به گزارش خبرآنلاین، تحرکات اخیر نیروهای مسلح یمن در سواحل غربی این کشور، به ویژه تصرف بنادر و جزایر کلیدی در تنگه بابالمندب، وضعیت محاصرههای منطقهای را پیچیدهتر کرده است. نیروهای یمنی وابسته به انصارالله، توانستهاند کنترل بیشتری بر این آبراهه استراتژیک را به دست آورند. این اقدامها در واکنش به محاصره یمن از سوی عربستان سعودی صورت میگیرد و همزمان ایران نیز در مواجهه با چالشهای دریایی آمریکا، بر تنگه هرمز تسلط دارد.
جنبش انصارالله تأکید کرده است که تسلط این گروه بر بابالمندب، بر جریان آزاد کشتیرانی تأثیری نمیگذارد و تنها بر کشتیهای عربستان سعودی متمرکز است. بر اساس آمار منتشرشده از سوی این گروه، ۳۶ شناور در روز پنجشنبه و ۳۷ شناور در روز جمعه از این آبراه عبور کردهاند که نشاندهنده ترافیک نزدیک به ۹۸.۶ درصدی به نسبت قبل از تحریمها علیه کشتیهای عربستان است.
علیرغم ادعاهایی از سوی برخی رسانهها و دولتهای غربی مبنی بر دخالت ایران در تحرکات انصارالله، تهران این موارد را به شدت رد کرده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این اتهامات را تکراری دانسته و بیان کرده است که اینگونه اتهامزنیها تنها از مشکلات خود کشورها نشأت میگیرد.
تحلیلگران غربی بر این باورند که تغییر وضعیت تنگه هرمز و بابالمندب میتواند منجر به همافزایی توانمندیها شود و طرفین را به تجدید نظر در سیاستهای خود وا دارد. آمریکا و عربستان در حال حاضر در دو مسیر قرار گرفتهاند: افزایش تنشهای نظامی یا ورود به دیپلماسی و پذیرش خواستههای مقابل.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مصاحبهای به این موضوع اشاره کرده و پیشنهاد میکند که یک گفتگو سازنده بین کشورهای منطقه میتواند به کاهش تنشها و درک متقابل کمک کند.
پیشرویهای اخیر انصارالله در سواحل یمن به خصوص کنترل بندر تاریخی مخا و جزیره میون، تلاشهای آمریکا برای کنترل قیمت نفت را تحت تأثیر قرار داده و منجر به افزایش قیمت نفت به حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه شده است. این افزایش قیمت در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، فشارها را بر دولت این کشور افزایش میدهد.
ماجد المذحجی، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی صنعا، در مصاحبهای به وضعیت بندر مخا و تأثیرات آن بر تحولات یمن اشاره کرده است.**تحول استراتژیک در بابالمندب و تأثیرات آن بر کشتیرانی**
تحولات اخیر در تنگه بابالمندب شاهد یک تغییر استراتژیک حیاتی است که میتواند به ایران و انصارالله یمن این امکان را بدهد تا فشارهای موقتی بر کشتیرانی را با هزینهای کمتر به تهدیدی مداوم تبدیل کنند. هر دو طرف، ایران و انصارالله، تأکید کردهاند که هدف آنها از کنترل بر آبراههای کلیدی، مسدودسازی دائم یا اختلال در دریانوردی تجاری نیست؛ بلکه این رویکرد به منزله واکنشی به محاصره و جنگی است که از سوی نیروهای خارجی به آنها تحمیل شده است.
در حالی که رسانههای غربی، به ویژه «سیانان»، تلاش میکنند تا کنترل تنگه بابالمندب را به عنوان «گزینه هستهای اقتصادی ایران» در صورت ناکامی مذاکرات با آمریکا ترسیم کنند، تهران تأکید کرده است که مسأله یمن تنها از طریق گفتوگوهای یمنی-یمنی قابل حل است و نه دخالتهای خارجی. سیدعباس عراقچی در این زمینه تصریح کرد که بحران یمن راهحل نظامی ندارد و آینده این کشور باید توسط مردم یمن و از طریق روند سیاسی فراگیر تعیین شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران همچنین توسعه مناطق تحت کنترل یمنیها در سواحل غربی را به عنوان یک اقدام خودانگیخته توصیف کرد و گفت: «یمنیها سالها تحت محاصرهای ظالمانه قرار داشتهاند و اکنون تصمیم به شکستن این محاصره گرفتهاند.» او به این نکته اشاره کرد که جامعه بینالمللی به ویژه سازمان ملل با وجود وعدهها، نتوانسته شرایط را بهبود بخشد.
مونا یعقوبیان، کارشناس ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، در گفتوگو با انبیسی نیوز خاطرنشان کرد که تنشهای اخیر در بابالمندب به نوعی به جنگ آمریکا علیه ایران مرتبط است و افزود که ایران هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نداده است.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل، موفقیتهای کنونی ایران و متحدانش را نشاندهنده شکست کلیتر در ایجاد بازدارندگی علیه آنها دانست و بر این باور است که تهران در حال بازترسیم نقشه راهبردی منطقهای است.
تحولات یمن بهوضوح به متحدان منطقهای آمریکا نشان داده است که چتر امنیتی این کشور دیگر کارایی ندارد. تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، این نکته را تأیید میکند که تکیه بر قدرت نظامی آمریکا به تنهایی نمیتواند امنیت کشورهای منطقه را حفظ کند.
گزارشها از اکسیوس نشان میدهد که تمرکز آمریکا بر جنگ و محاصره دریایی در تنگه هرمز موجب شده تا ترامپ درخواستهای مکرر محمد بن سلمان برای حملات هوایی به انصارالله را رد کند. مقامات آمریکایی تصریح کردهاند که نیروهای این کشور تنها بر روی ایران تمرکز خواهند کرد و میبایست از باز کردن جبهههای جدید پرهیز کنند.گزارشهای جدید به بررسی شرایط پرتنش در منطقه خاورمیانه پرداخته و به ویژه به فعالیتهای نظامی آمریکا در تنگه هرمز اشاره دارند. این گزارشها نشان میدهند که نیروهای آمریکایی پس از شش ماه درگیری با ایران تحت فشار فزایندهای قرار دارند و تمرکز اصلی آنان بر انجام عملیات نظامی، اسکورت کشتیهای تجاری و حفظ محاصره بنادر ایرانی است.
این تحولات بار دیگر به مقامات ریاض یادآوری میکند که امید به اتکا به واشنگتن در مقابله با تهدیدات خاص، به واقعیت نخواهد پیوست. به نقل از پایگاه خبری «سیانان»، ایالات متحده تمایلی به ورود به جنگ علیه انصارالله یمن نداشته و محدودیتهایی در این زمینه اتخاذ کرده است. این تحرکات آمریکا را از مشارکت مستقیم در حملات هوایی عربستان و سوخترسانی هوایی منع کرده است.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل، به شکست کمپین نظامی قبلی آمریکا در برابر انصارالله اشاره کرده و عدم تمایل آن کشور به درگیری بیشتر با حوثیها را به عنوان نشانهای از ناکامی در ایجاد بازدارندگی پایدار عنوان کرده است. وی همچنین به نشستهای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با ایران اشاره کرده و این مذاکرات را نشاندهنده ناامیدی عمیق آنها از سیاستهای آمریکا در منطقه میداند.
از سوی دیگر، تهران آمریکا را عامل اصلی تنشهای جاری در تنگه هرمز معرفی کرده و تاکید میکند که کشورهایی که از این وضعیت آسیب میبینند باید به نقش آمریکا در ایجاد این ناامنی توجه کنند. اسماعیل بقائی، یکی از مقامهای ایرانی، بر این نکته تأکید کرده که جمهوری اسلامی ایران هیچ مسئولیتی در قبال این شرایط ندارد و این موضوع را باید مداوم به جامعه جهانی یادآوری کرد.
در حال حاضر، به نظر میرسد که تهران و صنعا در تلاشاند تا با به نمایش گذاشتن قدرت خود در کنترل تنگههای بینالمللی، فشارهای ناشی از جنگ و محاصره اقتصادی را به عوامل اصلی آن بازگردانند. این کنترل، هدف نهایی آنها نیست، بلکه در راستای رسیدن به ثبات و امنیت در منطقه است.
تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران که با هدف محدودسازی قدرت تهران آغاز شد، در عمل منجر به واگذاری کنترل تنگه هرمز شده است. در شرایطی که واشنگتن از ورود مستقیم به مناقشات یمن امتناع کرده و نتوانسته امنیت انرژی را تضمین کند، کشورهای منطقه در حال تجدید نظر در وابستگیهای سنتی خود به ایالات متحده هستند. این شرایط نشاندهنده تغییرات عمدهای در نقشه راهبردی خاورمیانه است.












