وبسایت خبری
خبردونی

**ولیعهد عربستان دوباره به ترامپ چشم دوخت و ناامید شد**

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، بار دیگر تلاش کرد تا حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، را برای حفظ امنیت کشورش جلب کند، اما ترامپ این بار نیز درخواست او را رد کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که نیروهای انصارالله یمن در حال پیشروی در سواحل دریای سرخ بودند.

در هفته گذشته، ولیعهد عربستان در دو نوبت تلفنی با ترامپ تماس گرفت و خواستار انجام حمله نظامی ایالات متحده علیه انصارالله شد. اما ترامپ ضمن رد این درخواست، پیشنهاد داد که واشنگتن اطلاعات و کمک‌های لازم را برای تعیین اهداف در اختیار عربستان قرار دهد.

تحلیل‌ها نشان می‌دهند که عدم درک صحیح محمد بن سلمان از مواضع ترامپ و گذشته روابط دو کشور، منجر به این انتظار بی‌مورد شده است. در واقع، ترامپ در گذشته نیز در مواجهه با تهدیدات ناشی از ایران، قادر به اتخاذ تصمیمات قاطع نبوده و به صراحت اعلام کرده است که هیچ وعده‌ای برای دفاع از عربستان نداده است.

با گذشت هفت سال از این رویدادها، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان در حال انتظارند که اگر تهدیدی جدی به وجود آید، ایالات متحده فوراً به کمک آن‌ها خواهد شتافت. اما شواهد نشان می‌دهد که این امیدواری یک اشتباه بزرگ است.

نظم امنیتی آمریکا در خاورمیانه به وضوح کاهش یافته و نگه‌داشتن این نظم به عنوان یک اصل، خود می‌تواند به تهدیدی برای امنیت منطقه تبدیل شود. جنگ‌های اخیر نشان داده‌اند که این حمایت‌ها نه تنها کارآمد نبوده‌اند بلکه به عاملی برای بی‌ثباتی نیز تبدیل شده‌اند.

سازمان‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، که به عنوان عامل بازدارندگی طراحی شده بودند، اکنون بیشتر به نقاط آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. این پایگاه‌ها نه تنها قادر به متوقف کردن اقدامات نظامی ایران نشدند بلکه خود تحت حملات ایران قرار گرفتند.

آینده امنیت در منطقه به ارزیابی مجدد چتر امنیتی ایالات متحده وابسته است. با وجود سابقه حمایت آمریکا، کشورهای منطقه اکنون به این باور رسیده‌اند که باید به دنبال شکل‌دهی به یک نظام امنیتی جدید خودمحور و مشترک باشند. این نظام جدید باید از طریق مسئولیت‌پذیری و همکاری منطقه‌ای شکل بگیرد، به‌جای اتکا به قدرت‌های خارجی.

این رویکرد مستلزم بررسی مجدد روابط با ایران و دیگر کشورها، از جمله اسرائیل، است تا امکان اجرایی‌سازی یک سیاست امنیتی مشترک فراهم شود. در نهایت، اعضای شورای همکاری خلیج فارس می‌بایست امنیت خود را از وابستگی به واشنگتن جدا کرده و به دنبال راهکارهای همکاری منطقه‌ای باشند.### طرح جدید امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه

در پی افزایش تنش‌ها و نیاز کشورهای منطقه، طرحی تحت عنوان «پروژه نظم بهتر»، به‌وسیله مؤسسه کوئینسی ارائه شده که هدف آن بازنگری در الگوی امنیتی فعلی است. این الگو که بر پایه بازدارندگی و مداخله قدرت‌های خارجی بنا شده، قرار است با یک چارچوب امنیتی جامع، شکل جدیدی به خود بگیرد که کشورهای خود منطقه در مدیریت و شکل‌دهی آن نقش اصلی را ایفا کنند.

این طرح تأکید دارد که کشورهای اصلی منطقه، شامل ایران، ترکیه، عراق و کشورهای عربی، باید در یک سازوکار دائمی همکاری کنند. هدف این سازوکار نه از بین بردن رقابت‌ها، بلکه مدیریت اختلافات و جلوگیری از تبدیل آنها به بحران‌های جدی است. این چارچوب می‌تواند ارتباط مستقیم بین کشورها را در زمان بحران فراهم کرده و از تشدید تنش‌ها بکاهد. همچنین، میانجیگری در حل منازعات و همکاری در زمینه‌های متفاوت مانند تحولات اقلیمی و مسائل اقتصادی از سایر ابعاد این طرح محسوب می‌شود.

در این راستا، تأمین امنیت منطقه به کشورهای منطقه واگذار خواهد شد. آمریکا می‌تواند در زمینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی همکاری داشته باشد، اما دیگر نمی‌تواند به‌عنوان مسئول امنیت نظامی خاورمیانه عمل کند.

### ارتباط امنیت خلیج فارس و مسئله فلسطین

عبور از منازعات موجود در خلیج فارس بدون توجه به مسئله اسرائیل و فلسطین ممکن نیست. در این طرح، امکان پیوستن اسرائیل به نظم جدید با شرط تشکیل کشور فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ فراهم شده است. این شرط می‌تواند به عنوان یک محرک برای پایان اشغالگری اسرائیل عمل کند.

این رویکرد با طرح‌های قبلی چون «ابتکار صلح عربی» در سال ۲۰۰۲ و «توافق‌های ابراهیم» متفاوت است. در حالی که این طرح‌ها با هدف عادی‌سازی روابط با اسرائیل و بدون تأکید بر حق فلسطینیان پیش می‌رفتند، «نظم بهتر» شرایطی برای مشارکت اسرائیل در امنیت منطقه تعیین کرده و در عین حال حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را به رسمیت می‌شناسد.

### مزایای طرح برای آمریکا

این تغییر رویکرد می‌تواند به نفع آمریکا نیز باشد؛ چرا که بخش زیادی از افکار عمومی این کشور خواهان کاهش حضور نظامی در خاورمیانه‌اند. ایالات متحده می‌تواند از مسیر دیپلماسی و همکاری‌های اقتصادی، نفوذ خود را حفظ کند، در حالی که مسئولیت و هزینه‌های نظامی را کاهش دهد.

کشورهای منطقه باید مسئولیت بیشتری در تأمین امنیت خود بر عهده بگیرند، اما نه از طریق رقابت‌های تسلیحاتی و درگیری، بلکه با همکاری و همبستگی.

با توجه به وضعیت فعلی خاورمیانه، این ایده‌ها ممکن است آرمان‌گرایانه به نظر برسند؛ اما تاریخ نشان داده است که بزرگ‌ترین تغییرات اغلب پس از بحران‌های جدی آغاز می‌شوند. اتحادیه اروپا و فرآیند هلسینکی نمونه‌هایی از این تحولات هستند. جنگ ایران نیز ممکن است به عنوان یک فرصت برای ایجاد تغییرات مثبت در این منطقه محسوب شود.

برای تحقق این تغییرات، رهبران منطقه باید به جای انتظار برای کمک‌های خارجی، به آینده کشور خود در دستان خود نگاه کنند و بر اساس واقعیت‌های موجود اقدام کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *