به گزارش منابع خبری، کوکو شنل به خاطر آثار ماندگارش مانند پیراهن مشکی کوتاه، عطر معروف شنل شماره ۵ و برند معتبر خود شناخته میشود. اما یکی از جنبههای کمتر مورد توجه در زندگی این طراح مشهور، همکاری او با نازیها در دوران جنگ جهانی دوم است. شنل که زنی باهوش و خلاق بود، پیشنهاد کرد که بهعنوان میانجی برای صلحی جداگانه بین بریتانیا و آلمان اقدام کند. این اقدام میتوانست وضعیت جنگ را تغییر دهد. حالا این سوال مطرح میشود که چه عواملی او را به سمت همکاری با سازمان اطلاعات ارتش آلمان سوق دادند. در ادامه، به بررسی چگونگی تبدیل شدن یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای فرانسوی به یک مأمور نازی خواهیم پرداخت.
کوکو شنل، یکی از بزرگترین نامها در دنیای مد، در قرن بیستم توانست با تغییر سبک پوشش زنان، آنها را از قید و بند کُرستها رها سازد. در اوج دوران حرفهایاش، او زندگی مجللی را گذرانده و افراد بانفوذی مانند وینستون چرچیل را به عنوان دوستان خود داشت. اما در پس این زندگی مجلل، داستانی تاریک وجود دارد که شنل را به مسیر همکاری با نازیها کشاند.
گابریل «کوکو» شنل در سال ۱۸۸۳ متولد شد و با استفاده از هوش و ارتباطات قوی، به موفقیت رسید. او در دورانی بزرگ شد که یهودستیزی در جامعه فرانسوی رواج داشت و محاکمه جنجالی کاپیتان دریفوس تأثیرات عمیقی بر افکار عمومی داشت. شنل که در جوانی به خیاطی و آوازخوانی در کابارهها مشغول بود، لقب «کوکو» را از افسران نظامی دریافت کرد.
در حالی که او به موفقیتهای بزرگ در صنعت مد دست مییافت، از ارتباطات شخصیاش نیز برای ارتقاء موقعیت اجتماعی و تأمین مالی برندش بهره میبرد. روابط نزدیک او با دوکهای بزرگ و چرچیل به تأسیس خانه مدش کمک کرد.
سقوط فرانسه به دست آلمان در ژوئن ۱۹۴۰، منجر به تشکیل دولت ویشی شد. در این زمان، شارل دوگل، دولت فرانسه آزاد را در تبعید رهبری میکرد و جریانات زیرزمینی علیه نازیها ادامه داشت. با ورود آلمانیها به پاریس، شنل ابتدا به جنوب کشور گریخت و در آنجا به خانواده برادرزادهاش پناه برد. او پس از اطلاع از اینکه برادرزادهاش هنوز زنده است، به پاریس برگشت و رابطهای با یک مأمور ارشد آلمانی برقرار کرد.### کوکو شنل و ارتباطات مشکوک با نازیها
کوکو شنل، طراح معروف مد که سیزده سال از دینکلاگه کوچکتر بود، در دوران جنگ جهانی دوم تحت نظر نازیها قرار داشت. او پیش از این، به عنوان جاسوس نازیها در پاریس فعالیت کرده بود و به همین دلیل نهضت مقاومت فرانسه او را مورد رصد قرار داده بود. آنها به جای اینکه به دنبال گزینهای ناشناس باشند، حرکات او را زیر نظر گرفتند و اجازه دادند تا در فعالیتهایش ادامه دهد.
زندگی در فرانسه در این دوران جنگ، به شدت پیچیده و خطرناک بود. در حالی که اعضای نهضت مقاومت سخت در تلاش بودند تا در برابر اشغالگران نازی بایستند و جان یهودیان را نجات دهند، شنل در هتلی مجلل به نام «ریتز» اقامت داشت. این هتل، مرکز تجمع افسران آلمانی و همچنین محل ملاقاتهای او با معشوق نازیاش بود.
در سن ۵۷ سالگی، شنل با درایت و ارتباطات گستردهاش به شخصیتی جذاب برای «آبور» (سازمان اطلاعات نظامی آلمان) تبدیل شده بود. این سازمان از نفوذ اجتماعی و سیاسی او در پاریس، لندن و مادرید بهرهبرداری میکرد. از آن سو، شنل انگیزههای شخصی داشت و از نفوذ خود برای نجات برادرزادهاش از اردوگاه اسرا استفاده کرد. در نهایت، «آبور» اعلام کرد که اگر شنل به عنوان مأمور آنها فعالیت کند، برادرزادهاش آزاد خواهد شد.
پس از توافق با آلمانیها، نازیها شماره مأموریتی F-۷۱۲۴ را به شنل اختصاص دادند و نام رمز «وستمینستر» را برای او انتخاب کردند. شواهد حاکی از آن است که او ممکن است علاوه بر انتقال اطلاعات، دیگران را نیز برای همکاری با رایش سوم جذب کرده باشد.
### عملیات مودلهوت
در زمستان ۱۹۴۳، با عقبنشینی نیروهای متفقین، رهبران مقاومت در پاریس تهاجمی را علیه اشغالگران آلمانی آغاز کردند. در این میان، نازیها به دینکلاگه توصیه کردند که شهر را ترک کند. شنل نه تنها تصمیم به همراهی با او گرفت بلکه نقشهای را هم برای ادامه خدمت به نازیها آماده کرد.
آلمانیها در تلاش بودند تا توافق صلحی جداگانه با بریتانیاییها امضا کنند و از فشارهای نظامی بر آلمان بکاهند. آنها از دوستی شنل با وینستون چرچیل بهره گرفتند و او را برای «عملیات مودلهوت» به خدمت گرفتند. مأموریت او این بود که پیامی شخصی به نخستوزیر بریتانیا منتقل کند و بر سر توافق صلحی که به نفع آلمان باشد، مذاکره کند.
در این زمینه، دینکلاگه به آلمان رفت تا با آدولف هیتلر مذاکراتی داشته باشد و شنل نیز در آوریل ۱۹۴۳ دو بار به برلین سفر کرد تا با رئیس اطلاعات اساس، ژنرال والتر فریدریش شلنبرگ، دیدار کند. پس از دریافت راهنماییهای لازم، او دوست خود، ورا بیت لومباردی، را که از نزدیکان چرچیل بود استخدام کرد تا به عنوان نمایندهاش عمل کند. بیت قرار بود از طریق اسپانیا، یک کشور بیطرف، به انگلیس برود و پیام را به متفقین منتقل کند.کوکو شنل، طراح مشهور مد، پس از دریافت نامهای در خصوص نقل و انتقالات دیپلماتیک، به سفارت بریتانیا مراجعه کرد. اما در این میان، به جای انتقال اطلاعات محرمانه در خصوص صلح، یکی از همکارانش به نام بیت، به نقش او در همکاری با نازیها اعتراف کرد و شنل را به عنوان جاسوس آشکار ساخت. این رویداد به عنوان یک شکست برای مأموریت او تلقی شد.
در زمستان سال 1944، شنل مطلع شد که آلمانها به وعده خود عمل کرده و آندره، یکی از نزدیکانش، را آزاد کردهاند. بر اساس اطلاعات موجود، با وجود ناکامی در انجام مأموریت، او به توافق خود پایبند مانده بود. پس از آزادی آندره، شنل ارتباطات خود با آلمانیها را ادامه داد. اگرچه در زمان اشغال پاریس توسط نازیها، او فعالیتهای مد خود را در «خیابان کامبون» متوقف کرد، اما بوتیک عطر او همچنان فروش چشمگیری داشت، زیرا سربازان آلمانی از عطر «شنل شماره ۵» به عنوان هدیه برای همسران و دوستان خود خریداری میکردند.
شنل سپس سعی کرد با استفاده از قوانین نژادی نازیها، کنترل بر شرکت عطرسازی خود را که قبلاً با خانواده یهودی ورتایمر شریک بود، دوباره به دست آورد. این خانواده با پرداخت 70 درصد از سهام شرکت، در سال 1924 به تأمین مالی کسبوکار او پرداخته بودند. اما با شروع جنگ و افزایش فروش عطر، شنل خواستار سهم بیشتری از سود شد. درحالیکه بسیاری از یهودیان فرانسوی تحت تأثیر نژادپرستی نازیها قرار داشتند و جان خود را از دست میدادند، شنل تلاش کرد تا به جای خود، کنترل کامل کسبوکار را احیا کند. در نهایت، خانواده ورتایمر پیش از فرار به ایالات متحده، مالکیت برند را به یک تاجر فرانسوی منتقل کردند و نازیها از دخالت در این موضوع پرهیز کردند.
پس از پایان جنگ و در سال 1944، در پی آزادی پاریس، شنل در هتل ریتز بازداشت شد. مقامات فرانسوی که در جستجوی همکاریهای مظنونین با نازیها بودند، پس از بازجویی او را به دلیل نبود شواهد کافی آزاد کردند. گزارشهایی وجود دارد که حاکی از نقش چرچیل در آزادی اوست، اما این ادعاها مستند نیستند. یک نظریه مطرح میکند که به دلیل رابطه قبلی شنل با دوک وستمینستر، او از ارتباطات چرچیل با نازیها آگاهی داشت. با این حال، هر دلیل که برای آزادی شنل وجود داشته باشد، او توانست از عواقب سختی که بسیاری از زنان فرانسوی به دلیل روابط با اشغالگران متحمل شدند، دور بماند.در زمان آزادسازی پاریس توسط متفقین، برند شنل برای بار دوم اقدام به توزیع رایگان شیشههای عطر «شنل شماره ۵» کرد. این بار این شیشهها به سربازان متفقین داده شد تا به عنوان هدیهای به کشورهای خود ببرند.
در سال ۱۹۴۴، گوستاو دینکلاگه به سوئیس فرار کرد و در سال ۱۹۴۵، شنل نیز به او پیوست. این دو نفر دو دهه بعدی را در یک هتل لوکس در سوئیس گذراندند و هزینههای زندگی خود را با حقوق حاصل از برند عطر شنل تامین کردند.
مدت طولانی همکاری شنل با دینکلاگه مخفی ماند، تا اینکه دولت فرانسه در سال ۲۰۱۴ اسناد مرتبط را افشا کرد. شنل برای مدت یک دهه در سایه بود، اما با شروع دهه ۱۹۵۰ دوباره به کانون توجه بازگشت. ارتباط او با یک جاسوس آلمانی و همکاریاش با نازیها هرگز در زمان حیاتش فاش نشد. تنها نشانهای از رسوایی جنگ بر زندگی او باقی ماند.
با تثبیت موقعیتش در دوران رژیم ویشی، شنل توانست جان خود را در جنگ حفظ کند و برند مد خود را سالم نگه دارد. او در ابتدا به دلایل شخصی، و به منظور نجات برادرزادهاش از اردوگاههای نازیها وارد دنیای خطرناک جاسوسی شد. به طرز پیچیدهای، برخی منابع فرانسوی اعتقاد دارند که ممکن است او در سال ۱۹۴۳ برای نهضت مقاومت فرانسه نیز فعالیت کرده باشد، که او را در میان افراد همکار با دشمن و حتی جاسوس دوجانبه قرار میدهد.
پس از پایان جنگ، شنل هیچ تلاشی برای قطع پیوندهای خود با نازیها نکرد و رابطهاش با دینکلاگه را ادامه داد. ابعاد فعالیتهای جاسوسی او همچنان نامشخص است. آنچه مشخص است این است که هرچند او ممکن است ایدئولوژی نازیها را بهطور کامل قبول نکرده باشد، اما از سیستم نازیها برای دستیابی به موفقیت برند خود بهرهبرداری کرد.
در سالهای پایانی عمرش، شنل موفقیت خود را به سادگی در جملهای خلاصه کرد: «من آنجا بودم، فرصتی پیش آمد و آن را غنیمت شمردم.» این جمله شاید بهترین توصیف برای اقدامات او در دوران جنگ باشد؛ عملکردی که نشاندهنده فردی فرصتطلب است که برای بقای حرفهاش در زمان بحران، حاضر به انجام هر کاری بود.












