تماس با ما

چالش‌های مرتبط با غذا و انرژی در بستر تحولات ژئوپلیتیکی تنگه هرمز – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

چالش‌های مرتبط با غذا و انرژی در بستر تحولات ژئوپلیتیکی تنگه هرمز – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

**تحلیلگران: تنگه هرمز و امنیت غذایی جهانی**

حسین شیرزاد، متخصص مسائل توسعه‌ای کشاورزی، در یادداشتی برای خبرگزاری مهر به تنگه هرمز و اهمیت آن در تأمین امنیت غذایی جهان اشاره کرده است. بر اساس او، میزان مواجهه یک کشور با اختلال در گلوگاه‌های دریایی متاثر از وابستگی آن به بازارهای بین‌المللی و ترانزیت مواد غذایی است.

**چالش‌های تأمین غذا در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس**

بسیاری از کالاهای اساسی کشاورزی در دنیا از طریق نقاط گلوگاهی در مسیرهای تجاری دریایی جابجا می‌شوند. با رشد روزافزون تجارت، فشار بر زیرساخت‌های حمل‌ونقل نیز افزایش یافته است. بر اساس آمار، میزان جابجایی غلات از ۳۵۴ میلیون تن در سال ۲۰۰۰ به بیش از 900 میلیون تن در حال حاضر افزایشی چشمگیر یافته است. وابستگی کشورها به گلوگاه‌های حیاتی متفاوت است و میزان آسیب‌پذیری کشورها نیز عامل کلیدی در این خصوص به شمار می‌رود.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به دلیل وابستگی شدید به واردات مواد غذایی، در خطرات ناشی از اختلال در گلوگاه‌ها قرار دارند. این منطقه به‌خصوص به صادرات غلات از دریای سیاه وابسته است که از طرق مختلفی مانند تنگه‌های دریایی به این کشورها منتقل می‌شود. در واقع، بیش از یک‌سوم واردات مواد غذایی این کشورها از گلوگاه‌هایی می‌گذرد که هیچ مسیر جایگزینی برای آن‌ها وجود ندارد.

این وابستگی به گلوگاه‌ها، با نوسانات سیاسی و اجتماعی نیز پیوند دارد و تامین نیازهای غذایی این کشورها ممکن است با شوک‌های بین‌المللی و اختلالات در زنجیره تأمین مواد غذایی با چالش‌های جدی مواجه شود.

**واردات و وابستگی به تنگه هرمز**

کشورهای خلیج فارس به‌عنوان خریداران اصلی غلات و دانه‌های روغنی، سهمی معادل 4.2 درصد از کل واردات دریایی جهان دارند که عمدتاً از برزیل و آرژانتین تأمین می‌شود. بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند پیامدهای جدی برای امنیت غذایی این کشورها به‌دنبال داشته باشد.

برای مثال، کویت تقریباً تمام گندم خود را از طریق این تنگه دریافت می‌کند و قطر 80 درصد از واردات غذایی‌اش به همین وابستگی متکی است. اگرچه تأسیس یک مرکز جدید واردات در فجیره به کاهش وابستگی کمک کرده، اما همچنان هیچ مسیر دریایی جایگزینی نسبت به خلیج فارس وجود ندارد. این وضعیت به‌خاطر آسیب‌پذیری ساختاری کشورها در برابر وابستگی به واردات جهانی، چالش‌های بیشتری را ایجاد کرده است. در واقع، ناتوانی در خودکفایی غذایی و افزایش تقاضا، فاصله عمیقی بین تولید و مصرف مواد غذایی داخلی ایجاد کرده است.در حال حاضر، وابستگی به واردات به عنوان یک منبع آسیب‌پذیری به خصوص در زمینه قیمت مواد غذایی محسوب می‌شود. خاورمیانه تحت تأثیر تنش‌های فزاینده بین ایران و آمریکا، همچنین اسرائیل، با خطرات جدیدی روبه‌رو است که می‌تواند امنیت منطقه را تهدید و بازارهای جهانی غذا و انرژی را بی‌ثبات کند. احتمال بسته شدن تنگه هرمز یا حملات به خطوط کشتیرانی موجب افزایش آسیب‌پذیری اقتصادهای عربی می‌شود، به ویژه کشورهای که برای تامین نیازهای خود به این مسیرها وابسته‌اند و سیستم‌های تولید و ذخیره‌سازی قوی ندارند.

این بحران، نقاط ضعف ساختاری در سیستم اقتصادی غذای کشورهای عربی را دوباره به نمایش گذاشته است. در حالی که جهان عرب از منابع غنی نفت برخوردار است، به طور عجیب در عرصه‌هایی نظیر غذا و تجهیزات پزشکی آسیب‌پذیر باقی مانده است. بیش از ۶۰ درصد از کشورهای عربی، خالص واردکننده مواد غذایی هستند و کشورهایی همچون مصر، لبنان و یمن با وابستگی شدید به واردات غلات، به ویژه از منابع ناپایدار مانند اوکراین و روسیه، در معرض خطر قرار دارند.

آسیب‌پذیری اقتصادی در برابر سناریوهای انسداد تنگه هرمز به وابستگی به واردات، ظرفیت ذخایر استراتژیک و دسترسی به منابع جایگزین بستگی دارد. کشورهای آسیایی به دلیل تمرکز جغرافیایی منابع انرژی و وابستگی به حمل و نقل دریایی، بیشترین آسیب‌پذیری را در این زمینه دارند. در حالی که قطر با دارا بودن سومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان و سومین صادرکننده بزرگ LNG، ثروت زیادی به دست آورده، اما تمامی صادرات آن از طریق دریا انجام می‌شود و هرگونه اختلال در تنگه هرمز می‌تواند اثرات شدیدی بر این کشور داشته باشد.

امارات متحده عربی و عربستان سعودی به دلیل وجود ذخایر غلات، در برابر ناامنی غذایی ناشی از تعطیلی‌های طولانی مدت کمتر آسیب‌پذیر هستند. با این حال، مسیرهای حمل‌ونقل زمینی قادر به جایگزینی کشتیرانی نخواهند بود. کارشناسان در قطر، کویت و عراق اعلام کرده‌اند که این کشورها ذخایر غذایی برای مدت حدود شش ماه دارند، اما در صورت تعطیلی مستمر، با مشکلات جدی برای تأمین مجدد این ذخایر مواجه خواهند شد.

از سوی دیگر، چین به دلیل حجم بالای واردات انرژی خود، به شدت آسیب‌پذیر است. حدود ۵.۲ میلیون بشکه در روز از طریق تنگه هرمز ترانزیت می‌شود که بخش عمده‌ای از واردات نفت چین را تشکیل می‌دهد. با وجود توسعه ذخایر استراتژیک، رشد صنعتی چین نمی‌تواند با نرخ انباشت ذخایر همگام شود و این امر می‌تواند به بروز بحران‌های انرژی در آینده منجر شود.**اقدام به عرضه اضطراری نفت در شرایط بحرانی در آسیا**

در شرایط عادی اقتصادی، امکان تأمین 90 تا 120 روز عرضه اضطراری نفت در ژاپن وجود دارد. علی‌رغم برخورداری از دومین سیستم ذخایر استراتژیک نفت در جهان، این کشور با آسیب‌پذیری‌های جدی مواجه است. واردات روزانه نزدیک به 2.8 میلیون بشکه نفت از تنگه‌ها، 80 تا 90 درصد از مصرف نفت ژاپن را تأمین می‌کند. در حالی که قابلیت ذخایر استراتژیک ژاپن بیش از 180 روز است، ساختار انرژی‌بر اقتصاد این کشور، تأثیرات منفی افزایش قیمت‌های انرژی را تشدید می‌کند. در همین حال، کره جنوبی به دلیل تمرکز بالای واردات و ظرفیت محدود ذخایر، از آسیب‌پذیری بالایی برخوردار است. تقریباً 2.1 میلیون بشکه در روز برای مصرف کره از طریق تنگه‌ها عبور می‌کند، در حالی که ذخایر استراتژیک این کشور فقط به مدت 90 روز دوام می‌آورند.

**تاثیرات بر بازار مالی**

بازارهای مالی به ویژه نسبت به تهدیدات مرتبط با اختلال در عرضه نفت از تنگه هرمز حساس هستند و این تأثیرات فراتر از بازارهای انرژی به سایر بازارهای مالی نظیر ارز، سهام و اعتبار گسترش می‌یابد. این واکنش‌ها در اغلب اوقات پیش از وقوع اختلالات واقعی رخ می‌دهد و نشانه‌ای از ارزیابی ریسک فعالان بازار به شمار می‌رود.

**مدل‌سازی نوسانات قیمت نفت**

واکنش‌های بازار به تهدیدات مانند رزمایش نظامی اخیر ایران، نشان از سرعت انتقال تغییرات در بازار مالی دارد. به عنوان مثال، قیمت نفت در روز نخست این رزمایش 4.5 درصد افزایش و در روز بعد 2 درصد دیگر افزایش یافت، که مجموعاً به بالاترین قیمت در شش ماه گذشته رسید. این رفتار نشان‌دهنده تأثیر سیستم‌های معاملاتی الگوریتمی و پیش‌بینی‌های بازارهای آتی است.

تجربه تاریخی جنگ ایران و عراق (1980-1988) نیز نمایی از نوسانات قیمت نفت ارائه می‌دهد. در آن زمان، قیمت نفت بین 10 تا 40 دلار در نوسان بود و نشان می‌دهد که حتی تهدیدات کوچک نیز می‌توانند تأثیرات قیمتی زیادی داشته باشند. نوسانات قیمت نفت در برابر تهدیدات عرضه از طریق چندین سازوکار متفاوت عمل می‌کند و بازارهای آتی بلافاصله بر اساس ارزیابی‌های جدید ریسک، قیمت‌ها را تعدیل می‌کنند.

**پاسخ‌های ارز در کشورهای واردکننده انرژی**

کشورهای واردکننده انرژی به طور سیستماتیک به تهدیدات مربوط به اختلال در عرضه واکنش نشان می‌دهند، به‌طوری‌که افزایش هزینه‌های انرژی، فشارهای نزولی بر ارزهای ملی ایجاد می‌کند. این امر معمولاً نتیجه‌ی وخامت حساب جاری ناشی از نیاز بیشتر به خرید ارز خارجی برای تأمین هزینه‌های انرژی است. کاهش ارزش ین ژاپن در زمان شوک‌های قیمتی تاریخی معمولاً بین 5 تا 15 درصد متغیر بوده است. اما افزایش پایدار قیمت‌ها می‌تواند بر این عوامل تثبیت‌کننده غلبه کند. نوسانات یوان چین نیز تحت کنترل‌های دولتی قرار دارد، هرچند هزینه‌های بالای انرژی ممکن است در طول زمان فشارها را افزایش دهد.### کاهش ارزش روپیه هند و تأثیر آن بر اقتصاد

براساس تحلیل‌های اخیر، کاهش ارزش روپیه هند در مواقع بحران‌های انرژی به‌ وضوح بیشتر قابل مشاهده است. این کاهش معمولاً بین ۱۵ تا ۲۵ درصد در بازه‌های زمانی متفاوت رخ می‌دهد و به دلیل کسری حساب جاری و ذخایر ارزی ناکافی، اقتصاد هند را در برابر نوسانات قیمت انرژی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

### چرخش بخش‌های بازار سهام در بحران‌های انرژی

تحقیقات نشان می‌دهد که بازار سهام در زمان بحران‌های انرژی تغییرات قابل پیش‌بینی در بخش‌های مختلف را نشان می‌دهد. سهام شرکت‌های فعال در بخش انرژی معمولاً با افزایش قیمت کالاها و بهبود حاشیه سود رشد می‌کنند، در حالی که شرکت‌های نفتی بین‌المللی به خاطر تنوع تولید و دارایی‌های خود از این شرایط بهره‌مند می‌شوند.

از سوی دیگر، بخش حمل‌ونقل به‌دلیل افزایش هزینه‌های سوخت دچار چالش‌های جدی می‌شود. خطوط هوایی به‌خصوص از افزایش قیمت سوخت جت آسیب می‌بینند، در حالی که شرکت‌های کشتیرانی تحت تأثیر هزینه‌های بالاتر سوخت بانکر قرار دارند. به‌طور معمول، این بخش‌ها می‌توانند در چنین شرایطی ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش ارزش داشته باشند. همچنین، شرکت‌های پتروشیمی به‌واسطه افزایش هزینه خوراک، در کوتاه‌مدت با چالش‌هایی مواجه خواهند شد، اما اختلال عرضه می‌تواند به افزایش قیمت محصول نیز منجر شود.

### تحولات ژئوپلیتیکی در خلیج فارس

خلیج فارس به‌طور کلی تحت نفوذ نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران قرار دارد. این کنترل بر سمت شمالی تنگه هرمز که عبور روزانه حجم زیادی از تجارت جهانی را شاهد است، مهم و تعیین‌کننده است. در صورتی که ایران تصمیم به محدودیت عبور کشتی‌ها بگیرد، می‌تواند تأثیرات چشمگیری بر تجارت جهانی بگذارد و باعث اختلال در حمل‌ونقل کالاهای اساسی و نفت و گاز شود.

با توجه به اینکه تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این تنگه عبور می‌کند، هرگونه وقفه می‌تواند تبعات جدی به همراه داشته باشد. به‌خصوص اگر واردات گاز طبیعی با کمبود مواجه شود، این امر می‌تواند منجر به بحران غذایی و ناآرامی در کشورهای عربی گردد.

### چالش‌های پیش روی اقتصاد منطقه

اگر ایران تجارت از طریق تنگه هرمز را مختل کند، افزون بر هزینه‌های بالاتر حمل‌ونقل، قیمت نفت نیز می‌تواند به بالای ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد. در سناریوهای بحرانی، قیمت خام برنت ممکن است حتی به ۳۵۰ دلار برسد که این وضعیت باعث تورم جهانی و افزایش هزینه‌های مختلف خواهد شد.

کشورهای خاورمیانه ای مانند امارات، بحرین و قطر که به شدت به واردات کشاورزی وابسته‌اند، ممکن است با بحران غذایی فزاینده‌ای روبرو شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *