وبسایت خبری
خبردونی

به نقل از خبردونی، «اژدها»ها و هیولاهای دریایی در ادبیات فانتزی و سینما جذابیت‌هایی را می‌آفرینند، اما در حماسه «ادیسه» هومر، داستان قهرمانی به نام اودیسئوس بیشتر تحت تأثیر غول‌های یک‌چشم و موجودات ماورایی قرار دارد که توانایی‌های انسانی را به چالش می‌کشند. این اثر که قدمت آن به سه هزار سال پیش می‌رسد، سفر اودیسئوس پس از جنگ تروا را روایت می‌کند و در این مسیر با شخصیت‌های اسطوره‌ای زیادی مواجه می‌شود که فراتر از تخیل هومر به نظر می‌رسند.

ریچارد یانکو، استاد بازنشسته مطالعات کلاسیک، معتقد است که این موجودات ریشه‌های عمیقی در تاریخ بشری دارند و نمونه‌های مشابه آن‌ها را می‌توان در قصه‌های عامیانه باستانی از مناطق مختلف دنیا یافت.

در ادامه، به بررسی شش مورد از نام‌آورترین موجودات «ادیسه» پرداخته می‌شود و ریشه‌های احتمالی آن‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.

**۱. سیکلوپ (غول یک‌چشم)**
سیکلوپ یا «پولیفموس» یکی از مشهورترین شخصیت‌های «ادیسه» به شمار می‌رود. این غول یک‌چشم در داستان هومر، اودیسئوس و همراهانش را در غار خود اسیر کرده و قبل از اینکه قهرمان داستان به چشمانش آسیب بزند، تعدادی از آن‌ها را می‌بلعد. این افسانه به عنوان نسخه‌ای از یک داستان عامیانه کهن تعبیر می‌شود که در آن قهرمانی هوشمند از دست یک دیو بزرگ فرار می‌کند.

ویلیام هانسن، استاد بازنشسته مطالعات کلاسیک، به شواهد منسوب به نام «دیو کورشده» اشاره می‌کند که روایت هومر را به عنوان قدیمی‌ترین سند از این داستان محسوب می‌کند. کشف فسیل‌ها نیز احتمالاً به باورهای باستانی درباره موجودات غول‌پیکر یک‌چشم دامن زده است.

آدرین میور، پژوهشگر در دانشگاه استنفورد، نظری دارد مبنی بر اینکه در دوران باستان، ملوانان با پیدایی جمجمه‌ها و استخوان‌های فسیل‌شده مواجه می‌شدند و به اشتباه آن‌ها را با موجودات یک‌چشم اشتباه می‌گرفتند.

**۲. سیرن‌ها**
حضور سیرن‌ها در «ادیسه» کوتاه اما تأثیرگذار است و آن‌ها به عنوان چهره‌های فریبنده در افسانه‌های یونان شناخته می‌شوند. آواز دلنشین آن‌ها نه تنها وعده‌ای از دانش و خرد می‌دهد، بلکه ملوانان را به خطر می‌اندازد. اودیسئوس برای حفظ جان خود و خدمه‌اش روش‌هایی را اتخاذ می‌کند که به آن‌ها اجازه می‌دهد از این خطر فرار کنند. هانسَن تأکید می‌کند که بسیاری از موجودات در «ادیسه» ترکیبی از ویژگی‌های انسانی و حیوانی هستند، که آن‌ها را به شکلی آشنا و در عین حال هراس‌انگیز می‌سازد.**دریافت‌های تاریخی از افسانه‌ سیرن‌ها و هیولاهای ادیسه**

در اسطوره‌ها و ادبیات باستان، سیرن‌ها به عنوان موجوداتی افسونگر توصیف شده‌اند که با نغمه‌های دل‌نواز خود دریانوردان را به ورطه‌ هلاکت می‌کشند. این افسانه ممکن است ریشه در چالش‌های دریانوردی عصر باستان داشته باشد. دریانوردان مدیترانه‌ای با خطرات متعدد نظیر صخره‌های پنهان و طوفان‌های سهمگین دست و پنجه نرم می‌کردند. تصور این خطرات به عنوان عواقب موجودات ماورایی، به آن‌ها کمک می‌کرد تا معناهایی برای شرایط دشوار خود بیابند.

**گذر از میان اسکیلا و کاریبدیس**

در «ادیسه»، مهاجرت اودیسئوس از میان دو هیولای «اسکیلا» و «کاریبدیس» به تصویر کشیده شده است. این دو موجود، یکی به شمایل یک گرداب مرموز و دیگری به شکل هیولایی شش‌سر، به شدت تهدیدی برای دریانوردان هستند. اودیسئوس برای نجات سرنشینان کشتی خود مجبور است میان دو خطر یکی را انتخاب کند و در نهایت شش نفر از یارانش را برای نجات سایرین قربانی می‌کند. این موقعیت، جرقه‌ای برای ایجاد اصطلاح “میان اسکیلا و کاریبدیس” شده است که به مخمصه‌های دشوار اشاره دارد. شواهدی وجود دارد که این دو هیولا از خطرات واقعی در «تنگه‌ مسینا» الهام گرفته‌شده‌اند؛ آبراهی مشهور با گرداب‌های خطرناک که از دیرباز موجب هراس دریانوردان بوده است.

**لایستریgon‌ها: نماد بی‌اعتمادی**

پس از عبور از تنگه، اودیسئوس وcrew او با «لایستریگون‌ها»، جامعه‌ای از آدم‌خواران غول‌پیکر، مواجه می‌شوند. این داستان تنها به یونان محدود نمی‌شود و منعکس‌کننده ترس از سرزمین‌های ناشناخته است. جنیفر لارسون، استاد مطالعات کلاسیک، تأکید می‌کند که این داستان‌ها نمایانگر بی‌اعتمادی به مردمان غیر یونانی‌زبان هستند، که بعدها به آنها «بربر» گفته شد.

**کالیپسو: عشق اسیرکننده**

یکی دیگر از موانع تراژیک در مسیر اودیسئوس، کالیپسو است که او را به مدت هفت سال در جزیره‌ای دورافتاده زندانی می‌کند. در حالی که دیگر موجودات این سفر را به چالش می‌کشند، کالیپسو تنها به عنوان یک معشوقه ظاهر می‌شود که اودیسئوس در تلاش برای بازگشت به خانه، با او درگیر است.کالیپسو شخصیت مرموزی در افسانه‌های یونانی است که زندگی اودیسئوس را تحت تاثیر قرار می‌دهد. او با تهدیداتی متفاوت، اودیسئوس را وسوسه می‌کند تا هویتش به عنوان پادشاه ایتاکا و همسر پنلوپه را رها کند و به زندگی جاودانه بپیوندد.

لارسون در این باره عنوان می‌کند: «کالیپسو نمادی از آن چیزی است که پنهان می‌شود و با پیشنهاد دست‌یابی به جاودانگی، اودیسئوس را به چالش می‌کشد.» او به جای تهدید فیزیکی، با جذابیت زندگی ابدی و رهایی از مسئولیت‌ها به مبارزه با هویت انسانی او می‌پردازد.

اساطیر یونان پر از داستان‌های ملیح درباره ربایش فانی‌ها توسط خدایان و نیمف‌هاست که کالیپسو نیز بخشی از این روایات است. این داستان‌ها نشان‌دهنده جذابیت جاودانگی و افسون‌هایی هستند که از دوران باستان در تاریخ بشر زنده مانده و بر نحوه روایت ماجراهای داستانی تأثیر گذارده‌اند.

منبع: www.history.com

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *