به گزارش خبرآنلاین، اخیراً منطقه خاورمیانه شاهد یک تغییر مهم در نظام امنیتی خود بوده است. عربستان سعودی و ترکیه، که به طور سنتی در دهههای گذشته نسبت به یکدیگر مواضع خصمانهای داشتند، به یک توافق مشترک دفاعی دست یافتهاند. این توافق، که “توافق دفاعی مشترک مکه” نام دارد، اعلام میکند که حمله به یکی از اعضا، به معنای حمله به تمام اعضای این ائتلاف خواهد بود؛ مشابه سازوکار ناتو.
براساس گزارشی از ایرنا، عربستان سعودی و پاکستان در طول تاریخ روابط امنیتی نزدیکی داشتهاند، اما اختلافات عربستان و ترکیه در مورد مسائل مختلفی مانند قطر و مصر و همچنین پرونده قتل جمال خاشقجی، بارها منجر به تنش میان آنها شده است. در این شرایط، چه چیزی سبب نزدیکی آنها به یکدیگر شده است؟ به نظر میرسد که این امر ناشی از کاهش اعتماد به دونالد ترامپ و مواضع اوست.
در این راستا، ترامپ بارها ادعا کرده که توافق با ایران در دسترس است، اما این اظهارات به نتیجهای نرسیده و منابع ایرانی از بینتیجه بودن مذاکرات خبر میدهند. کسانی که به اظهارات او توجه میکنند، به شدت به معتبر بودن آن مشکوک شدهاند.
تأثیرات این وضعیت تنها به خاورمیانه محدود نمیشود، بلکه در اروپا نیز مشهود است. در ماه مه، اعلام شده بود که ایالات متحده ۵ هزار نیروی خود را از آلمان خارج خواهد کرد، اما پس از آن بنا بود حدود ۴ هزار نیروی دیگر به لهستان اعزام شوند. این تغییرات مکرر در تصمیمات، باعث سردرگمی در برنامهریزیهای نظامی کشورهای اروپایی شده است.
ترامپ اخیراً ادعا کرده که ایالات متحده “کنترل کامل” تنگه هرمز را در دست دارد، اما دادهها نشان میدهند که عبور کشتیها از این تنگه به طرز قابل توجهی کاهش یافته است. ناظران این تغییرات را به عنوان نشانهای از کماهمیتی در قدرت و اعتبار آمریکا تلقی میکنند.
ایالات متحده طی ۸۰ سال گذشته، اعتبار خود را به عنوان یک قدرت جهانی بسازد، اما عدم ثبات در مواضع رئیسجمهور کنونی تأثیرات منفی بر اتحادهای بینالمللی دارد. کشورهای مختلف در حال تقویت توان دفاعی خود هستند و به دنبال تأمین امنیت مستقل از ایالات متحده هستند. به عنوان مثال، دانمارک به جای سامانههای دفاعی آمریکایی، به گزینههای اروپایی روی آورده است و دیگر کشورها مانند کره جنوبی و کانادا نیز به بازنگری در خریدهای تسلیحاتی خود پرداختهاند.در پی کاهش وابستگی به فناوریهای آمریکایی، خدمات ابری کلیدی یک کشور به یک تامینکننده اروپایی منتقل شده است. هماکنون عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در تلاشاند تا برای خود یک ساختار امنیتی مستقل ایجاد کنند.
این اقدامات به معنای جدایی کامل از ایالات متحده نیست، اما نشاندهندهی کاهش چشمگیر اعتماد به مواضع واشنگتن است.
در مورد تهدیدات آمریکا نیز روند مشابهی در حال شکلگیری است. اگر ایالات متحده به تهدیدات تعرفهای روی آورد و دولتها دریافتند که چنین تهدیداتی امنیت را تضمین نمیکند، به جستجوی سازش و همکاری نخواهند رفت. به گفتهی مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، گرچه برخی کشورها امیدوارند با تبعیت از ایالات متحده به امنیت دست یابند، این موضوع عملی نخواهد بود و بنابراین باید گزینههای جایگزین را بسازند.
حتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز به پیشنهادات ترامپ توجه چندانی نکرد و بهطور سریع و مختصر طرح ۱۵ مادهای رئیسجمهوری آمریکا برای غزه را رد کرد. او با طرحهای متعددی مواجه شده که با تبلیغات بسیار اعلام شدهاند اما به سرعت فراموش شدهاند.
این وضعیت به روشنی نشاندهنده افول قدرتهای بزرگ است. نه از طریق یک شکست واضح، بلکه زمانی که دیگر کشورها به تدریج از محوریت آنها فاصله میگیرند. ایالات متحده هنوز هم دارای قدرتمندترین ارتش، فناوریهای نوین، بازارهای سرمایه متنوع و دلار جهانی است، اما اعتبار یکی از داراییهای کلیدی است که بهآسانی از دست میرود.
در بحران موشکی کوبا، جان اف. کندی، رئیسجمهور وقت، دین اچسون، وزیر امور خارجه پیشین را به پاریس فرستاد تا شارل دوگل را از وجود موشکهای هستهای شوروی در کوبا آگاه کند. اچسون با خود تصاویر شناسایی هوایی آورد، اما دوگل که هرگز به خواستههای آمریکا تن نمیداد، گفت نیازی به شواهد نیست و حرف رئیسجمهور برای او کافی است.
تصور چنین موقعیتی در دنیای امروز دشوار مینماید.












