به گزارش خبردونی، توافقنامه و منشور لندن بهعنوان یک نقطه عطف مهم در تاریخ حقوق کیفری بینالمللی شناخته میشود. این دو سند نه تنها روش محاکمه رهبران نازی پس از جنگ جهانی دوم را تعیین کردند، بلکه برای نخستینبار امکان پاسخگویی افراد به خاطر جنایات جنگی را فراهم ساختند و بدین ترتیب، مسئولیت فردی را در عرصه حقوق بینالملل تقویت کردند.
این دو سند با ایجاد چارچوبی قانونی برای «دیوان بینالمللی نظامی»، مشهور به «دادگاههای نورنبرگ»، پایهگذاری شدند. ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی در تاریخ ۸ اوت ۱۹۴۵ این توافقنامه را در لندن امضا کردند و برای اولین بار، «آمادهسازی و تحریک جنگ تجاوزکارانه» و همچنین «اعمال خشونت علیه اقلیتها» را بهعنوان جرم بینالمللی معرفی کردند.
رابرت اچ. جکسون، مشاور ارشد ایالات متحده در این دیوان، در سخنرانی افتتاحیه خود بیان کرد که این دادگاه نخستین مورد در تاریخ برای رسیدگی به جنایات علیه صلح جهانی است و لذا از آنجا به بعد، هیچ مسئولیتی نمیتواند از مجازات برکنار شود.
در ۷ اکتبر ۱۹۴۶، جکسون در گزارشی به هری ترومن، رئیسجمهور وقت، یادآوری کرد که روند حقوقی جدیدی با توافقنامه لندن آغاز شد و پیش از آن، چنین مسیر قانونی وجود نداشت.
### زمینه تاریخی و شکلگیری ایده محاکمه نازیها
قبل از جنگ جهانی اول، محاکمه جنایتکاران جنگی به عهده قوانین نظامی بود. پس از پایان درگیریها، این افراد تحت قوانین کشور خودشان محاکمه میشدند. اما در طول جنگ جهانی دوم، متفقین دریافتند که نیروهای محور جنایات جنگی را به طرز بیسابقهای مرتکب شدهاند.
گفتوگو درباره نحوه پاسخگو کردن رهبران نازی از سال ۱۹۴۱ با تصویب «اعلامیه کاخ سنت جیمز» آغاز شد. در سال ۱۹۴۳، روزولت، چرچیل و استالین «اعلامیه مسکو» را امضا کردند که بر اساس آن، نازیهای عامل جنایات به کشورهای مرتبط بازگردانده میشوند تا مطابق قوانین ملی خود محاکمه شوند. اما جنایتکاران اصلی جنگ تحت مجازات متفقین قرار میگیرند.
تا سال ۱۹۴۳ هنوز هیچ برنامهای برای مجازات وجود نداشت. گرچه چرچیل و استالین از اعدام فوری حمایت میکردند، اما روزولت این نظر را نمیپذیرفت.
تا پایان جنگ در اروپا در ۱۹۴۵، ایالات متحده پیشنهاد برگزاری یک دادگاه ویژه بینالمللی را مطرح کرد. در تابستان همان سال، نمایندگان چهار قدرت، تلاش کردند تا مفاهیم حقوقی خود را همسان کرده و روندی برای محاکمه نازیها طراحی کنند. پس از دو ماه گفتگو و بحث، به توافق نرسیدند و سرانجام، در ۸ اوت ۱۹۴۵، این چهار قدرت به توافق رسیدند.در پی مذاکرات پیچیده میان قدرتهای جهانی، این بار الگویی آمریکایی با هدف حل «تعارضهای بنیادین میان رویههای قضائی در کشورهای انگلیسی، آمریکایی، فرانسوی و شوروی» به تصویب رسید. این قاعدهها که به نفع وجود وکلای دفاع و رسیدگی عادلانه طراحی شده بودند، نهایتاً به توافقنامه و منشور لندن تبدیل شده و زمینهساز تأسیس دیوان بینالمللی نظامی برای محاکمه رهبران نازی و مسئولان جنایات جنگی در جنگ جهانی دوم گردیدند.
روبرت جکسون، نماینده آمریکا، به چالشها و تنشهایی که هیأتهای مذاکره کننده با آن مواجه بودند، اشاره کرده و خاطرنشان ساخت که اراده مشترک آنان در راستای برگزاری موفق محاکمه، توانسته است بر این مشکلات فائق آید و نشاندهنده قابلیتهای همکاری حقوقی بینالمللی باشد.
**منشور لندن و تعریف جرایم بینالمللی جدید**
توافقنامه لندن با استناد به «اعلامیه مسکو» در سال ۱۹۴۳، به تحقق چندین هدف مهم کمک کرد. نخست، این توافق نهادی به نام «دیوان بینالمللی نظامی» را برای محاکمه جنایتکاران جنگی که جرایمشان دارای مکان جغرافیایی خاصی نیست، ایجاد کرد. همچنین، نورنبرگ در آلمان به عنوان محل استقرار دیوان انتخاب شد؛ این شهر پیش از جنگ، محلی برای تجمعهای نازی به شمار میآمد.
دوم، برآورده شدن موضوع «تجاوز آلمان» یا همان «جنایات علیه صلح» در کنار جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، تأکیدی بود بر اینکه این مسائل نیز باید به دقت بررسی شوند. جکسون همچنین پیشنهاد داد که اتهام توطئه برای ارتکاب جرایم مندرج در منشور پذیرفته شود، که سابقهای نداشت.
در نهایت، تأکید بر محاکمه گروهها و سازمانها به عنوان بخشی از فرآیند نازیزدایی از آلمان نیز مورد تأکید قرار گرفت.
منشور، به عنوان پیوست توافقنامه، چارچوب فعالیتهای دیوان بینالمللی نظامی را مشخص میکرد و ضمن تعریف سه جرم جدید بینالمللی، بر مسئولیت افراد به جای دولتها تاکید داشت و بدین ترتیب، چشمانداز حقوق کیفری بینالمللی را تغییر داد.
این منشور به دیوان بینالمللی نظامی اجازه میداد تا افرادی را که در راستای منافع کشورهای محور اروپایی مرتکب جرایم میشدند، محاکمه و مجازات کند. این جرایم شامل «جنایات علیه صلح»، «جنایات جنگی» و «جنایات علیه بشریت» بودند. جنایات علیه صلح به برنامهریزی و آغاز جنگهای تجاوزکارانه اشاره دارد و جنایات جنگی شامل نقض قوانین جنگ میشود. جنایات علیه بشریت نیز به اعمال وحشیانهای علیه غیرنظامیان در زمان یا پیش از جنگ اشاره دارند.### محاکمات بینالمللی پس از جنگ: از نورمبرگ تا توکیو
در راستای محاکمات جنایات جنگی، منشور و توافقنامه لندن بهعنوان مبنای محاکمه رهبران نازی تأسیس شد. این منشور اطمینان حاصل کرد که «رهبران، سازماندهندگان و همدستانی که در اجرای طرحهای مرتبط با جرایم جنگی مشارکت داشتهاند، مسئولیت همه اعمالی را که در این زمینه انجام شده بر عهده دارند.»
این اسناد همچنین قواعدی را برای تأمین دادرسی عادلانه لحاظ کردند که شامل حق دسترسی متهمان به وکیل بود. این رویهها به شکلگیری یک چارچوب حقوقی برای رسیدگی به جنایات نازیها در دوران جنگ کمک کردند و به تعریف اصول پاسخگویی و مسئولیت کیفری فردی در این زمینه پرداختند.
### تحول حقوق کیفری بینالمللی
توافقنامه و منشور لندن بهعنوان سنگبنای محاکمات پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشوند و تحولی بزرگ در حقوق کیفری بینالملل رقم زدند. با مشخص کردن جنایات علیه صلح، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، این اسناد مسئولیت فردی را جایگزین مسئولیت دولتی کردند و عدالت را به روندی قانونی و منظم تبدیل کردند.
هرچند منشور لندن از تعامل چهار نظام حقوقی مختلف نشأت گرفت، اما اصول مهمی چون مسئولیت شخصی و دادرسی عادلانه را بهوجود آورد. این اندیشه که برخی جنایات از مرزهای حاکمیت ملی عبور میکنند، بر اهمیت این قوانین تأکید دارد.
تأثیر منشور به محاکمات نورمبرگ محدود نشد و الگوی محاکمه جنایات جنگی توکیو را نیز شکل داد. این اسناد نه تنها نتایج محاکمات نورمبرگ را تعیین کردند، بلکه سابقهای حقوقی برای تلاشهای آتی بهمنظور محاکمه جنایتکاران جنگی ایجاد کردند.
رابرت جکسون در این باره نوشت که این توافقنامه نمایانگر قضاوت مشترک اکثریت مردم متمدن است و بهعنوان منشوری کلیدی برای حقوق بینالملل در آینده عمل میکند. منشور لندن با پیوند زدن حقوق و اخلاق، نشاندهنده تعهد پس از جنگ به حاکمیت قانون است که تحول عمیقی در حقوق کیفری بینالمللی بهوجود آورد.
منبع: www.nationalww2museum.org












