» وظیفه شناسایی و حمایت از حقوق هنرمندان، بازیگران و مدیران صحنه را بر عهده دارد. این اتحادیه که حدود ۴۳ تا ۵۰ هزار عضو دارد، علاوه بر تعیین حداقل دستمزد و شرایط کار، خدمات رفاهی متعددی از جمله بیمه مسئولیت مدنی تا ۱۰ میلیون پوند و مشاوره حقوقی رایگان برای حل اختلافات فراهم میآورد. برخلاف ایالات متحده، اعضای اکویتی میتوانند در پروژههای غیراتحادیهای نیز فعالیت کنند، اما اتحادیه به شدت شرایط منصفانه را تحت نظر دارد. اخیراً این نهاد کارزارهایی مانند «راهنمای کار در هوای گرم» و «حمایت از کارگردانی صمیمیت» را برای بهبود ایمنی در صحنههای حساس رهبری کرده است.
### وضعیت هنرمندان در ترکیه؛ چالشهای قانونی و صنفی
ترکیه در سالهای اخیر به یکی از مراکز مهم تولید سینما و تلویزیون در منطقه تبدیل شده است، اما سیستم رفاهی برای هنرمندان مستقل هنوز با چالشهای جدی مواجه است. سیستم بیمه اجتماعی عمومی در این کشور به دلیل ماهیت مقطعی پروژهها، هنرمندان را به چانهزنیهای صنفی وابسته میکند. «سندیکای بازیگران ترکیه» و «سندیکای کارگران سینما» از نهادهای اصلی دفاع از حقوق هنرمندان هستند و تلاشهایی گسترده برای به رسمیت شناختن حقوق آنان انجام دادهاند.
یکی از بزرگترین چالشها در ترکیه، طبقهبندی هنرمندان به عنوان «پیمانکاران مستقل» تحت قانون کار شماره ۴۸۵۷ است که به شرکتهای تولیدی امکان میدهد از پرداخت سهم بیمه خود شانه خالی کنند. این امر باعث افزایش هزینههای بیمه برای هنرمندان و ایجاد مشکلاتی در حفظ سوابق بیمه آنها شده است. سندیکا با استناد به صدور احکام قضائی، اصطلاح «کارگران ماهر موقت» را معرفی کرده و شرکتها را ملزم به پوشش بیمهای برای هنرمندان کرده است.
ساعات کار نامتعارف و فشار بالای کاری نیز از دیگر چالشهای موجود است. پروژههای سینمایی گاهی تا ۱۵ یا ۱۸ ساعت در روز ادامه پیدا میکنند، در حالی که سقف قانونی ساعت کار ۴۵ ساعت در هفته است. علیرغم موفقیت در ایجاد استانداردهای ایمنی، سیستم بازنشستگی هنرمندان بنا بر حداقل دریافتیها محاسبه میشود که تحت تأثیر تورم، شرایط سختی را برای آنان ایجاد میکند.
### مدلسازی مصری برای حمایت از هنرمندان
مصر، به عنوان زادگاه سینمای عرب، از سیستم سندیکایی قوی برخوردار است که بر اساس «قانون سندیکاهای هنری» سال ۱۹۷۸ شکل گرفته است. در این کشور، سه سندیکای اصلی مشاغل بازیگری، سینماگران و موسیقیدانان مسئول سیاستگذاریهای رفاهی هستند. عضویت در این سندیکاها برای فعالیت در پروژهها الزامی است و دولت قدرت اجرایی قابل توجهی به این نهادها اعطا کرده است.
یکی از نقاط قوت سیستم مصری، تأمین مالی صندوقهای رفاه و بازنشستگی است که به درآمدهای صنعت سینما وابسته است. درصد معینی از بودجه تولیدات، مالیاتها و درآمدهای دیگر مستقیماً به این صندوقها واریز میشود. این ساختار مالی کمک کرده تا سندیکای بازیگران مصر بتواند منابع لازم برای حمایت از هنرمندان را تأمین کند.یک سیستم بیمه درمانی تکمیلی با امکانات ویژه برای اعضا و خانوادههایشان راهاندازی شده است که شامل بیمارستانهای اختصاصی و قراردادهای بخصوص با مراکز درمانی میشود.
با این حال، نظام سنتی بیمه در سالهای اخیر با چالشهای جدی روبرو شده است. ظهور پلتفرمهای پخش آنلاین (VOD) و انتقال تولید به بخش خصوصی بینالمللی، منجر به افزایش فرار از پرداخت عوارض سندیکا شده است. علاوه بر این، مستمری بازنشستگی که توسط سندیکا پرداخت میشود، به دلیل بحرانهای اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی مصر، دیگر پاسخگوی نیازهای مالی هنرمندان پیشکسوت نیست. در این راستا، سندیکا در سال ۲۰۲۵ اقدام به اجرای طرحهای حمایتی اضطراری و وامهای کوتاهمدت برای هنرمندان بیکار خواهد کرد که این نوع رویکرد به گونهای مشابه چالشهای موجود در صندوق اعتباری هنر در ایران است.
**الگوهای مواجهه با کار فصلی و منقطع**
تحلیل و مقایسه نظامهای مختلف نشان میدهد که تفاوتهای اصلی در امنیت شغلی و معیشتی هنرمندان به رویکردهای قانونی و زیرساختی در مورد ماهیت کار هنری برمیگردد. در ادامه، ابعاد مختلف این تفاوتها بررسی خواهد شد.
اولین تفاوت در تعریف قانونی اشتغال هنری است. در ایران، مشاغل هنری به دلیل نبود کدهای شغلی مستقل در قوانین تامین اجتماعی با مشکلاتی مواجهاند و بازیگران به عنوان کارگران فصلی شناخته میشوند. در حالی که در فرانسه، قوانین خاصی برای کارگران موقت هنری وجود دارد که به ماهیت این حرفه توجه میکند. در آلمان نیز، KSK وضعیت خوداشتغالی هنری را رسمی کرده است و در ایالات متحده و بریتانیا، اتحادیهها به کمک تعاریف دقیق کارگاهی این نقیصه را جبران میکنند.
دومین تفاوت در روش تأمین مالی پوششهای بیمهای و بازنشستگی به چشم میخورد. در ایران، الگوی تأمین مالی بر اساس سوبسید دولتی است و مستمری بازنشستگی به حداقل دستمزد بستگی دارد. در مقابل، در آلمان، همکاری سهجانبه دولت، هنرمند و شرکتهای مصرفکننده آثار هنری مطرح است. در فرانسه نیز هزینههای بیکاری هنرمندان از عوارض کارفرمایان بخش نمایش تأمین میشود و در ایالات متحده، تهیهکنندگان بزرگ طرف قرارداد با اتحادیهها، هزینهها را تأمین میکنند.
سومین تفاوت به شیوههای مدیریت دوران بیکاری و بحرانهای اقتصادی مربوط میشود. در ایران، با وجود مصوبات قانونی برای بیمه بیکاری، این طرحها غالباً عملیاتی نیستند و در بحرانهایی نظیر کرونا، هنرمندان با مشکلات معیشتی جدی روبرو شدند. اما در فرانسه، سیستم مستمری روزمزد بیکاری به طور فعال ایام خلاء کاری را پوشش میدهد، و در آمریکا و بریتانیا صندوقهای اضطراری اتحادیهای به کمک اعضا میآیند.
در پایان، بررسی این مدلها نشان میدهد که ساختارهای حمایتی زمانی موثر خواهند بود که قوانین رفاهی و کار با انعطافپذیری مشاغل هنری هماهنگ شوند. برای رسیدن به نظامهای پایدارتر، نیاز است تا تفاوتهای بین مشاغل مستمر و فعالیتهای پروژهای مورد توجه قرار گیرد تا هنرمندان بتوانند بدون دغدغههای معیشتی به خلق آثار فرهنگی بپردازند.












