وبسایت خبری
خبردونی

تحلیل آیدین آغداشلو از پیوند هنر عامیانه و جنبش سقاخانه؛ هنر سقاخانه به عنوان جست‌وجویی برای یافتن کهن‌الگوهای گمشده

تحلیل آیدین آغداشلو از پیوند هنر عامیانه و جنبش سقاخانه؛ هنر سقاخانه به عنوان جست‌وجویی برای یافتن کهن‌الگوهای گمشده

به گزارش خبرنگار ما، نشست تخصصی «از سقاخانه تا نوسقاخانه؛ بازخوانی یک جریان» روز پنجشنبه، اول مردادماه، در گالری ایرانشهر با سخنرانی آیدین آغداشلو و محمدرضا مریدی تحت مدیریت شایان شعبان برگزار شد.

شایان شعبان در ابتدای نشست درباره موضوع اصلی گفتگو توضیح داد و افزود که این نشست به بررسی جنبش سقاخانه و آغاز آن در اوایل دهه ۴۰ شمسی می‌پردازد. وی بیان کرد که این جنبش از «سومین بینال نقاشی تهران» و گروهی به‌همراه کریم امامی به‌وجود آمد. پایان‌نامه‌اش در این زمینه به برگزاری دو نمایشگاه در گالری جاوید و انتشار کاتالوگ‌های مرتبط منجر شد.

آیدین آغداشلو، هنرمند برجسته، در ادامه به یادآوری ارتباط خود با هنرمندان این جنبش و رقابت بین «دانشکده هنرهای تزیینی» و «دانشکده هنرهای زیبا» پرداخت. وی توضیح داد که بنیان‌گذاران جنبش سقاخانه اغلب از دانشکده هنرهای تزیینی بودند، زیرا مدیریتی سخت‌گیر در دانشکده هنرهای زیبا وجود داشت و این مسئله باعث پدید آمدن رقابت بین دو دانشکده شد.

آغداشلو به اهمیت روایت‌های شفاهی و خاطرات اشاره کرد و افزود که با گذشت زمان، فاصله نسلی بیشتر می‌شود. وی تأکید کرد که این روایت‌ها به تکمیل پازل‌های تاریخی کمک می‌کند و اکنون زمان آن است که دستاوردها و ویژگی‌های آن دوران را با نگاهی تحلیلی بازبینی کنیم.

او همچنین نمایشگاه شایان شعبان را از نخستین و مهم‌ترین تلاش‌ها در زمینه مکتب سقاخانه دانست و ابراز امیدواری کرد که جوان‌ترها در ادامه این مسیر کوشاتر عمل کنند. همچنین وی بر ضرورت مشخص کردن جایگاه هر هنرمند سقاخانه تاکید کرد و به مشاجرات موجود درباره پیشگامان این جریان مانند محمد احصایی و حسین زنده رودی اشاره نمود.

آغداشلو روایت دیگری از حسین زنده رودی به اشتراک گذاشت که نشان‌دهنده الهام‌گیری از سفر به شاه عبدالعظیم و تبدیل پوسترهای مذهبی به آثار هنری بود. در ادامه، شایان شعبان به کریم امامی و تاثیرات او بر هنر معاصر در سال ۱۳۴۱ اشاره کرد.جریان هنری سقاخانه با معرفی چهار هنرمند برجسته، حسین زنده رودی، فرامرز پیلارام، منصور قندریز و بهزاد گلپایگانی آغاز شد. در سال ۱۳۵۶ و همزمان با افتتاح موزه هنرهای تجسمی معاصر تهران، هنرمندانی نظیر صادق تبریزی، پرویز تناولی، ناصر اویسی، منصور قندریز، ژازه تباتبایی و مسعود عربشاهی نیز به این گروه پیوستند.

در این روند، نظریات گوناگونی ارائه شده که یکی از آن‌ها متعلق به رویین پاکباز است. وی برخی هنرمندان همچون منصور قندریز و مسعود عربشاهی را به دلیل رویکرد «نو-سنت‌گرا» در طیف سقاخانه قرار نمی‌دهد. با این حال، بر اساس گفته‌های کریم امامی، تمامی این هنرمندان در نمایشگاه نخست به سه دسته تقسیم شدند؛ اولین گروه شامل حسین زنده رودی، فرامرز پیلارام و پرویز تناولی با نگاهی تجریدی بود، در حالی که منصور قندریز و مسعود عربشاهی در دسته دوم با رویکرد اسطوره‌محور قرار گرفتند و گروه سوم شامل صادق تبریزی، ناصر اویسی و ژازه تباتبایی بود که نگاره‌های فیگوراتیو ایجاد کردند و بین هنرمندان قهوه‌خانه‌ای و سقاخانه‌ای قرار داشتند.

محمدرضا مریدی در نشست اخیر بر اهمیت درک دلایل اجتماعی شکل‌گیری این جریان تأکید کرد و اضافه کرد که تحلیل دلایل شکل‌گیری سقاخانه ارزش بیشتری دارد تا تمرکز بر اینکه کدام هنرمند «اولین» بود. او پرسش‌هائی مطرح کرد که ماهیت این جنبش و رویکرد هنرمندان را مورد بررسی قرار می‌دهد و هدف اصلی آن را در کشف علل موفقیت آن‌ها در فرهنگ هنری ایران عنوان کرد.

آیدین آغداشلو نیز به بررسی پیشینه سقاخانه پرداخت. وی در توضیح این دوران از اواخر دهه ۳۰ تا ۵۰ شمسی، بر فضای شوخی و بازی‌گونه هنرمندان اشاره کرد و نوعی بی‌درایتی از معناگرایی را در آن زمان محسوس دانست. او گفت که برخی آثار هنرمندان، تحت تأثیر رویه‌ای بازیگوشانه و دور از جدیت خلق شده‌است.

آغداشلو همچنین به مبحثی بحث‌برانگیز بین حسین زنده رودی و جلال آل احمد پرداخته و اشاره نمود که سوءتفاهمات در نقد آثار زنده رودی ناشی از شوخی و طنز موجود در آثارش بوده‌است. وی تأکید کرد که بسیاری از هنرمندان در آن زمان واقعاً نمی‌دانستند چه می‌کنند و تفاسیر هنری بیشتر به مرور زمان شکل گرفتند.

این هنرمند همچنین به رابطه هنرمندان سقاخانه با هنر اسلامی و عامیانه پرداخت و واکنش‌های تند روزنامه‌های آن زمان به برخی آثار را یادآور شد. او با اشاره به آگاهی پرویز تناولی از تأثیر آثار خود بر هنر و جامعه تصریح کرد که برخی هنرمندان به‌ویژه تناولی به‌طور آگاهانه از انتقادات عبور کردند.### بررسی تأثیر هنر عامیانه بر جنبش سقاخانه

دست‌شستن پیش از غذا از قدیم الایام یک سنت بوده و در هنر نیز به کار گرفته شده است. پرویز، هنرمند برجسته این جریان، با ذکاوت تمام، نمونه‌های بی‌نظیر فلزکاری اسلامی را وارد آثار خود کرد. او از اعضای فعال گروه سقاخانه محسوب می‌شود و با تجربیات متنوعی که داشت، توانست آثاری منحصر به فرد و خاص خلق کند که در آن، خطوط خلاقش به وضوح نمایان است.

کریم امامی نام «سقاخانه» را برای این جنبش انتخاب کرد. به اعتقاد وی، نقاشی خطی یکی از ارکان اصلی این مکتب است که در آثار فرامرز پیلارام به خوبی دیده می‌شود. همچنین، وی به تحولاتی در آثار منصور قندریز اشاره کرده و تصریح کرد که قندریز بعد از تجربیات فیگوراتیو، به سمت تصاویری هم‌راستا با سبک حسین زنده‌رودی حرکت کرد. زنده‌رودی در این فرم‌ها ابتکار ویژه‌ای داشت و بسیاری از هنرمندان سقاخانه الهام‌بخش خود را از نمادها و جزئیات هنر عامیانه گرفتند.

این هنرمندان به نوعی به احیای کهن‌الگوهای گمشده هنر ایران پرداختند. آغداشلو بر این نکته تأکید داشت که نقاشان سقاخانه، با تلاش برای یافتن آرکتایپ‌های فراموش‌شده، سعی در بازتفسیر هنرهای عامیانه و مذهبی داشتند. او همچنین در ادامه به جایگاه این جنبش اشاره کرد و یادآور شد که نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای در آن زمان چندان مورد توجه روشنفکران نبودند، اما به تدریج دوباره در کانون توجه قرار گرفتند.

آغداشلو به تأثیر حسین زنده‌رودی در این عرصه اشاره کرد و هرچند که اختلافاتی با او داشته، او را به عنوان هنرمندی برجسته، حساس و خلاق شناخت. با توجه به تغییرات فرهنگی در دهه ۴۰ شمسی، هنرمندان به ثبت ضرب‌المثل‌ها و فرهنگ عامه پرداختند و این پیوند تاریخی منجر به مواجهه‌ای نو با هنر عامیانه شد.

در انتهای نشست، محمدرضا مریدی پرسش کرد که آیا جنبش‌های هنری با محوریت باورهای مذهبی به عنوان سدی در برابر نفوذ کمونیسم عمل می‌کردن؟ آغداشلو این ایده را رد کرد و تأکید کرد که آثار و رویکردها بیشتر به صورت تصادفی و همچون قطعات پازلی کنار هم قرار گرفتند. او همچنین به این نکته اشاره کرد که هنرمندان از یکدیگر و فعالیت‌های هم اطلاع نداشتند.

شایان شعبان نیز در این بحث به هم‌زمانی هنری اشاره کرد و داستانی از غلامحسین نامی را نقل کرد، که نشان‌دهنده چالش‌های هنری در اقلیم‌های مختلف بود.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *