**زندگی در زاغههای لندن در دوران ویکتوریایی: واقعیتهای تلخ فقر**
به نقل از خبردونی، در انتهای قرن نوزدهم، انگلستان به عنوان کشوری ثروتمند شناخته میشد، اما این ثروت به همه مردم تعلق نداشت. در حالی که انگلستان یکی از ثروتمندترین کشورها بوده، مناطق زیادی در لندن در فقر مطلق به سر میبردند. تا اوایل دهه ۱۸۰۰، حدود ۳۵ درصد از ساکنان لندن در شرایط سخت اقتصادی زندگی میکردند.
هنری میهو، یک اصلاحطلب اجتماعی، با بازدید از زاغههای لندن در دوران ویکتوریایی به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. او از وضعیت اسفناک آبها و زبالههای انباشته شده در خیابانها گفت و افزود بوی محیط به گورستان شباهت داشت.
زندگی در زاغههای لندن بسیار دشوار بود. بسیاری از ساکنان به بیماریهایی مانند وبا مبتلا میشدند و جان خود را از دست میدادند. شرایط کار در کارخانهها نیز خطرناک بود و گاهی این اماکن فرومیریختند.
بین سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰، انگلستان شاهد افزایش چشمگیر جمعیت بود که جمعیت کل کشور را تقریباً دو برابر کرد. این افزایش جمعیت منجر به مهاجرت ساکنان از مناطق روستایی به لندن برای جستجوی کار و فرصتهای بهتر شد.
این اوضاع به فشار مضاعفی بر بازار مسکن در لندن انجامید. کارآفرینان این وضعیت را فرصتی برای سودجویی تلقی کردند و به فقرا خانههایی با کیفیت پایین ارائه دادند. خانهها غالباً کوچک، سرد و دارای حشرات بودند و ساکنان باید از یک منبع آب آلوده در خیابان استفاده میکردند.
بسیاری از افراد به دلیل قیمت بالای اجاقها قادر به تهیه غذای گرم نبودند و رژیم غذاییشان شامل نان، پنیر و سیبزمینی بود. این شرایط به دلیل زندگی در زاغههای آلوده و شلوغ، فقرا را به بیماریهای متعددی مبتلا میکرد.
مرگومیر در میان کودکان، به ویژه، باعث تاسف بود و آنها اغلب خانوادههای خود را در سنین پایین از دست میدادند. کودکان یتیم برای جستجوی سرپناه مجبور به زندگی در مکانهای خطرناک و آلوده بودند.
کودکان آواره خیابانی در شرایطی طاقتفرسا، بدون حمایت و مراقبت، با حداقل امکانات برای بقا به سختی زندگی میکردند. با داشتن غذا و آب آلوده، بسیاری از آنها بیمار میشدند و جان خود را از دست میدادند. این کودکان تنها فضایی که برای بازی داشتند خیابانها بود و از هر چیز در دسترس برای بازی استفاده میکردند.### زاغهنشینی در دوران ویکتوریایی لندن: شرایط ناگوار و تماشای ثروتمندان
در دهههای ویکتوریایی، نرخ خودکشی در زاغههای لندن به شدت افزایش یافته بود. این وضعیت به نامطلوبترین شکل خود نمایان شد و حتی بعضی از افراد به شغل بیرون کشیدن اجساد از رودخانه تیمز روی آوردند. در این مناطق، که مملو از درد و رنج بودند، ثروتمندان بهطور کلی از وضع این افراد فاصله میگرفتند و آنها را بهعنوان مسئولیت خود فقرا میدانستند.
یکی از قضات معروف، زاغهها را بهعنوان مکانهایی پر از «آلودگی، مستی، بیقیدی، بیقانونی و فقر اخلاقی» توصیف کرده بود. این زاغهها در رسانهها بهطور مرتب به تصویر کشیده میشدند و توجه افراد مرفه را جلب میکردند. بسیاری از آنها برای دیدن از شرایط زاغهها به این مناطق میرفتند.
افرادی که توان مالی لازم برای اجاره یک محل سکونت مناسب را نداشتند، میتوانستند به مکانهایی به نام «داس هاوس» بروند. این مهمانخانههای ارزانقیمت، در شرایط بسیار نامناسبی قرار داشتند و معمولاً وضعیت بهداشتی پائینی داشتند. تا اواخر دهه ۱۸۰۰، تعداد این داس هاوسها به حدود ۱۰۰۰ واحد در لندن میرسید، هرچند واژه «هتل» برای آنها استفاده میشد، در حالی که بیشترشان در واقع انبارها یا کارگاههای قدیمی بودند.
بعضی از تختهای این داس هاوسها به نام «تابوتهای چهارپنی» شناخته میشدند، چرا که به شکل جعبههای چوبی بودند و هزینه اقامت در آنها چهار پنی بود. ساعات فعالیت داس هاوسها معمولاً از ساعت ۸ شب تا ۱۰ صبح بود و هزینه پایین آن، ولگردان و گدایان را به خود جذب میکرد.
با در نظر گرفتن این شرایط سخت، طبیعی بود که بسیاری از بیخانمانها زندگی در خیابان را به اقامت در «خانه کار» ترجیح دهند. در دهههای ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰، برخی از ثروتمندان لندن به کار «زاغهگردی» مشغول شدند. آنها با تغییر ظاهر خود به زاغهها میرفتند و گاهی برای سرگرمی پول میدادند تا شب را در داس هاوسها بگذرانند.
زاغهگردی به یک سرگرمی محبوب در میان مرفهان تبدیل شده بود و بسیاری از این افراد پس از بازگشت، دوستان خود را با داستانهایی از تجربههای خود در زاغهها و برخوردهایشان با شخصیتهای ناخوشایند و حتی خشونت، سرگرم میکردند. در بعضی موارد، آنها برای دیدار از زاغهها یک راهنما نیز استخدام میکردند.در قرن نوزدهم، پدیده فقر در لندن تنها به این شهر محدود نمیشد؛ بلکه در نقاطی از آمریکا مانند بوستون و نیویورک نیز مشاهده میشد. عکسها و اسناد تاریخی نشاندهنده زندگی سخت خانوادهها در زاغههای لندن در دهه ۱۹۰۰ هستند.
اواخر قرن نوزدهم با آغاز کارزارهای اجتماعی به منظور بهبود شرایط زندگی فقرا همراه بود. در این دوره، امکانات بهداشتی جدیدی برای دفع فاضلاب خام که عامل شیوع بیماری وبا بود، معرفی شد و مدارس تازهای برای آموزش کودکان نیازمند تأسیس گردید.
چارلز بوث، اصلاحطلب اجتماعی، با ارائه «نقشه فقر» به این معضل توجهات را جلب کرد و خیابانهای فقیرنشین را شناسایی کرد. نیکوکاران نیز به تأمین مالی پروژههایی برای بهبود آموزش و ساخت مدارس برای نیازمندان پرداختند. با این حال، این اقدامات برای بسیاری از افراد زمانبر بود و دیر به دست آنها رسید.
در شرایط ناگوار زاغهها، خانوادهها با اخراج از محل زندگی خود مجبور میشدند تمامی داراییهای خود را حمل کنند. تصاویری که در این دوره گرفته شده، گویای واقعیت زندگی در زاغههای لندن است.












