وبسایت خبری
خبردونی

پایان دوره «گلوگاه‌های امن»؛ تحلیل استراتژی مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / دلایل ناکامی آمریکا در تشکیل جبهه تازه‌ای در یمن چیست؟

پایان «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر»؛ منطق مهار دوگانه در هرمز و باب‌المندب / چرا تلاش آمریکا برای ایجاد جبهه جدید در یمن با شکست مواجه شد؟

### وضعیت تنگه هرمز و باب‌المندب؛ تهدید جدی برای کشتیرانی جهانی

به گزارش خبرآنلاین، تنگه هرمز که حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور می‌کند، از ابتدای سال جاری تحت محاصره نظامی ایران قرار گرفته است. در کنار آن، تنگه باب‌المندب که ورودی دریای سرخ به خلیج عدن محسوب می‌شود، به واسطه پیشروی گروه حوثی‌های یمن به نقطه‌ای تبدیل شده که تهدیدی برای آزادی کشتیرانی به شمار می‌آید. همزمانی تهدیدهای این دو گذرگاه و همبستگی استراتژیک میان آن‌ها، وضعیت بی‌سابقه‌ای را ایجاد کرده است.

#### نقش هرمز به عنوان اهرم فشار

تنگه هرمز، که پیشتر روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را منتقل می‌کرد، به یک ابزار تأثیرگذار برای ایران در اوج تنش‌های میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. مقامات ایران از اهمیت راهبردی این گذرگاه آگاهند و تلاش دارند با کاهش ترافیک دریایی، هزینه‌های اشتراک‌گذاری جنگ را برای ایالات متحده و متحدانش افزایش دهند. تحلیلگران بر این باورند که این گذرگاه یکی از آخرین دارایی‌های استراتژیک ایران برای حفظ توازن با برتری نظامی آمریکا به شمار می‌آید.

#### باب‌المندب به عنوان برگه دوم

در شرایطی که هرمز همچنان در محاصره است، ایران به طور تدریجی به تهدید جدیدی در باب‌المندب روی آورده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ایران به حوثی‌ها دستور داده تا برای هدف‌گیری کشتی‌ها در این تنگه آماده شوند، به‌ویژه در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های ایران. حوثی‌ها با تصرف بندر موخا و جزایر پریم و حنیش، قدرت کافی برای اختلال در ترافیک دریایی این منطقه را با استفاده از ابزارهای نامتقارن نظیر پهپاد و موشک‌های ضدکشتی به دست آورده‌اند. این وضعیت به دلیل همزمانی با مسدود شدن هرمز، تهدید جدی‌تری را به همراه دارد.

#### تأثیر بر بازارهای جهانی نفت

در هفته‌های پایانی سپتامبر ۲۰۲۶، قیمت نفت به بالای صد دلار رسید؛ نفت برنت به ۱۰۸.۲۳ دلار و نفت خام وست تگزاس به ۱۰۳.۲۰ دلار در هر بشکه رسید. این افزایش قیمت، بیش از سه درصد در یک روز بوده و قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستین بار از شش دلار در هر گالن عبور کرد. تحلیلگران بر این باورند که این جهش در قیمت‌ها ناشی از همبستگی گلوگاه‌ها است، چراکه بازارها دیگر تصور نمی‌کنند که مسیرهای جایگزین توانایی پر کردن خلأ ناشی از بسته شدن هرمز را داشته باشند.

#### پیامدهای زنجیره‌ای

تأثیر این بحران محدود به نفت خام نیست. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که حملات ایران به زیرساخت‌های منطقه‌ای تأثیرات گسترده‌ای بر تولید و انتقال مواد صنعتی حیاتی مانند هلیوم، پتروشیمی، کود و آلومینیوم داشته است. این شرایط می‌تواند زنجیره تأمین محصولات مختلف را تحت تأثیر قرار دهد و به پیامدهای اقتصادی وسیعی منجر شود.### افزایش قیمت انرژی و تأثیرات جهانی آن

اخیراً، افزایش قیمت انرژی به فشار تورمی بر اقتصاد کشورهای وابسته به نفت منجر شده و هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و بیمه محموله‌ها به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیتی است که شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی را با چالش‌هایی جدی مواجه کرده و آنها را به انتخاب میان عبور از مسیرهای پرخطر یا تغییر مسیر به سمت دور آفریقا در مسیر تجارت جهانی واداشته است؛ هر دو گزینه هزینه‌های سنگینی بر تجارت بین‌المللی تحمیل می‌کند.

### واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

**عربستان و امارات؛ بازندگان راهبردی**

عربستان سعودی که پس از بسته شدن تنگه هرمز سرمایه‌گذاری‌های کلانی را بر روی خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع انجام داده بود، اکنون با تهدید جدی به امنیت این مسیر روبه‌روست. حملات حوثی‌ها به تأسیسات نفتی آرامکو در جیزان و ینبع و خرابکاری در خط لوله، ضرر شدیدی به اقتصاد این کشور وارد کرده است. همچنین، امارات متحده عربی که سعی کرده است با خط لوله حبشان-فجیره، مسیری جایگزین برای صادرات نفت فراهم کند، در حال حاضر با پارادکس راهبردی مواجه شده و هر چقدر فجیره به دروازه اصلی صادرات بدل شود، هدف جذاب‌تری برای حملات ایران می‌گردد.

**چین؛ میانجی محتاط**

چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت ایران، در موقعیتی دشوار قرار دارد. از یک سو، بسته شدن تنگه هرمز و تهدید باب‌المندب امنیت انرژی چین را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از سوی دیگر، این کشور نمی‌خواهد تهران را تحت فشار قرار دهد. در دیدار اخیر وزیر خارجه ایران با همتای چینی‌اش در پکن، وانگ یی بر اهمیت «عبور امن» از تنگه تأکید کرده، اما از بیان دلایل بسته شدن آن خودداری کرده است. این رویکرد نشانگر اولویت چین بر حفظ ثبات اقتصادی و عدم ورود به درگیری‌های نظامی است.

**اروپا؛ در آستانه ورود اجباری**

اتحادیه اروپا اخیراً با تهدیدات جدید در باب‌المندب در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. این اتحادیه که تا کنون از پیوستن به عملیات نظامی آمریکا در هرمز پرهیز کرده، ممکن است با توجه به خطر حوثی‌ها مجبور به درگیری مستقیم‌تری شود. برخی تحلیلگران هشدار داده‌اند که این بحران ممکن است به درگیری مستقیم اروپا با حوثی‌ها و ایران منجر شود.

### چشم‌انداز آینده و سناریوهای محتمل

**سناریوی نخست: مدیریت بحران و بازگشت به مذاکره**

در این سناریو، فشارهای اقتصادی ناشی از افزایش قیمت نفت و نزدیکی انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ممکن است ترامپ را به سمت توافقی محدود سوق دهد. مقامات آمریکایی حاضر به ازسرگیری مذاکرات هستند و میانجی‌گرانی مانند عمان و قطر پیشنهاد آتش‌بس‌های موقت داده‌اند. اما تجربیات گذشته نشان می‌دهد که این توافقات بدون رفع ریشه‌ای مشکلات، به بحران‌های تازه‌ای منجر می‌شود.

**سناریوی دوم: تشدید تنش و بحران تمام‌عیار**

این سناریو پیش‌بینی می‌کند که تشدید حملات و تهدید همزمان دو تنگه، به یک بحران شدید انرژی منجر شود. تحلیلگران هشدار داده‌اند که در صورت بسته شدن همزمان تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، قیمت نفت ممکن است به دویست دلار برسد. این سناریو می‌تواند نه تنها تهدیدی برای اقتصاد جهانی باشد، بلکه خطر درگیری مستقیم آمریکا و ایران را نیز افزایش دهد.### سناریوی سوم: «عادی‌سازی تدریجی» به‌عنوان تهدید

سناریوی سومی که از نظر بسیاری از تحلیلگران محتمل به نظر می‌رسد، به تغییر تهدید دوگانه به یک «وضعیت عادی» می‌پردازد. در این سناریو، نه بحران عمیق وجود دارد و نه صلح پایدار، بلکه وضعیت به نوعی «بی‌ثباتی مدیریتی» تعبیر می‌شود. خشونت‌های پراکنده، مذاکرات نامنظم و عدم وجود افق روشن برای حل نهایی معضلات، از ویژگی‌های اصلی این شرایط است. به‌علاوه، در این وضعیت، قیمت نفت به‌طور متوسط بالاتر از سطح تاریخی خود باقی می‌ماند و هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی رو به افزایش خواهد بود. به همین ترتیب، بازارهای جهانی نفت به «ریسک دائمی» دچار خواهند شد.

به طور کلی، تهدیدات همزمان تنگه هرمز و باب‌المندب، تمامی اصول سنتی تحلیل‌های ژئوپلیتیک و حقوق بین‌الملل را به چالش می‌کشد. از منظر حقوقی، نظام بین‌الملل در مواجهه با اقدامات همزمان «دولت‌ها» و «گروه‌های غیر دولتی» که می‌توانند به ابزار فشار تبدیل شوند، دارای ابزارهای مؤثری نیست. از جنبه اقتصادی، وابستگی بازارهای جهانی به این نقاط کلیدی، نقاط ضعف ساختاری نظام انرژی جهانی را نمایان می‌کند و از بُعد سیاسی نیز، این بحران بیانگر این است که «ابزار جغرافیا» همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده در معادلات قدرت جهانی محسوب می‌شود.

آینده این بحران، به عواملی همچون نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، توانایی ایران در حفظ انسجام «محور مقاومت» و اراده سیاسی طرف‌ها برای رسیدن به راه‌حلی مبتنی بر «تعادل منافع» بستگی دارد. در عین حال، تجارب تاریخی حاکی از آن است که گرچه بحران‌های انرژی ویرانگر هستند، اما نهایتاً طرفین را به سمت مذاکره سوق می‌دهند. چرا که هیچ یک از طرف‌ها، اعم از ایران، آمریکا و بازارهای جهانی، قابلیت تحمل یک بحران کامل انرژی را ندارند. به نظر می‌رسد که «عصر گلوگاه‌های بی‌خطر» به گذشته تعلق دارد و جهان باید برای نظمی جدید آماده باشد که در آن، جغرافیا همچنان نقش اساسی‌ای ایفا می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *