وبسایت خبری
خبردونی

خروج از چرخه نفرت و کینه‌توزی بی‌پایان: پیوندی از پاسخ ژاپن به تحقیرهای تاریخی و نیاز ایران به دستیابی به یک سازش اساسی.

گسست از پارادایم نفرت و کینه‌توزی بی‌انتها / پیوندی: پاسخ ژاپن به تحقیر تاریخی، ساختن دوباره کشور بود؛ ایران به یک سازش تاریخی نیاز داریم

به گزارش خبرآنلاین، سعید پیوندی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه لورن فرانسه، در گفت‌وگویی با روزنامه «ایران» به بررسی تاریخی و میدانی تجربیات ژاپن پرداخته و رمز موفقیت این کشور را در «پذیرش واقع‌بینانه شکست»، «رهاسازی از رویکردهای کینه‌توزانه» و تبدیل خشم به «تلاش سازنده از طریق علم و عقلانیت» دانسته است. وی توضیح می‌دهد که این مسیر موفقیت به واسطه اصلاحات بنیادی، سرمایه‌گذاری در آموزش و ایجاد اعتماد میان دولت و مردم ایجاد شده است.

این استاد دانشگاه به ناکامی یک‌ساله در دستیابی به جایگاه قدرت اول اقتصادی در سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ اشاره کرده و بر ضرورت نقد دقیق و شجاعانه دلایل این شکست توسط کارشناسان مستقل تأکید می‌کند. پیوندی معتقد است که بازسازی اقتصادی تنها در پرتو «صلح پایدار» ممکن است و نیازمند خروج از شرایط تنش‌آلود ژئوپلیتیکی است. وی تأکید بر وفاق ملی و اقدامات عینی جهت رفع تبعیض‌ها و ایجاد نهادهای مستقل برای تضمین حقوق شهروندی دارد.

پیوندی بر این باور است که نیروی انسانی ماهر و نهادهای ضدفساد، بدون وابستگی به منابع طبیعی، نقطه قوت ژاپن بوده است و ایران نیز باید به این رویکرد توجه کند. او به خطر ادامه مهاجرت نخبگان هشدار داده و از ظرفیت بالای دیاسپورای ایرانی به عنوان یک مزیت یاد می‌کند. وی تأکید دارد که نوسازی ایران به توافق تاریخی بین نظام حکمرانی و جامعه برای ایجاد یک قرارداد اجتماعی جدید نیاز دارد.

**از انتقام ویرانگر تا «انتقام» سازنده**

ژاپن در پی جنگ جهانی دوم با ویرانی اقتصادی و تلفات انسانی مواجه شد. سوال اینجاست که چه عواملی این کشور را به یک قدرت اقتصادی تبدیل کرد؟ پیوندی بر این مسأله تأکید دارد که ژاپن در ذهن عمومی مردم ایران و دیگر کشورها به‌عنوان الگویی موفق شناخته می‌شود. در گذشته نیز همواره این آرزو وجود داشت که ایران به نوعی «ژاپن خاورمیانه» شود.

وی با اشاره به تجربیات خود در سفر به ژاپن، به بررسی این سؤال می‌پردازد که چگونه می‌توان الگوی موفق ژاپن را در دیگر کشورها مورد مطالعه قرار داد. موزه صلح هیروشیما مثال بارزی از این تلاش است که به روایت کامل‌تری از جنگ و تأثیرات آن می‌پردازد.در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ژاپن با چالش‌ها و بحران‌های بزرگی دست و پنجه نرم می‌کرد. ویرانی‌های گسترده در شهرهای اصلی نظیر توکیو و ناگویا، به‌ویژه تجربه تراژیک بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده بود. با آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های صنعتی و کمبود مواد اولیه و سوخت، اقتصادی تحت فشار و بیکاری بالا در این کشور رونق داشت.

فرهنگ و سیاست در ژاپن پس از جنگ، با پذیرش مسئولیت‌ها و اثرات ناشی از جنگ، شکل جدیدی به خود گرفت. این رویکرد به نقد عمیق گذشته و پذیرفتن شکست منجر شد و حس انتقام‌جویی را به نیرویی برای سازندگی تبدیل کرد. ژاپن به جای ترویج دشمنی، تلاش کرد تا از خاکستر جنگ بر خیزد و کشور را بازسازی کند. این تغییر رویکرد به معنای فراموشی و عدم توجه به تحقیر تاریخی نبود، بلکه تلاش جمعی برای ساختن آینده‌ای متفاوت بود.

نخبگان و روشنفکران ژاپنی با زندگی دوباره این کشور به بازتعریف قرارداد اجتماعی جدیدی پرداختند. آنان از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در مقابل چالش‌های تاریخی با رویکردی سازنده قرار گرفتند. این قرارداد اعتماد جمعی را میان نظام حکمرانی و جامعه تقویت کرد و مسیر را برای پیشرفت و توسعه هموار ساخت.

ژاپن پس از جنگ با اتخاذ اصلاحات ساختاری و سرمایه‌گذاری در آموزش و زیرساخت‌ها مسیر انکشاف را هموار کرد. همکاری‌های اقتصادی با ایالات متحده و تحولات ناشی از بحران کره نیز به رشد این کشور کمک کرد. عامل کلیدی موفقیت ژاپن، نیروی انسانی کارا و دانش صنعتی بود که از گذشته به ارث رسیده بود و دولت با نظارت‌های دقیق منابع مالی و سرمایه‌گذاری‌ها را به سمت صنایع استراتژیک هدایت کرد.**توسعه ژاپن پس از جنگ: از خرید فناوری تا تثبیت اجتماعی و اقتصادی**

پس از جنگ، ژاپن به پیشتاز فناوری‌های نوین تبدیل نشد. در عوض، این کشور فناوری را خرید، مطالعه کرد و آن را با بهبود‌ عملکرد خود به سطح بالاتری ارتقا داد. ژاپن تنها به افزایش تولید نمی‌پرداخت، بلکه به تدریج نوع و کیفیت تولیدات خود را نیز تفکیک و بهبود بخشید. این کشور به دلیل عدم دسترسی به منابع طبیعی قابل توجهی، از جمله نفت و گاز، ناچار شد که بر روی تولید کالاهای با ارزش افزوده بالا تمرکز کند. با توجه به محدودیت‌های بازار داخلی، ژاپن نمی‌توانست تنها بر روی مصرف داخلی تکیه کند تا به رشد شتابان دست یابد.

از لحاظ سیاسی، ایجاد صلح اجتماعی در داخل کشور تأثیر ویژه‌ای در تقویت روح جمعی و توسعه‌گرایی داشت. اصلاح قانون اساسی و برقراری نظام سیاسی مدرن و دموکراتیک، به تأسیس نهادهایی برای پیشرفت، شفافیت و مبارزه با فساد کمک کرد و حقوق سیاسی و اجتماعی را گسترش داد. این عوامل به تثبیت وضعیت اجتماعی و سیاسی منجر شدند و با شکل‌گیری قراردادی جدید میان نظام حکمرانی و جامعه، اعتماد جمعی افزایش یافت.

یکی از کلیدی‌ترین استراتژی‌های ژاپن در این دوره، اصلاح نظام آموزشی و سرمایه‌گذاری در زمینه آموزش برای تربیت نیروی انسانی کارآمد بود. این اقدام متمایز کننده‌ای بود که ژاپن را از کشورهایی که دارای منابع طبیعی ولی فاقد سرمایه انسانی و نهادهای کارآمد بودند، متمایز کرد.

**ژاپن: رهایی از چرخه تنفر و انتقام**

به‌تازگی، این سؤال مطرح است که آیا فرهنگ خاص ژاپنی و تلاش سخت‌کوشی مردم این کشور دلیل موفقیت آن‌ها در بازسازی پس از جنگ بوده است؟ نمونۀ موفقیت کشورهایی مانند کره جنوبی و آلمان و همچنین نمونه‌های شکست، مانند الجزایر، نشان می‌دهد که عوامل مختلفی در این موفقیت‌ها دخیل بوده‌اند. موفقیت ژاپن به سادگی به فرهنگ مردم مربوط نمی‌شود و باید آن را نتیجه‌ای از انتخاب‌های هوشمندانه اقتصادی، نهادهای پایدار توسعه و سیاست‌های دوستانه با دنیا دانست.

ژاپن پس از جنگ نه تنها توانست شهرهای ویران خود را بسازد، بلکه ساختار اقتصادی و صنعتی‌اش را نیز بازآفرینی کرد و به یک قدرت صادراتی تبدیل شد. مردم این کشور برای این تحول اقتصادی هزینه زیادی پرداختند. با این حال، نظام سیاسی و نخبگان جامعه با غلبه بر تنش‌ها، مسیری را طی کردند که ژاپن را به یکی از قدرت‌های اقتصادی برتر جهان تبدیل کرد.

**ایران و مسیر آشتی و وفاق ملی**

آشتی و وفاق ملی در ایران امروز باید از مرحله شعار به پروژه‌ای عملی و جامع تبدیل شود تا کشور بتواند به بازسازی و خروج از پیامدهای جنگ‌ها و بحران‌ها بپردازد. توجه به تجارب موفق کشورهایی مانند ژاپن می‌تواند الهام‌بخش ایران برای عبور از چالش‌های کنونی باشد.**آیا ایران می‌تواند از تجربه ژاپن در بازسازی اقتصادی بهره‌برداری کند؟**

ایران در حال حاضر به دنبال ایجاد یک صلح پایدار است، زیرا تنش‌های ژئوپولتیکی می‌تواند پیامدهای متنوعی داشته باشد. در شرایط بی‌ثباتی، نمی‌توان انتظار رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی را داشت. برای دست‌یابی به رشد و نوآوری، فضای آرام و صلح‌آمیز ضروری است؛ چرا که ادامه تنش‌ها و درگیری‌ها به تداوم مشکلات اقتصادی و اجتماعی منجر خواهد شد.

بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۸۲ تصویب شد، قرار بود کشور در انتهای سال ۱۴۰۴ به قدرت اقتصادی منطقه تبدیل شود. اما اکنون یک سال از پایان مهلت این برنامه گذشته و نسبت به دلایل عدم تحقق این اهداف سکوت شده است. بررسی دلایل عدم موفقیت در دستیابی به این اهداف به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود. مشخص کردن نقش حکمرانی و تنش‌های ژئوپولتیکی در این ناکامی می‌تواند گام ابتدایی مهمی باشد.

این تحلیل باید توسط کارشناسان و دانشگاهیان مستقل انجام گیرد و دولت باید به این ارزیابی‌های عینی و شفاف پاسخ دهد. عدم شناسایی دلایل شکست ممکن است به تکرار ناکامی‌ها منجر شود. مهم است که ساختارهای حکمرانی، نهادهای نظارتی و سیاست‌های اقتصادی مورد بررسی قرار گیرند. ژاپن در سال ۱۹۴۵ تغییرات ساختاری و چالش‌های پیچیده‌ای را برای توسعه و همکاری جمعی آغاز کرد و اکنون این چالش‌ها نیز برای نهادهای ایرانی مطرح است.

برای آینده، یکی از سوالات کلیدی می‌تواند به ادغام ایران در اقتصاد منطقه‌ای و ایجاد همکاری‌های اقتصادی، فرهنگی و زیست‌محیطی مربوط باشد؛ به جای تکیه بر تنش و رقابت. تجربه اروپا پس از دو جنگ جهانی در این زمینه می‌تواند الگوی مناسبی باشد؛ چرا که روند صلح و همگرایی اقتصادی در این منطقه شتاب گرفت و مسائل منطقه‌ای را کاهش داد.### ضرورت همکاری بین‌المللی در موضوعات زیست محیطی

در عرصه زیست محیطی، عدم همکاری نزدیک بین کشورها براساس منافع مشترک، مانع از حل معضلات موجود است. در این راستا، سرمایه اجتماعی به‌عنوان عاملی کلیدی در توسعه پایدار مطرح می‌شود. ایجاد سرمایه اجتماعی تنها با شعار امکان‌پذیر نیست و نیاز به عمل ملموس دارد. تجربه کشورهایی مانند ژاپن در تغییر روابط میان نظام حکمرانی و جامعه، در این زمینه قابل توجه است.

ایران با توجه به نیاز به یک قرارداد اجتماعی جدید و بازتعریف اعتماد جمعی، باید در صدد غلبه بر بحران‌های اقتصادی، مبارزه با فساد، نوسازی بخش‌های مختلف و کند کردن روند مهاجرت متخصصان باشد. تحقق این اهداف بدون مشارکت جمعی و احیای امید به آینده، دشوار خواهد بود.

یکی از چالش‌های اصلی جامعه ایران، نبود نهادهای میانجی مستقل و عدم شفافیت در رعایت حقوق شهروندان است. آشتی ملی که رئیس‌جمهور مطرح کرده، باید به اقداماتی عینی تبدیل شود و از حد شعار فراتر رود. در شرایطی که اقشار مختلف جامعه احساس تبعیض کنند یا نتوانند در نهادهای انتخابی نماینده‌ای داشته باشند، وفاق ملی به‌سختی محقق خواهد شد.

### لزوم توجه به جامعه ایرانیان خارج از کشور

در مقایسه ایران و ژاپن پس از جنگ، می‌توان به تفاوت‌هایی اشاره کرد. نیروی انسانی و حکمرانی شفاف در ژاپن عامل اصلی دست‌یابی به توسعه و رفاه بوده است. در عوض، ایران باید از الگوی وابستگی به نفت و گاز عبور کرده و نیروی انسانی را به‌عنوان سرمایه اصلی خود در نظر گیرد. به همین منظور، آموزش و سرمایه‌گذاری بر روی جوانان باید در اولویت قرار گیرد.

اما ایران می‌تواند از یک نقطه قوت بزرگ بهره‌مند باشد؛ جمعیت بزرگ دیاسپورای ایرانی که می‌تواند پل ارتباطی برای گسترش روابط اقتصادی و فرهنگی با سایر کشورها باشد. این دیاسپورا باید در صلح اجتماعی گنجانده شود و توانایی‌های آن در راستای توسعه کشور استفاده شود.

درس‌های تجربه کشورهای موفق پساجنگ و توجه به حکمرانی مطلوب می‌تواند به‌عنوان موضوعی برای گفت‌وگوی ملی مطرح شود. این تحرک جمعی می‌تواند نیرویی بزرگ برای تغییر و ایجاد امید به آینده باشد. برای دستیابی به این هدف، پذیرش یک سازش تاریخی در راستای تدارک قرارداد اجتماعی جدید و نوسازی کشور ضروری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *