به گزارش منبع خبری، در حالی که گروههای راست افراطی در آلمان تلاش دارند کشور را به فراموشی گذشته نازی تحریک کنند، پژوهشگران همچنان به بررسی این تاریخ پرداختهاند. یورگن فالتر، دانشمند علوم سیاسی آلمانی، بخش عمدهای از دوران حرفهای خود را اختصاص به مطالعات مربوط به حزب نازی و ظهور آدولف هیتلر داده است.
او به بررسی سوابق خانوادگی خود پرداخت و متوجه شد که مادرش در آرشیوهای ایالتی آلمان که شامل پرسشنامههای دوره پس از جنگ هستند، به بهانه «نازیزدایی» تبرئه شده است. این اسناد نشان میدهند که اظهارات نادرست در این پرسشنامهها ممکن بود پیامدهای سنگینی داشته باشد.
با این حال، زمانی که پایگاههای داده جدید در دسترس عموم قرار گرفت، فالتر از دیدن نام مادرش در سوابق حزب نازی شوکه شد؛ رازی که او بهطور پنهانی از خانوادهاش نگهداری کرده بود.
فالتر که هماکنون در دانشگاه یوهانس گوتنبرگ ماینتس تدریس میکند، بیان کرد که رفتار و نگرشهای مادرش بهعنوان یک کاتولیک لیبرال، او را از باور به عضویت وی در حزب NSDAP در سن ۲۳ سالگی دور میکرد. اگر همسر آیندهاش در آن زمان از این موضوع مطلع میشد، ممکن بود با توجه به مخالفتهایش با ناسیونال سوسیالیسم، نامزدیشان لغو شود.
کشف فالتر نشاندهنده تأثیر آرشیوهای جدید بر درک خانوادگی آلمانیها از تاریخ میباشد، در حالی که گروههای راست افراطی همچنان به دنبال فراموش کردن این گذشته هستند.
به تازگی، میلیونها کارت بایگانی که به دلیل محدودیتهای حریم خصوصی به سختی قابلدسترس بودند، در پی انتشار آنلاین آنها توسط آرشیو ملی ایالات متحده، به سادگی قابل جستوجو شدهاند. رسانههای آلمانی اکنون از مردم دعوت میکنند که درباره تاریخچه خانوادههایشان در دوران نازیها تحقیق کنند.
حزب افراطی “آلترناتیو برای آلمان” (AfD) همچنان از حمایت قابلتوجهی برخوردار است و نظرات تندروانهای درباره «فرهنگ یادبود» پس از جنگ مطرح میکند.در آلمان، برخی افراد بر این باورند که کشور باید از تاریخ ناپسند خود عبور کرده و به تقویت غرور ملی بپردازد. در این راستا، ایلان ماسک، میلیاردر و مشاور سابق دونالد ترامپ، در سخنرانیای در گردهمایی حزب «آلترناتیو برای آلمان» به انتقاد از تمرکز بیش از حد این کشور بر گناهان گذشته پرداخت و گفت که کودکان نباید به خاطر اقدامهای نیاکانشان مسئول شناخته شوند.
با این حال، پایگاههای داده جدیدی به این موضوع پرداخته و آلمانیها را به بررسی دقیقتر ارتباط خانوادههایشان با نازیسم تشویق میکنند. این پایگاهها موجی از تفکر و تأملات جدید درباره چگونگی عادیسازی افراطگرایی توسط شهروندان عادی را ایجاد کردهاند.
این اسناد نمیتوانند دلیلی برای پیوستن یک فرد به حزب نازی ارائه دهند، اما پژوهشگران معتقدند که زمان عضویت در حزب میتواند نشان دهد که آیا این تصمیم ناشی از دیدگاههای ایدئولوژیک بوده یا نه. فالتر، محقق تاریخ، در گفتگو با سیانان اظهار داشت که قبل از سال 1933، عضویت در حزب بیشتر ناشی از باورهای قلبی بود در حالی که پس از آن، فرصتطلبانی به دلایل شخصی به حزب پیوستند.
کتاب «همحزبیهای هیتلر» به تحلیل این موضوع میپردازد و به بررسی انگیزههای عضویت در حزب نازی میپردازد.
در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، نازیها در تلاش بودند تا کارتهای عضویت حزب را نابود کنند، اما این اسناد به دست فردی نجات پیدا کرد که ارزش تاریخی آنها را به آمریکاییها ثابت کرد.
سایت نشریه «اشپیگل» اخیراً موتور جستوجویی را راهاندازی کرده است که به کاربران امکان میدهد اعضای خانواده خود را در این اسناد بیابند. این نشریه اعلام کرده است که هزاران ایمیل از خوانندگان دریافت کردهاند که در آنها به کشف جزئیات مربوط به خانوادههایشان پرداختهاند.
برخی کارشناسان بر این باورند که این پایگاههای داده میتوانند به مرحله جدیدی از «Vergangenheitsbewältigung»، یا به عبارتی، «کنار آمدن با گذشته» در آلمان کمک کنند. گفتوگو در این مرحله به بررسی حافظههای خانوادگی و چالش با روایتهای سادهانگارانه خانوادهها درباره نقش اجدادشان در دوران نازیسم متمرکز شده است.
یکی از روزنامهنگاران «اشپیگل» در اینباره گفت که طی دههها، آلمانیها تمایل به باور اینکه خانوادههایشان در جنایات نازیها نقشی نداشتهاند، داشتند. اکنون، 80 سال پس از پایان جنگ، این موضوع در حال تغییر است و بسیاری به زیر سؤال بردن افسانهها و تابوهای خانوادگی خود پرداختهاند.
میکل دک، دانشیار تاریخ آلمان در دانشگاه رووان، به تلاشهای تاریخی برای مواجهه با گذشته اشاره کرد و از یادمانهایی مثل «اشتولپرشتاینه» یاد کرد که شامل بلوکهای بتنی حکاکیشده هستند و در پیادهروها نصب شدهاند تا یاد قربانیان هولوکاست را زنده نگه دارند.### تلاش برای افشاگری حقایق تاریخ نازیسم در آلمان
به رغم تلاشهای صورتگرفته، در سطح فردی و خانوادگی فعالیتهای چندانی در شفافسازی تاریخ نازیسم در آلمان انجام نشده است. به گفته دک که با شبکه خبری سیانان مصاحبه کرده، خانوادههای آلمانی معمولاً به روایتهای شفاهی که اغلب به «حافظه ارتباطی» معروفاند، تکیه میکنند. این داستانها که معمولاً توسط اجداد خانوادهها منتقل میشود، غالباً تصوری از بیگناهی آنها در مقابل نازیسم ارائه میدهد.
دک در ادامه بیان کرد که این روایتها با شواهد و دادههای تاریخی موجود تناقض دارد. پدیده «روایتهای تغییر یافته» در کتابی غیر داستانی با عنوان «پدربزرگ نازی نبود» که در سال 2002 منتشر شده، مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیقات نشان میدهد که چگونه خانوادهها جنگ را به یاد میآورند و نشانگر فاصلهای واضح میان واقعیت تاریخی و حافظه خانوادگی است. در حالی که نسلهای جوانتر در مدارس درباره هولوکاست آموزش میبینند، این کتاب نشان میدهد که روایتهای خانوادگی همچنان گذشته را به نوعی «تطهیر» میکنند.
دک اشاره کرد که در خانوادهها سکوت و داستانسراییهایی وجود داشته است که به نوعی روایتهای مثبت از اجداد ارائه میدهد. او معتقد است که با ظهور موتورهای جستجو، این وضعیت در حال تغییر است. همچنین با درگذشت نسلهای آخر رایش سوم، جنایات نازیها به تدریج از «حافظه زیسته» به عرصه «تاریخ و آموزشهای رسمی» منتقل میشود و این فرایند میتواند برای نسلهای جدید امکان تفکیک حقیقت از افسانههای خانوادگی را فراهم آورد.
در همین حال، دک بر این باور است که جریان کنونی بازخوانی تاریخ میتواند واکنشی به افزیش نمایندگیهای سیاسی راست افراطی باشد که در انتخابات اخیر سراسری ۲۰.۸ درصد آرا را به خود اختصاص داده است. او معتقد است که این موضوع هشدار دهنده توانایی نهادهای دموکراتیک در مواجهه با فرایندهای رادیکالسازی است.
فالتر نیز ابراز نگرانی کرد که نمیداند این گفتوگوها چطور میتوانند به مقابله با راست افراطی کمک کنند، اما تأکید کرد که این وقایع مردم را به فکر وا میدارد تا چگونه این تعداد از اجدادشان وابسته به حزب نازی بودهاند.
منبع: سیانان












