به گزارش خبردونی، عثمانیها در دورههای میانه به عنوان قومی کوچنشین از آسیای مرکزی، نقش مؤثری در جنگها با استفاده از سلاحهایی همچون تیر، کمان و شمشیر ایفا کردند. این تسلیحات به آنها این امکان را داد تا به سرعت به سرزمینهای مختلف در اروپا و آسیا حمله کرده و آنها را فتح کنند. با این حال، در اوایل دوران مدرن، با تغییر فضا و تمرکز بر شهرها و مناطق مستحکمتر، عثمانیها نیازمند سازگاری با سلاحهای جدید و خطرناکی مانند تفنگ و توپ شدند.
عثمانیها در اوایل سده ۱۳۰۰ میلادی در غرب آناتولی (ترکیه کنونی) تأسیس شدند. این امارت به دست ترکمنها شکل گرفت که خود قومی کوچنشین از استپهای آسیای مرکزی بودند و به رهبری عثمان اداره میشد. عثمان با مهارت در استفاده از کمان، تیر و اسب، امپراتوریای را بنیانگذاری کرد که بعدها به مهمترین قدرتهای نظامی عصر تبدیل شد.
جنگجویان سواره، که به کمانداران معروف بودند، نیروی اصلی ارتش اولیه عثمانی را تشکیل میدادند. آنها با سرعت بالا به دشمنان حمله کرده و به سرعت عقبنشینی میکردند. این گروه به دلیل نیاز خود به کالاهایی که از زندگی دامپروری خود قادر به تأمین آن نبودند، به جنگ و غارت روی میآوردند. آگاهی عثمان و پسرش اورهان از نیاز به یک نیروی نظامی منظم، بهخصوص در سرزمینهای مسیحینشین آناتولی، مهم بود.
در دوران سلطنت اورهان (۱۳۲۳–۱۳۶۲ میلادی)، یک ارتش دائمی متشکل از پیادهنظام و سوارهنظام بنیانگذاری شد. این سربازان عمدتاً از مناطق بالکان جذب شدند؛ جایی که عثمانیها در حال گسترش نفوذ بودند. در زمان سلطنت مراد اول، این تشکیلات به حدی گسترش یافت که هزینههای زیادی را به همراه داشت. برای تأمین مالی ارتش، سیستم اقطاع ایجاد شد و بدین ترتیب، این سربازان توانستند پایگاههای محلی را شکل دهند.
یکی از روشهای کنترل این نیروها، تأسیس ارتش ینیچریها بود که به سلطان وفادار بودند. این نیروها از طریق سیستم دوشیرمه تشکیل میشدند، که طبق آن، پسران مسیحی از مناطق بالکان به اسارت درمیآمدند و به عنوان ینیچری یا دولتمرد در دربار پرورش مییافتند. این رویه که به نوعی باج برای زندگی مسالمتآمیز جمعیتهای مسیحی تحت حاکمیت عثمانی تلقی میشد، به تدریج در روند گسترش امپراتوری به فرمی شناختهشده تبدیل گردید.
برخی از کودکان تحت تعلیم در کاخ، به دین اسلام روی آوردند و در آنجا آموزش نظامی دیدند. افرادی با استعدادهای ویژه به “اندرون” (Enderun) که مدرسهای در قصر برای تربیت دولتمردان و شاهزادگان آینده بود، فرستاده میشدند. ینیچریها به عنوان یکی از ارتشهای اولیه دائمی که حقوق منظم دریافت میکردند و در پادگانها زندگی میکردند، به نیرویی قدرتمند و یکپارچه تبدیل شدند. برخلاف جنگجویان کوچنشین که عثمانیها در گذشته به آنها تکیه داشتند، ینیچریها هیچ تعهد قبیلهای یا خانوادگی نداشتند و به عنوان “قاپیقولو” (Kapikulu) یا بردگان دربار، وفاداری خود را صرفاً به شخص سلطان نشان میدادند.
ینیچریها شکل ابتدایی ارتشهای دائمی مدرن به شمار میروند و با یونیفرمها و کلاههای خاص به نام “بورک” (Börk) استتار میشدند. آنها با موسیقی نظامی یا “مِهتَر” در نمایشهای رژه حضور داشتند و به گردانهای مختلفی به نام “اورتا” (Orta) تقسیم بندی میشدند. در زمان سلطان سلیمان قانونی، تخمین زده میشود که ۱۶۵ گردان ینیچری در امپراتوری وجود داشت، که برخی به عنوان محافظان شخصی سلطان و برخی دیگر به عنوان نیروی پیادهنظام یا سوارهنظام فعالیت میکردند.


رؤیای محمد (فاتح)
عثمانیها در مقایسه با امپراتوریهای رقیب مانند تیموریان و آققویونلوها، به سرعت با فناوریهای نظامی نوین هماهنگ شدند. این موضوع به وضوح در زمان فتح قسطنطنیه (پایتخت بیزانس) توسط سلطان محمد دوم در سال ۱۴۵۳ مشهود بود.
فتح این شهر به یک هدف جدی برای سلطان جوان تبدیل شده بود. با اینکه پیش از او، افرادی مانند جدش بایزید اول هم به این کوشش پرداخته بودند، ولی تسخیر این شهر به مراتب دشوار بود. دیوارهای قسطنطنیه به سادگی در برابر تیر و کمانهای سنتی آسیبپذیر نبودند. محمد به خوبی میدانست که نیاز به سلاحی قویتر دارد تا بتواند به “دیوارهای تئودوسیوسی” که به طرز ویژهای مقاوم بودند، آسیب بزند.
در بهار ۱۴۵۳، او نیروی دریایی و زمینی را برای محاصره شهر سازماندهی کرد. ناوگان او شامل بیش از ۱۰۰ کشتی بوده و شامل گالیهای بزرگ و کوچک بود. اما زنجیرهای ضخیمی راه تنگه بسفر را بسته بودند؛ تنگهای که دریای سیاه را به دریای مرمره وصل میکرد. در نتیجه، محمد دستور داد که کشتیهای سبکتر را بر روی خشکی بکشانند و به بخش شمالی “شاخ طلایی” منتقل کنند.
زمانی که ترکها به دیوارهای قسطنطنیه رسیدند، برای شکستن دیوارها از توپهای بزرگ استفاده کردند. از جمله این توپها، توپی بود که توسط مهندس مجار به نام “اوربان” طراحی شده بود و قادر به پرتاب سنگینی به وزن ۲۷۰ کیلوگرم تا مسافت ۱.۶ کیلومتری بود. این استفاده مؤثر از توپخانه باروتی به عثمانیها کمک کرد تا در دیوارهای قسطنطنیه که هزار سال ایستادگی کرده بودند، نفوذ کنند.


امپراتوری باروت
اصطلاح «امپراتوری باروت»، که توسط مورخان مارشال جی. اس. هاجسون و ویلیام اچ. مکنیل معرفی شده است، به سه امپراتوری اسلامی در اوایل دوران مدرن اشاره دارد: عثمانیها، صفویان (ایران) و گورکانیان (هند). این امپراتوریها به دلیل استفاده از توپخانه باروتی به قدرتهای نظامی معروف تبدیل شدند. ریشههای این امپراتوریها به کوچنشینی در آسیای مرکزی برمیگردد و استفاده مؤثر آنها از باروت چینی، زمینهساز فتح و تسلط بر مناطق وسیع بود.
در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم، عثمانیها شروع به استفاده از سلاحهای گرم کوچکتری در زرادخانههای خود کردند. شواهد نشان میدهد که ترکها از تفنگهای فتیلهای مشابه با نمونههای اسپانیایی بهرهبرداری میکردند. این تحولات احتمالاً به دلیل «بازپسگیری آندلس» توسط اسپانیا و اخراج غیرمسیحیان در سال ۱۴۹۲ صورت گرفت. پناهندگان یهودی و مسلمان از اسپانیا به امپراتوری عثمانی مهاجرت کرده و در امور تجاری و پیشههای مختلف آغاز به کار کردند.
در اواخر دهه ۱۴۰۰، استفاده از باروت عمدتاً به توپهای بزرگ محدود بود، ولی در طول سلطنت سلیمان (۱۵۶۶-۱۵۲۰)، نیروهای ینیچری شروع به کار با تفنگهای فتیلهای کردند. سلطان مراد سوم (۱۵۹۵-۱۵۷۵) این روند را با تجهیز کامل سپاه ینیچری به تفنگهای فتیلهای چخماقی پیش برد. این سلاحها پیشرفتی نسبت به توپهای دستی بودند که نیاز به روشن کردن شعله به صورت دستی داشتند.
تفنگهای جدیدتر به رشتههای نخی مجهز بودند که با کشیدن یک اهرم، باروت را مشتعل میکردند. عثمانیها همچنین روش شلیک دستهجمعی را با نام «آتشبار هماهنگ» توسعه دادند که شامل صفآرایی نیروها و شلیک همزمان به یک هدف مشخص بود.
با بهرهگیری از این سلاحهای گرم، عثمانیها در قرن شانزدهم به اوج قدرت نظامی و سرزمینی خود دست یافتند. در پایان سلطنت سلیمان، امپراتوری عثمانی شامل سه قاره میشد و از الجزیره تا بودا و بغداد گسترده بود.


قدرت دریایی و دزدی دریایی
نیروی دریایی عثمانی از اواسط سده ۱۳۰۰ میلادی وجود داشته و در این سالها در محاصرهها و تسخیر جزایر مدیترانه نقش مهمی ایفا کرده است. این نیرو در فتوحات مهمی مانند تسخیر قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ و طرابزون در سال ۱۴۶۱ به کار رفت.
قدرتهای دریایی همعصر از جمله پرتغال، اسپانیا و ونیز به طور مکرر با عثمانیها بر سر برتری در مدیترانه و شامات جنگیدند. بنادر اروپایی در شبهجزیره عربستان مانند یمن و عمان توسط عثمانیها مورد محاصره و فتح قرار گرفتند؛ اما برخی اقدامات در خلیجفارس موفقیت کمتری داشتند.
اوج قدرت دریایی عثمانی در زمان سلطنت سلیمان، با دزدان دریایی معروفی چون «بارباروس خیرالدین پاشا» رقم خورد که برتری عثمانیها را بر ایتالیاییها در شمال آفریقا تائید کرد. ولی در نبرد لپانتو در سال ۱۵۷۱، نیروی دریایی عثمانی خسارات قابل توجهی دید و بهطور قابل توجهی تضعیف شد.
در دهههای ۱۶۲۰ و ۱۶۳۰، عثمانیها اقدام به بازسازی نیروی دریایی خود کرده و حتی به اقیانوس اطلس نیز نفوذ کردند. در سال ۱۶۲۷، جزیره «لاندی» در کانال بریستول تحت فرمان دزدی دریایی به نام «مراد ریس» تصرف شد، که باعث شد از این جزیره به عنوان پایگاهی دریایی به مدت پنج سال استفاده شود.


تضعیف و افول امپراتوری عثمانی
در اواخر قرن شانزدهم، نشانههای ضعف در قدرت نظامی امپراتوری عثمانی به وضوح قابل مشاهده بود. در دهه ۱۵۹۰، عثمانیها مناطقی از مجارستان و رومانی را به خاندان هابسبورگ واگذار کردند. پیشتر، در نبرد دریایی لپانتو در سال ۱۵۷۱، ائتلافی از کشورهای مسیحی موفق به شکست نیروی دریایی عثمانی شدند که در نزدیکی سواحل یونان اتفاق افتاد. با وجود این شکستها، عثمانیها توانستند به احیای قدرت خود بپردازند و موفق به فتح تونس در سال ۱۵۷۴، مراکش در سال ۱۵۷۸ و کِرِت در سال ۱۶۶۹ شدند.
افول توان نظامی بیشتر در قرن هفدهم رخ داد و به فساد گسترده در سپاه ینیچری نسبت داده میشود. این گروه از سربازان نخبه نه تنها بر سیاستهای داخلی تأثیر گذاشتند، بلکه در سال ۱۶۲۲ اقدام به خلع و قتل سلطان اصلاحطلب عثمان دوم کردند که در تلاش برای محدود کردن قدرت نظامی بود. همچنین، ینیچریها در قتل «کوسم سلطان» در سال ۱۶۵۱ نیز دخالت داشتند؛ او نایبالسلطنه و ملکه مادری بود که در زمان خود از نفوذ زیادی برخوردار بود.
علاوه بر این، ظهور قدرتهای نوظهوری مانند روسیه، فرانسه و انگلستان در قرن هجدهم و نیز عدم توانایی عثمانیها در انطباق با فناوریهای جدید، از جمله «سرنیزه»، به تدریج به افول قدرت نظامی این امپراتوری منجر شد.
منبع: thecollector.com











