به گزارش خبردونی، وقتی به چهرههای معروف تاریخ نگاه میکنیم، نام همسران، رقبا و همکاران آنها معمولاً به ذهن میرسد، اما درباره دوستان آنان کمتر مطلبی نوشته شده است. با این حال، زندگی افراد سرشناس اغلب به هم گره خورده و روابط غیرمنتظرهای شکل میگیرد. در این راستا، به شش مثال از این دوستیهای معروف اشاره خواهیم کرد که احتمالاً از وجود آنها بیخبر بودید.
### ماری کوری و آلبرت انیشتین
دوستی ماری کوری و آلبرت انیشتین، دو فیزیکدان بزرگ، در سال ۱۹۱۱ و به واسطه نامه انیشتین به کوری آغاز شد. این نامه در زمانهایی نوشته شد که کوری با چالشهای شخصی و حرفهای جدی مواجه بود. به دلیل عدم پذیرش کوری در آکادمی علوم فرانسه و شایعاتی که درباره او منتشر شده بود، انیشتین با نوشتن نامهای از او حمایت کرده و به این ترتیب رابطهای دوستانه شکل گرفت.
مایکل گرین، رئیس دپارتمان تاریخ در دانشگاه نوادا، بیان میکند: «انیشتین زمانی به کوری نامه نوشت که او در میان یک رسوایی شدید بود و او به عنوان یک زن در دنیای مردانه، حمایت انیشتین را بسیار ارزشمند میدید.» نری کارا سیلامان، استاد دانشگاه آکسفورد، نیز اضافه میکند که هر دو آنها به خوبی حس میکردند که زندگی به عنوان مهاجر چه معنایی دارد.
### توماس ادیسون و هنری فورد
ملاقات توماس ادیسون با هنری فورد در سال ۱۸۹۶ و در یکی از جلسات «انجمن شرکتهای روشنایی ادیسون» اتفاق افتاد. ادیسون در آن زمان ۴۹ ساله و فورد ۳۳ ساله بود. فورد، که از ادیسون به عنوان قهرمان دوران کودکیاش یاد میکرد، با خود دوربینی برای ثبت تصاویر این ملاقات آورده بود.
این دو شخصیت در طول سالها نامهنگاری کرده و مناسبتهای تولد یکدیگر را جشن میگرفتند. آنها در سال ۱۹۱۵ به نمایشگاهی در پاناما و اقیانوس آرام سفر کردند و از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴، به همراه دوستانی دیگر سفرهای کمپینگ سالانهای را ترتیب دادند. گرین به این موضوع اشاره میکند که فورد به شدت از ادیسون تاثیر گرفته و دوستی آنان به دلیل مشترکات در زمینه نوآوری و تجارت به خوبی برقرار شد.
### فردریک داگلاس و سوزان بی. آنتونی
فردریک داگلاس، مبارز برای آزادی و سوزان بی. آنتونی، فعال حق رأی زنان، نیز از جمله دوستیهای معروف تاریخ به شمار میروند که تحت تأثیر مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود قرار داشتند.
فردریک داگلاس و سوزان بی. آنتونی
فردریک داگلاس، مبارز مشهور لغو بردهداری و سوزان بی. آنتونی، فعال برجسته حق رأی زنان، سالها در نبرد برای حق رأی همگانی و آزادی بردگان همکاری کردند و دوستی نزدیکی با یکدیگر داشتند. این دو که به سال 1849 در روچستر ملاقات کردند، آنتونی پیشتر با داگلاس آشنا بود، چرا که او در کنوانسیونهای زنان حضور داشت و دوستیاش با پدر آنتونی آن را تسهیل کرده بود.
با این وجود، در اواخر دهه 1860 اختلاف نظری در روابط کاری آنها به وجود آمد. داگلاس از متمم پانزدهم قانون اساسی که حق رأی را به مردان سیاهپوست اعطا میکرد، حمایت نمود، در حالی که آنتونی اصرار داشت متممی که حق رأی را به تمامی مردان و زنان میدهد، تصویب شود.
پس از تصویب متمم پانزدهم در سال 1870، داگلاس دوباره به فعالیتهای خود در حوزه حق رأی زنان بازگشت و دوستیاش با آنتونی تقویت شد. او هر بار که به روچستر سفر میکرد، به دیدار آنتونی میرفت و او نیز در سفرهایش به واشنگتن به ملاقات او میرفت. گرین نیز میگوید که این دو اصلاحطلب به اصلاحات خود متعهد بودند و در کنار یکدیگر نیروهای قدرتمندی به شمار میرفتند.
مارک تواین و نیکولا تسلا
مارک تواین، نویسنده معروف آمریکایی که با نام مستعار ساموئل ال. کلمنز شناخته میشود، به هنر و فناوری علاقه زیادی داشت. این علاقه او را به نیکولا تسلا، مخترع مشهور صربستانی که در سال 1885 به نیویورک مهاجرت کرد، نزدیک کرد. تواین در سال 1888 پیش از شکلگیری دوستی آنها، پیشبینی کرد که موتور جریان متناوب تسلا تغییرات بزرگی در صنعت برق ایجاد خواهد کرد.
تسلا نیز از کودکی طرفدار نوشتههای تواین بود و اقرار کرده بود که آثار او در دوران بیماریاش به بهرهوریاش کمک کرده است. دوستی این دو در دهه 1890 شکل گرفت و تواین به آزمایشگاه تسلا رفتوآمد میکرد و در برخی آزمایشها نیز مشارکت داشت. یکی از این آزمایشها عکسی بود که تسلا از تواین با نور فسفرسانس تهیه کرد. آنها ارتباط خود را با نامهنگاری حفظ کردند و تواین حتی تسلا را به عروسی دخترش در سال 1909 دعوت کرد.
هلن کلر و الکساندر گراهام بل
الکساندر گراهام بل، مخترع نامآشنای اسکاتلندی-آمریکایی که بیشتر به خاطر اختراع تلفن شناخته میشود، همچنین تمرکز ویژهای بر بهبود شرایط زندگی ناشنوایان داشت. او به ویژه در زمینه آموزش کودکان ناشنوا فعالیت میکرد، موضوعی که بهطور مستقیم از تجربههای شخصیاش تأثیر گرفته بود، زیرا مادرش ناشنوا و همسرش نیز در لبخوانی مهارت بالایی داشت.
هلن کلر و بل در سالهای مختلف به یکدیگر نزدیک شدند و بل نقش مهمی در مراحل اولیه زندگی آموزشی کلر ایفا کرد، موضوعی که تأثیر عمیق و ماندگاری بر زندگی او گذاشت.
در سال ۱۸۸۶، کلر و بل برای نخستین بار با یکدیگر آشنا شدند. در آن زمان، کلر ۶ سال داشت و بل ۳۹ ساله بود. کلر که به دلیل ناشنوایی و نابینایی با چالشهای زیادی در برقراری ارتباط مواجه بود، با کمک بل به مدرسه نابینایان پرکینز در بوستون معرفی شد. بل همچنین زمینهساز ملاقات کلر با معلمش، آن سالیوان، شد.
گرین میگوید: «بل تجربه کار با افراد کمشنوا را داشت و به همین خاطر آنی سالیوان را به خانواده کلر معرفی کرد.» کلر به خاطر یاری بل، قدردانی زیادی از او داشت و این دو نفر دوستی عمیقی برقرار کردند. آنها به دیدار یکدیگر میرفتند و حتی در رویدادهایی چون نمایشگاه جهانی کلمبیای شیکاگو در سال ۱۸۹۳ شرکت کردند. بل همچنین هزینههای تحصیل کلر در دانشگاه را تامین کرد که به او این امکان را داد تا با کسب مدرک از کالج رادکلیف، به نخستین فرد ناشنوا-نابینا تبدیل شود که به مدرک لیسانس دست یافت. این دوستی میان کلر و بل تا زمان رحلت بل در سال ۱۹۲۲ ادامه یافت.
در ادامه، به دو شخصیت برجسته دیگر اشاره میشود: آملیا ارهارت، خلبان معروف، و النور روزولت، بانوی اول آمریکا. این دو نهتنها از شناختهشدهترین زنان دهه ۱۹۳۰ بودند، بلکه به یکدیگر نیز نزدیک شدند. گرین میافزاید: «در دورهای که از زنان انتظار میرفت تنها در سایه باشند، این دو در عرصه عمومی فعال بودند.» هر دو به ترویج وضعیت زنان در جامعه متعهد بودند و از کار یکدیگر قدردانی میکردند.
آشنایی آنها در یک ضیافت شام در کاخ سفید در ۲۰ آوریل ۱۹۳۳ اتفاق افتاد. روزولت به شدت تحت تأثیر ارهارت قرار گرفت و تصمیم به دریافت گواهینامه خلبانی خود گرفت. ارهارت نیز به او پیشنهاد آموزش پرواز داد، اما موانع امنیتی مانع از اجرای این برنامه شد. بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷، ارهارت به طور مرتب به کاخ سفید میرفت و در تلاشهای روزولت برای بهبود وضعیت زنان شاغل و ترویج صلح جهانی مشارکت داشت.
منبع: history.com











