**اضطراب اجتماعی در پی رویداد نیما تکیدو در ایرانمال**
بنا بر گزارشهای منتشر شده، رویداد نیما تکیدو، یوتیوبر معروف، در ایرانمال با جمعیت بیش از ۱۵ هزار نفر، به یکی از مشکلات بزرگ امنیتی تبدیل شد. این رونمایی که برای تنها ۵ هزار نفر در نظر گرفته شده بود، منجر به هجوم بینظمی و درگیریهای پراکنده شد و حتی شکستن پای یکی از چهرههای اصلی رویداد را به همراه داشت. در نهایت، نیروهای انتظامی ناچار به دخالت و تعطیلی کامل این مرکز تجاری شدند.
این حادثه تنها نشانهای از یک بحران امنیتی نیست بلکه نمایانگر تغییرات عمیق فرهنگی در جامعهای است که به دنبال دیدن چهرههایی از قبیل نیما تکیدو است، که شهرتش به واسطه فضای دیجیتال شکل گرفته است. نیما تکیدو به وضوح میتواند نشانهای از تغییرات در مرجعیت فرهنگی باشد؛ به طوری که رسانههای رسمی دیگر تنها منابع معتبر اطلاعاتی به شمار نمیروند.
شکست در مدیریت این رویداد، نگرانکنندهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. رفتارهای جمعیتی حاضر در این رویداد نشان میدهد که نسل جوان به یک الگوی جدید زندگی دیجیتال روی آورده و دیگر رسانههای سنتی به چشمشان اعتبار ندارند. این نسل بیشتر تمایل دارد هویت خود را در ارتباط با سلبریتیهای مجازی تعریف کند.
برای بررسی عمق این واقعیت از منظر روانشناختی، با داود فتحی، روانشناس کودک و نوجوان، گفتگو کردیم. فتحی به ظهور قهرمانان مجازی اشاره کرد و گفت که این قهرمانان بر بسترهای دیجیتال رشد کردهاند و برند شخصی خود را میفروشند. به گفته او، این افراد به دلیل ارتباط قوی با احساسات و دغدغههای نسل جوان، به نوعی رهبران فکری این گروه تبدیل شدهاند.
فتحی همچنین تأکید کرد که والدین باید با دنیای دیجیتال فرزندان خود آشنا شوند و به دقت رفتارها و موضوعات مورد علاقه آنها را بشناسند. او به والدین توصیه کرد که باید به جای نگرانی، با فرزندان خود گفتگو کنند و نقاط مشترکی برای ایجاد ارتباط عاطفی پیدا کنند.
در نهایت، نیاز نسل جوان برای هویت اجتماعی و انسجام احتمالی به سلبریتیها، به وضوح در این رویداد نمایان شد؛ پدیدهای که به وضوح نشاندهنده تحولات عمیق فرهنگی در جامعه ماست.موضوع سلبریتیپرستی و تأثیرات آن بر نوجوانان بهتازگی مورد توجه قرار گرفته است. داود فتحی، روانشناس، به نقش هویتیابی این پدیده اشاره کرد و اظهار داشت: «نوجوانان به دنبال هویتهای اجتماعی هستند و حتی اگر برخی چهرهها رفتارهای ناهنجار داشته باشند، هنوز به گرد آنها جمع میشوند.» او به تغییر الگوهای شهرت در دهههای گذشته اشاره کرد و گفت: «سلبریتیهای دهههای ۶۰ و ۷۰ با الگوهای امروزی تفاوتهای فراوانی دارند. امروزه افراد به دنبال تجارب مجازی از شخصیتهای شناخته شده هستند.»
فتحی همچنین نسبت به آسیبهای سلبریتیسوزی و حذف چهرههای محبوب هشدار داد و عنوان کرد که این کار موجب تبدیل آنها به نمادهای اعتراضی در ذهن نوجوانان خواهد شد. او تأکید کرد: «بهجای رویکردهای حذفی، باید از ظرفیت سلبریتیها برای تقویت هویت ملی استفاده کنیم.»
او در ادامه با پاسخ به پرسشهایی درباره برگزاری ایونتها، لزوم برخورد مدبرانه را یادآور شد و گفت: «باید بتوانیم از ظرفیتهای این رویدادها به طور سازنده بهرهبرداری کنیم تا مانع از بحران امنیتی و آسیبهای جدی شویم.»
در قسمت پایانی گفتگو، فتحی به تغییر مرجعیت رسانهای از رسانههای رسمی به یوتیوبرها و فضای مجازی اشاره کرد و عملکرد ضعیف رسانه ملی را مورد نقد قرار داد. او افزود: «رسانه ملی در جذب مخاطب ناکام بوده و بسیاری از افراد به سمت محتوای تولیدی دیگر میروند. اگر رسانه نتواند تنوع سلایق را پوشش دهد، از مخاطبان خود فاصله میگیرد و در نهایت گروههای مختلف به سراغ تولیدکنندگان محتوا میروند که خارج از چارچوبهای رسمی هستند.»
به گفته او، در صورت ادامه رویههای محدودکننده، حمایتهای ذهنی از این تولیدکنندگان در بسترهای اجتماعی ایجاد خواهد شد.











