وبسایت خبری
خبردونی

«نمی‌خواهم فراموش شوم» / اکبر عبدی در گفتگو با خود، از نقش مادر و حواشی فیلم «آدم‌برفی» تا مباحث سیاسی و آرزوهای نهایی‌اش می‌گوید.

«نمی‌خواهم فراموش شوم» / اکبر عبدی در گفتگو با خود، از نقش مادر و حواشی فیلم «آدم‌برفی» تا مباحث سیاسی و آرزوهای نهایی‌اش می‌گوید.

**مردی که خنده را برای مردم به ارمغان آورد، این بار در میان اشک بدرقه شد.** صبح چهارم مرداد ۱۴۰۵، طرفداران اکبر عبدی در مقابل تالار وحدت تجمع کردند تا با بازیگری خداحافظی کنند که برای نسل‌ها، تنها یک چهره بر پرده سینما نبود، بلکه بخشی از خاطرات مشترک آنان بود.

سال‌ها پیش از این، هنگامی که از عبدی پرسیده بودند چگونه می‌خواهد بمیرد، او بیشتر به انسان‌هایی فکر می‌کرد که پس از او باقی خواهند ماند. او دوست نداشت روزی مورد نفرت یا بی‌اعتنایی قرار گیرد و به یادگار بماند. علاقه او به این جمله مشهود بود: «دوست دارم از یاد آدم‌ها نروم.»

چنانچه زندگی اکبر عبدی را صرفاً بر اساس تعداد فیلم‌ها و جوایز او تعریف کنیم، بخشی از داستان اصلی گم می‌شود. او در طول زندگی‌اش درباره خانواده، نقش‌ها و تجربیات خود صحبت کرده و می‌توان با کنکاش در این نقل‌قول‌ها به جوانب مهمی از زندگی‌اش پی برد.

عبدی از روزهای کودکی و آرزوی بازیگری‌اش سخن می‌گوید. او به یاد می‌آورد که مادرش، با فروش النگوهایش، او را به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برد تا با هنر آشنا شود. او به غیر از تحصیل، کارآموزی در آهن‌فروشی پسرعمویش را ادامه داد، اما پس از مدتی علاقه به هنر او را به سمت بازیگری سوق داد.

او به شدت معتقد بود که بازیگران باید جامعه خود را بشناسند، زیرا شخصیت‌های روی پرده باید از زندگی واقعی نشأت بگیرند. این یکی از دلایل محبوبیت شخصیت‌های او بود؛ حتی زمانی که اغراق‌آمیز بودند، آنان حس آشنا و نزدیکی داشتند.

بدیهی است که محبوبیت به تنهایی برای ماندگار شدن کافی نیست. تاریخ سینما پر از بازیگرانی است که روزی معروف بودند و بعد فراموش شدند. اما اکبر عبدی در این میان مستثنی بود؛ او هیچ‌گاه در یک قالب خاص محصور نشد.

عبدیم توانست از پسِ هر نقش، کنش‌های بازیگری خود را اثبات کند. او همچنین به خطراتی که از گرفتار شدن در یک تیپ می‌تواند به وجود آید، واقف بود و می‌گفت نمی‌خواست تماشاگران تنها یک تصویر از او داشته باشند.

علی حاتمی، کارگردانی که با عبدی همکاری داشت، در شکل‌دهی به کارنامه حرفه‌ای‌اش تأثیرگذار بود. فیلم «مادر» نقطه عطفی برای عبدی بود؛ او در نقش غلامرضا موفق شد مرز باریکی میان طنز و احساسات عمیق را پیدا کند.

یادآور خاطرات و عواطف عمیق او در صحنه‌های مختلف فیلم، نشان‌دهنده توانایی‌های استثنایی او در به تصویر کشیدن شخصیت‌های واقعی بود.عبدی بیان کرده است که هدفش از تمرین نگه داشتن یک حرکت خاص، حفظ حس آن برای برداشت اصلی بوده است. پس از اجرای این صحنه، متوجه شد که هیچ‌کس دستور “کات” نمی‌دهد و حاتمی به همراه تعدادی از عوامل صحنه در حال اشک ریختن بودند.

وی از یادآوری یک پیش‌بینی دیگر از حاتمی نیز سخن گفت و افزوده است که کارگردان در آن زمان به او گفته بود این نقش باعث کسب سیمرغ خواهد شد که این پیش‌بینی به واقعیت پیوست.

عبدی در ادامه تصریح کرده که از خوش‌شانسی خود در آغاز حرفه‌اش به همکاری با بزرگانی چون حاتمی، مهرجویی و تقوایی اشاره کرده است.

او در یک برنامه تلویزیونی به یادآوری ناصر تقوایی و اثر “ای ایران” پرداخت و گفت که این کارگردان به او مفهوم سینما را آموخته است. به گفته عبدی، او از تقوایی یاد گرفته که بازیگر باید درک عمیقی از نقش و نحوه ایفای آن داشته باشد. این نکته حائز اهمیت است، چرا که عبدی بعدها در فیلم‌های مختلف با ژانرهای متنوع بازی کرد، با این حال همکاری با مهرجویی، حاتمی و تقوایی را همواره خوش‌شانسی خود می‌دانست.

نماد جسارت عبدی در عبور از قالب‌های رایج سینما، فیلم “آدم‌برفی” به کارگردانی داوود میرباقری است که در سال ۱۳۷۳ تولید شد. او در این فیلم با ظاهر یک زن در نقش عباس خاکپور بازی کرد. این تصمیم در آن زمان جسورانه و بحث‌برانگیز بود. فیلم سه سال از اکران عمومی دور ماند و نهایتاً در سال ۱۳۷۶ به نمایش درآمد. عزت‌الله ضرغامی نیز در سال ۱۳۹۸ توقیف این فیلم را یکی از اشتباهات خود دانست و ابراز ندامت کرد.

عبدی تأکید کرد که او همیشه برای پذیرش نقش‌ها به منطق شخصی خود می‌رسد و در مورد “آدم‌برفی” افزود که عبدالله اسکندری از ابتدا این نقش را برای او در نظر گرفته بود.

موفقیت این فیلم او را با چالشی مواجه کرد، چرا که درخواست‌های زیادی برای تکرار نقش مشابه دریافت کرد. عبدی بسیاری از این پیشنهادها را رد کرده تا نشان دهد که قابلیت‌هایش فراتر از یک قالب خاص است.

سال‌ها بعد، رضا عطاران او را دوباره در “خوابم می‌آد” در نقش یک زن سالخورده قرار داد و عبدی برای پذیرش این نقش آزمایش‌هایی انجام داد که نتیجه‌اش دریافت دومین سیمرغ او بود.

جالب اینجاست که فیلمی که به مدت سه سال اجازه اکران نداشت، اکنون از تلویزیون نیز پخش می‌شود. این تغییر نشان دهنده تحولی در نگاه جامعه به سینما و بازگشت آثار جنجالی به مخاطبان است.

نگاهی به کارنامه عبدی سؤالی را به وجود می‌آورد: چرا او با وجود همکاری‌های پیشینش در برخی فیلم‌ها در نقش‌هایی بازی کرده که به نظر کمتر از ظرفیت او بودند؟ پاسخ ابتدایی ممکن است انتخاب‌های نامناسب باشد، اما خود عبدی با ذکر مشکل اقتصادی، دلیل‌های پیچیده‌تری را مطرح کرده است. او به واقعیت‌های زندگی اقتصادی و نیاز به تأمین معیشت اشاره کرد و خاطرنشان کرد که نمی‌تواند منتظر فرصت‌های تأخیری بماند. به این ترتیب، او از بخشی از کارنامه‌اش دفاع کرده و به پیچیدگی‌های سینمای ایران نیز اشاره می‌کند.**اکبر عبدی: از کمدی به واقعیت‌های تلخ زندگی**

اکبر عبدی، بازیگر مطرح سینمای ایران، با نام شناخته‌شده خود به عنوان یک دارایی تجاری در صنعت فیلم معرفی می‌شود. او به جای این که به دنبال خلق شخصیت‌های نوین باشد، گاه به سادگی با حضور در آثارش، خود را به تماشاچیان یادآوری می‌کرد. با این حال، در نقش‌های مناسب، توانایی‌های او دوباره به نمایش گذاشته می‌شد، به ویژه در فیلم «خوابم می‌آد»، که نشان‌دهنده پتانسیل‌های باقی‌مانده در او بود.

عبدی به نوعی نماد «ظرفیت ناتمام» در سینمای ایران به شمار می‌آید، به این معنا که هرچند او هنرمند کامل و باسیاقتی است، اما سینما به‌طور کامل از توانایی‌های او بهره نگرفته است. تجربیات جدی در زندگی شخصی‌اش، از قبیل درگیری با بیماری‌های جسمی، او را تحت فشارهای زیادی قرار داده است. او در اردیبهشت ۱۳۹۵ به دلیل نارسایی کلیه تحت عمل پیوند قرار گرفت و سال‌ها با مشکلات دیابت و کلیوی دست و پنجه نرم کرد.

عبدی در برنامه «چهل‌تکه» به اعتیادش به تریاک و سیگار طی سال‌ها اشاره کرد و تاکید نمود که پس از عمل پیوند، این عادت‌ها را کنار گذاشته است. او با صراحت درباره بخش‌هایی از زندگی‌اش سخن گفت که بسیاری از هنرمندان تمایلی به بیان آن ندارند. او در سال‌های پایانی زندگی‌اش، بیشتر به مسائل اجتماعی و اقتصادی مردم می‌پرداخت و گاهی با لحن جدی‌تری نسبت به موضوعات روز واکنش نشان می‌داد.

در تاریخ چهارم آبان ۱۴۰۱، ویدیویی از او منتشر شد که در آن به مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم ایران اشاره کرد و این بار با خدا به گفتگو پرداخت. عبدی، زبانش ساده و صمیمی بود و از دردهای مردم سخن گفت. در ماه‌های پایانی زندگی‌اش، او ضمن انتقادات به وضعیت معیشت، مستقیماً با مسعود پزشکیان صحبت کرد و از مشکلات زندگی مردم ابراز نارضایتی کرد.

مواضع سیاسی او نسبتا پیچیده بود و نمی‌توانست به سادگی به یک جناح خاص نسبت داده شود. او در برنامه «دید در شب» درباره شخصیت‌های مختلف سیاسی به تحلیل تجربیاتش پرداخت. درباره محمود احمدی‌نژاد، او از گرمی روابط شخصی‌اش گفت، در حالی که در مورد حسن روحانی به بدقولی‌های او که بر معیشت مردم تاثیر گذاشته، انتقاد کرد.

در نهایت، در اوایل سال ۱۴۰۴، عبدی به تندترین شکل ممکن، انتقادات خود را به مسعود پزشکیان و وضعیت اقتصادی مردم ابراز کرد. این اظهارات باید به عنوان یک واکنش شخصی و هنرمندانه به وضعیت کنونی در نظر گرفته شود، نه به عنوان یک تحلیل کارشناسانه.پس از درگذشت اکبر عبدی، فرزند معنوی او، پزشکیان، در پیام تسلیتی به یاد این هنرمند بزرگ، اشاره کرد که نقش‌های عبدی به بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه و احساسات جمعی مردم ایران تبدیل شده است.

در سال ۱۳۹۴، کتابی به نام «سنگ قبر» به مدیریت پوریا تابان منتشر شد که در آن با برخی هنرمندان درباره مرگ و نوشته‌های روی سنگ مزارشان گفتگو شده بود. اکبر عبدی یکی از این هنرمندان بود و وقتی از او درباره نوع مرگش سؤال شد، اشاره کرد که برای او کیفیت مرگ مهم نیست، بلکه بر این نکته تأکید داشت که پس از مرگش، کسی نباید از رفتن او خوشحال شود و آرزو داشت که مردم با گفتن «حیف شد» یاد او را زنده نگه‌دارند.

وی همچنین در پاسخ به سوال درباره نوشته روی سنگ قبرش، بیان کرد که هنوز به فکر مرگ نیست و مشغول انجام کارهای بسیاری است که باید به سرانجام برساند. اما حالا، مدت‌ها بعد از آن گفت‌وگو، دیگر فرصتی برای انتخاب جمله باقی نمانده است.

در تاریخ چهارم مرداد ۱۴۰۵، پیکر اکبر عبدی از مقابل تالار وحدت تشییع شد و در میان جمعیت، هر فردی به یاد آن نسخه خاص از اکبر عبدی افتاد. او برای نسل‌های مختلف پسربچه‌ای از «باز مدرسه‌ام دیر شد» و جوانی از «اجاره‌نشین‌ها» بود. افراد زیادی او را با فیلم «مادر» و برخی سال‌های بعد با «اخراجی‌ها» به یاد می‌آورند.

هرچند همه آثار او شاهکار نبودند، عبدی سعی نکرد که کارنامه خود را بی‌نقص جلوه دهد و به صورت علنی درباره چالش‌هایی چون اعتیاد و نیاز مالی‌اش برای انتخاب نقش‌ها صحبت کرد. این تناقض‌ها شاید او را انسان‌تر می‌کرد و نشان می‌داد که می‌تواند تماشاگر را به گریه بیندازد و در عین حال در مرکز یکی از جنجال‌های سینمای ایران قرار گیرد.

اکبر عبدی کارنامه‌ای منظم و بی‌خطا از خود به یادگار نگذاشت، بلکه ردی از یک زندگی معمولی و انسانی‌تر را بر جا گذاشت. او سال‌ها پیش گفته بود که آرزو دارد پس از مرگش مردم بگویند «حیف شد» و جمعیتی که برای بدرقه‌اش آمده بودند، احتمالاً پاسخ او را دادند. همچنین، نگرانی دیگرش مبنی بر اینکه «دوست دارم از یاد آدم‌ها نروم» در گذر زمان ممکن است بهتر قضاوت شود، اما با وجود شخصیت‌های ماندگارش، به‌نظر می‌رسد او باید برای فراموش‌نشدن راهی طولانی‌تر نسبت به یک عمر معمولی بپیماید.

اخبار درگذشت و مراسم تشییع اکبر عبدی در تاریخ‌های ۲ و ۴ مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد و اظهارات او درباره مرگ و نوشته روی سنگ قبر، در کتاب «سنگ قبر» به کوشش پوریا تابان به چاپ رسید.**عزت‌الله ضرغامی: توقیف فیلم «آدم‌برفی» اشتباه بود**

عزت‌الله ضرغامی به نقد تصمیمات گذشته درباره فیلم «آدم‌برفی» پرداخته و اعلام کرده که این توقیف، اشتباه بوده است. بر اساس گزارشات، این فیلم از سال ۱۳۷۳ به مدت سه سال در توقیف بود و در نهایت در سال ۱۳۷۶ توانست به اکران عمومی برسد.

همچنین اعلام شده که این فیلم اخیراً از طریق شبکه آی‌فیلم دوباره پخش شده و این موضوع در سال ۱۴۰۲ به اطلاع عموم رسید.

در ادامه، گفت‌وگویی از اکبر عبدی با رضا رشیدپور در برنامه «دید در شب» منعکس شده است. او در این گفتگو به اظهاراتی در مورد محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی پرداخته و دلیل حضورش در برخی فیلم‌های تجاری را نیاز مالی عنوان کرده است.

اکبر عبدی در مسئله سلامتی خود نیز در سال ۱۳۹۵ برای پیوند کلیه بستری شد و گزارشاتی درباره نارسایی کلیوی و سابقه دیابت وی منتشر شده است. او همچنین در برنامه «چهل‌تکه» به مصرف حدود ۲۵ ساله تریاک و ۱۵ ساله سیگار اشاره و از موفقیت در ترک این عادات پس از عمل پیوند صحبت کرده است.

از دیگر موضوعات مطرح‌شده، پیام ویدیویی اکبر عبدی درباره مسائل اجتماعی و اقتصادی کشور است که در آن به حوادثی نظیر حمله شاهچراغ و مشکلات اقتصادی اشاره می‌کند و انتقادی نیز به حمایت‌های نقدی دولت دارد.

پس از درگذشت اکبر عبدی، مسعود پزشکیان با ارسال پیامی تسلیت به یاد او، به اثرگذاری و جایگاه این هنرمند در حافظه جمعی اشاره کرده است.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *