وبسایت خبری
خبردونی

آیت‌الله خامنه‌ای، داستانی از نبرد در بیرجند و مواجهه با اقتدار اسدالله علم را نقل کرد.

آیت‌الله خامنه‌ای، داستانی از نبرد در بیرجند و مواجهه با اقتدار اسدالله علم را نقل کرد.

به گزارش خبرگزاری تابناک، یکی از یادآوری‌های دوران مبارزه و زندان رهبر شهید انقلاب اسلامی به وقایع پس از حمله رژیم پهلوی به علمای قم و کشتار در مدرسه فیضیه بازمی‌گردد. در این یادآوری، ایشان به قدرت اسدالله علم و نقش او در دربار پهلوی اشاره کرده است.

در خرداد ۱۳۴۲، هنگامی که کشتار بزرگی در تهران و دیگر شهرها واقع شد و هزاران نفر از مردم جان باختند، ایشان به بیرجند رفت تا به افشای رژیم حاکم و هتک حرمت علما بپردازد. هدف اصلی ایشان اطلاع‌رسانی درباره برنامه‌های رژیم برای نابودسازی هویت اسلامی مردم ایران بود.

بیرجند به عنوان پایگاه اسدالله علم انتخاب شد، که در آن زمان نخست‌وزیر بود و بعدها به عنوان وزیر دربار شناخته می‌شد. اسدالله علم به دلیل همکاری نزدیکش با انگلیسی‌ها و نقش آن‌ها در رواج تریاک در خراسان، به مقام قدرت رسیده بود.

رهبر انقلاب در سفر خود به بیرجند، از نفوذ این شخصیت در مناسبات دینی مطلع بود. وی به خاطر آگاهی از اشتهار اسدالله علم، تصمیم گرفت در زمان محرم سخنرانی کند. با این حال، تأخیر در شروع سخنرانی به نگرانی ایشان منجر شد.

در روز هفتم محرم، سخنرانی در مسجد مصلی برگزار شد. ایشان با بیان نقشه‌های بیگانگان برای جدایی دین از زندگی، به توطئه رژیم شاه علیه اسلام و علمای دین اشاره کرد و در پایان با سخنانی درباره وقایع مدرسه فیضیه، جلب توجه و احساسات حاضران را برانگیخت. این سخنرانی با یادآوری مصائب امام حسین (ع) به پایان رسید.**تجربه بازداشت امام حسین (ع) و واکنش جامعه**

روز تاسوعا، فردی که به سخنرانی‌های مذهبی ادامه می‌داد، به‌طور ناگهانی دستگیر شد. پس از انتقال به پاسگاه پلیس، تجربه‌ای از تحقیقات مأموران قانون را کسب کرد. افسر جوانی که او را با لحن تند مورد توبیخ قرار داد، به طرز غیرمنتظره‌ای از پاسخ‌های آرام و قاطع او متعجب شد. فرد دستگیرشده با اطمینان اظهار داشت که آماده مرگ است و از نیات افسر باخبر است.

مأمور پلیس که با این واکنش مواجه شده بود، در پی خنثی کردن اوضاع، از او درباره خانواده‌اش پرسید و پس از مکالمه‌ای کوتاه، به سردرگمی خود اعتراف کرد. با گذشت زمان و نزدیک شدن به ظهر عاشورا، شرایط خارج از پاسگاه به وضعیت ملتهبی دچار شده بود. به‌طوری که آیت‌الله تهامی به او گفت که مردم برای آزاد کردن وی از بازداشتگاه آماده اقدام بودند.

اینگونه به نظر می‌آید که مقامات، از وقوع قیام‌های عمومی و اعتراضات در سایر نقاط آگاه شده و در پی کنترلی بر اوضاع، جلسه‌ای فوق‌العاده تشکیل دادند. این جلسه منجر به صدور حکم تبعید به محل زادگاه وی شد. به‌منظور جلوگیری از خشم مردم، او را آزاد کردند و در عوض متعهد کردند که به منبر نرود.

در این دوره، وی از همدلی و محبت مردم بیرجند نسبت به خود احساس خوشحالی می‌کرد. روزهای رکود بین دستگیری و تبعید، مصادف با اوضاع هیجان‌زده کشور بود، به‌طوری که مجالس عزاداری به مراسمات انقلابی بدل شده و ترسی عمیق در دل حاکمیت ایجاد کرده بود.

در ادامه، یک بازپرس نظامی از مشهد به بیرجند مراجعه کرد و او را در جریان شرایط ناپایدار زندان‌ها قرار داد. این بازرسی ظاهراً برای ارزیابی اوضاع و اطلاع‌رسانی به او انجام گرفته بود. از آنجا که رژیم حاکم در آن زمان به شدت نگران بود، این نگرانی به مشارکت و اقدامات فردی در وضعیت حساس کشور انجامید.

*منبع: کتاب «خون دلی که لعل شد؛ خاطرات حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای از زندان‌ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی»*

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *