در اواخر بهار سال ۱۳۴۲، تهران شاهد یک مبارزه نابرابر و شجاعانه بود که توسط مجله «آسیای جوان» آغاز شد. این نشریه در اقدامی جسورانه، ماهیت واقعی قمارخانههایی را که بهظاهر بهعنوان «کلوبهای تفریحی» فعالیت میکردند، افشا کرد؛ مکانهایی که زندگی بسیاری از خانوادهها را به خطر انداخته بودند. موضوعی که بهعنوان یک پروژه کوتاهمدت آغاز شده بود، به یک کمپین گسترده تبدیل شد و با استقبال حجم زیادی از نامههای نگرانکننده از سوی مردم همراه گردید.
این نامهها بیانگر مشکلات عمیق اجتماعی بودند. یکی از نامهها، نوشته خانم ملیحه، هنوز هم پس از گذشت سالها، گویای استیصال و نگرانیش برای نجات همسری بود که در قمارخانه «جلال فروردین» گرفتار شده بود. در مقابل، قمارخانهدارانی مانند «اسکندر امیری» با تهدید خبرنگاران و ارسال پیامهایی مبنی بر حفظ وضعیت، سعی در سرپوش گذاشتن بر اقدامات خود داشتند. اما افشاگریهای یکی از مشتریان قبلی نشان داد که این افراد نه تنها بازیکن، بلکه به اصطلاح «مفتبر» بودند که با روشهای تقلبی، داراییهای قربانیان خود را تاراج میکردند.
با وجود تهدیدها، خبرنگاران مجله «آسیای جوان» عقبنشینی نکردند و مبارزه خود را ادامه دادند. آنها با معرفی نام مکانهایی مانند باشگاههای «کسری»، «خشایار» و «رنگینکمان»، آگاهی جامعه را درباره خطرات پنهان این مکانها افزایش دادند. این گزارشها فقط به نقد ناهنجاریها محدود نمیشد، بلکه هشداری به جامعه بود که نشان میداد پشت ظاهر فریبنده این کلوبها، چه سرنوشتهای غمانگیزی نهفته است.












