به گزارش خبردونی و به نقل از عصر ایران، حسن ظهوری در سال ۱۳۸۵ از شهر سوخته برمیگشت که در تماسی خبر مهمی به او رسید. مدیر مسئول رسانه از وجود یک چشم مصنوعی در این محوطه باستانی خبر داد که به دلیل سفر او، نتوانسته بود شاهد این کشف باشد.
ظهوری در آن زمان در حال تهیه گزارشی از کاوشهای باستانشناسی شهر سوخته بود که در حین کار به قبر شماره ۶۷۰۵ برخورد کرد. این قبر به طور خاص با دیوارهای آجری تقسیم شده و به شکل بیضی طراحی شده بود. باستانشناسان به محض باز کردن قبر متوجه اسکلت زنی شدند که در حالت جنینی خوابیده و سرش به سمت شرق بود.
این اسکلت در عمق ۱۵۲ سانتیمتری از سطح زمین کشف شد و در کنار آن اشیایی پیدا شد که نشاندهنده قدمت آن به ۴۸۰۰ تا ۵۰۰۰ سال پیش میرسید. این موضوع با توجه به بلندی قد اسکلت، که بیشتر از زنان آن زمان بود، باعث شد باستانشناسان بر این باور باشند که شاید با بقایای یک مرد مواجه هستند.
پس از بررسیهای بیشتر، آن زائده عجیب در حدقه چشم چپ اسکلت مورد توجه قرار گرفت. این زائده به دلیل شباهتش به یک پروتز، خیال باستانشناسان را به خود مشغول کرد. در نهایت مشخص شد که این کشف نشاندهنده قدیمیترین چشم مصنوعی جهان است و این اسکلت به یک زن تعلق دارد.
باستانشناسان بر این باورند که این زن، احتمالاً کاهن یا شخصیتی مذهبی-اجتماعی بوده که در پی حادثهای چشم چپش را از دست داده است. به نظر میرسد پزشکان با دستاوردهای پزشکی قابل توجهی در این منطقه، اقدام به خارج کردن چشم او کردهاند و یکی از پزشکان به فکر طراحی پروتزی برای زیبایی و جلوگیری از عفونت بوده است.
این زن به نام صاحب چشم مصنوعی شهر سوخته در سن ۳۵ سالگی فوت کرده و با ۱۸۲ سانتیمتر قد، ظاهری مرموز و زیبا داشته است. در سال ۱۳۸۹، با کمک انسانشناسان، چهره او بازسازی و مجسمهای از او ساخته شد. زنی که نه تنها تأثیرگذار بوده، بلکه بازتابی از پیشرفتهای پزشکی و هنری زمان خود را نمایان میسازد.در کشفیات باستانشناسی اخیر، شواهدی از یک چشم مصنوعی متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش در شهر سوخته به دست آمده است که حکایت از مهارت پیشرفته صنعتگران آن زمان دارد. این چشم مصنوعی با استفاده از قیر طبیعی و مخلوط آن با چربی جانوری ساخته شده و نشان میدهد که سازندهاش در زمینه آناتومی چشم و هنر توانایی بالایی داشته است. به گفته کارشناسان، استادکار این پروتز احتمالا یک پزشک هنرمند محلی بوده است.
پیشرفتهای قابل توجه در صنایع دستی، فلزکاری و تجارت در شهر سوخته، به ویژه در زمینه طلا، جلب توجه میکند. صنعتگران آن زمان موفق به نازک کردن طلا به اندازهای کوچکتر از موی انسان شده بودند و از این مفتولهای طلایی برای طراحی رگهای خونی چشم مصنوعی استفاده کردهاند.
علاوه بر این، چشم مصنوعی با دو سوراخ طراحی شده بود که به کمک نخ یا بندی طلایی در حدقه چشم قرار میگرفت. ساخت چنین پروتزی در آن زمان چالشهای زیادی داشته و نشاندهنده تلاش هنرمند برای بازگرداندن زیبایی صاحبانش است.
فردی که این چشم مصنوعی را داشته، به احتمال زیاد دارای مقام و اعتبار اجتماعی بوده است. باستانشناسان بر این باورند که او ممکن است کاهن یا فالگیر بوده و نقش مهمی در جامعه ایفا میکرده است. بررسیها حاکی از آن است که در قبر وی، که حاوی اشیاء باستانی مختلفی از جمله ظروف سفالی و آینه مفرغی بود، تنها ۳۰ شیء پیدا شده است.
مشخص نیست که این زن چگونه و به علت چه مسئلهای چشمش را از دست داده، اما با توجه به شواهد، به نظر میرسد او در سنین جوانی از این چشم مصنوعی استفاده کرده و پس از ۵ سال دچار عفونت شده است. این کشفیات نشان میدهد که او خاصتر از دیگر زنان جامعه خود بوده و احتمالاً در مدیریت و اقتصاد شهر سوخته نقش داشته است.اگرچه این زن احتمالاً ثروت بسیاری نداشته یا تمام داراییاش را صرف ساخت پروتزی کرده است، اما به نظر میرسد حفظ ظاهر برای او از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. این ظاهر، احتمالاً با شغل و مقام اجتماعیاش پیوندی نزدیک داشته است؛ چرا که هر کاری که انجام میداده، نیازمند تاثیری بارز و قوی بوده و چهره او در این میان نقشی کلیدی ایفا کرده است. ممکن است این نگاه او به جمعیت اطرافش، حس قدرت و جاذبهای خاص را به او منتقل کرده باشد.
با توجه به این که از آن دوران منابع مکتوبی در دست نیست، کشف جزئیات زندگی این زن رو به سختی است. اما او احتمالاً یکی از مهمترین زنان شناختهشده توسط علم باستانشناسی به شمار میآید. شواهد نشان میدهد که او به یک طبقه خاص تعلق داشته اما مانند زنان دیگر در شهر سوخته به بیماری آرتروز مبتلا بوده است؛ بیماریای که ممکن است به سبب فعالیتهایی مانند پارچهبافی یا کار با سنگ آسیاب ایجاد شده باشد.
چشم مصنوعی او هماکنون در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است؛ این پروتز گرانبها، نمایانگر پیشرفتهای شگرف ایرانیان در علوم پزشکی به مدت پنج هزار سال پیش به حساب میآید.











