وبسایت خبری
خبردونی

جنگ تهران و واشنگتن بدون افق پایان، به گفته علی واعظ: نبردی فرسایشی که در آن هیچ جانب‌داری تسلیم نمی‌شود و صلحی به وجود نخواهد آمد.

هیچ پایانی برای جنگ متصور نیست / علی واعظ: جنگ فرسایشی تهران و واشنگتن؛ نبردی که در آن نه تسلیم رخ می‌دهد و نه صلحی حاصل می‌شود

به گزارش خبرآنلاین، علی واعظ، مدیر پروژه ایران و قائم‌مقام بخش خاورمیانه و شمال آفریقای گروه بین‌المللی بحران، در تحلیلی برای نشریه معتبر فارن افرز به بررسی احتمال پایان جنگ ایران و آمریکا پرداخته است.

مقامات آمریکایی بر این باورند که پایان این درگیری به زودی تحقق خواهد یافت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در شهریورماه اعلام کرد که جنگ پس از انتخابات نوامبر پایان خواهد یافت زیرا به گفته او، طرف مقابل دیگر قادر به مقاومت نخواهد بود.

از سوی دیگر، رهبران ایرانی نیز به نزدیکی پایان این جنگ اشاره کرده و احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در مردادماه اذعان داشت که ایران یکی از قوی‌ترین ارتش‌های تاریخ را متوقف کرده است.

با این حال، بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی معتقدند که بالاخره این بحران که با افزایش قیمت انرژی همراه بوده، می‌تواند از طریق دیپلماسی حل و فصل شود. علی واعظ با این حال اظهار کرده که واقعیت این است که به نظر نمی‌رسد جنگ به زودی به اتمام برسد.

او معتقد است که هیچ‌یک از طرفین به اهداف اصلی خود دست نیافته‌اند، اما هر دو همچنان با اتخاذ تدابیر نظامی و اقتصادی احساس می‌کنند که می‌توانند ادامه جنگ را توجیه کنند. به گفته او، ایالات متحده نمی‌تواند ایران را از برنامه‌های موشکی و هسته‌ای‌اش بازدارد، اما می‌تواند فشارها بر اقتصاد و توان نظامی‌اش را ادامه دهد.

ایران نیز می‌تواند به زیرساخت‌های آمریکا در منطقه آسیب بزند و باعث اختلال در جریان تجارت جهانی شود، اما نمی‌تواند این کشور را به طور کامل از خاورمیانه خارج کند.

واشنگتن و تهران هر دو منابع کافی برای ادامه درگیری را در اختیار دارند و هر یک از آن‌ها از ترس تقویت دشمن، انجام اقداماتی برای توقف جنگ را خطرناک می‌دانند. به همین دلیل، بدون دستیابی به توافق جامع یا صلح پایدار، این جنگ ادامه خواهد یافت.

علی واعظ همچنین به بن‌بست نظامی و توهم شکست‌ناپذیری در کاخ سفید اشاره کرده و می‌گوید که استراتژی‌های آمریکا به این شکل پیش نمی‌رفت. زمانی که ایالات متحده در اوایل سال جاری به همراه اسرائیل به حمله به ایران دست زد، تصور می‌کرد که پیروزی سریعی به‌دست می‌آورد. اما پس از این حملات، پیش‌بینی‌ها درباره سقوط نظام ایران به واقعیت نپیوست.

ایران موفق به جایگزینی کادرهای خود و اجرای ضدحملات شد، و مقامات آمریکایی با نادیده گرفتن این تحولات، بر این باور هستند که تنها با یک فشار دیگر ایرانی‌ها تسلیم خواهند شد؛ اما این هفته‌های آینده ثابت خواهد کرد که آیا چنین سناریویی واقعیت خواهد یافت یا خیر.### انتقال فشارها به جامعه و بقای حاکمیت

حکومت‌های نظامی و امنیتی، با کاهش یارانه‌ها، فشارهای اقتصادی را به مردم منتقل می‌کنند. این وضعیت برای مردم بسیار دشوار است، اما از نظر حاکمیت قابل‌تحمل به نظر می‌رسد، زیرا حکومت تنها نیاز به حفاظت از نهادهای خود دارد. تاریخ نشان می‌دهد که در طول جنگ تحمیلی هشت‌ساله با عراق، فشارهای اقتصادی و تلفات سنگین نتوانستند تهران را به تسلیم وادارند و رهبران کشور، نبرد کنونی را نیز نبردی اساسی می‌دانند که گزینه‌ای جز استمرار آن ندارند.

در واکنش به این وضعیت، گزینه‌های تهاجمی واشنگتن، نظیر اعزام نیروهای زمینی یا نابودی زیرساخت‌های ایران، با هزینه‌های سیاسی سنگینی همراه خواهد بود و عواقب آن می‌تواند به بالا رفتن قیمت نفت و تشدید تنش‌ها منجر شود. ایران در شرایط کنونی نمی‌تواند به آمریکا شکست قاطعی وارد کند، زیرا مشکلات اقتصادی به شدت فضای مانور آن را محدود کرده است.

### تنگه تعادل و مشکلات دیپلماتیک

ناتوانی از دستیابی به یک پیروزی قاطع نه تنها به صلح نمی‌انجامد، بلکه هر دو طرف هنوز اهداف ثانویه‌ای دارند که تحقق آن‌ها را در ادامه نبرد می‌بینند. واشنگتن به دنبال حفظ فشار بر ایران است تا توان موشکی و برنامه هسته‌ای آن را ضعیف نگه دارد. در مقابل، ایران به ادامه نبرد به عنوان ابزاری برای احیای بازدارندگی خود نگاه می‌کند و در این راستا، نیروهای منطقه‌ای خود را فعال‌تر کرده است.

تهران همچنین با هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، سعی در اثبات این نکته دارد که همکاری با آمریکا نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه تهدیداتی نیز ایجاد می‌کند.

هر دو طرف به مصالحه تمایل ندارند؛ تهران بر این باور است که واشنگتن در پی نابودی نظام سیاسی آن است و در مقابل، واشنگتن هر گونه امتیازدهی به تهران را به عنوان پاداشی برای فشار نظامی می‌بیند. تجربه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نشان می‌دهد که دیپلماسی بدون اعتماد نمی‌تواند مؤثر باشد؛ اختلافات تفسیری به سرعت منجر به فروپاشی توافقات شده است.

### تغییر در نظم داخلی و محاسبات امنیتی

به اعتقاد پژوهشگران، ادامه این وضعیت می‌تواند به تغییرات عمده‌ای در ساختار داخلی ایران و مناسبات منطقه‌ای منجر شود. جنگ و تحولات رهبری، توازن میان نهادهای مذهبی، نظامی و انتخابی را برهم زده و صحنه را برای تقویت نهادهای امنیتی و نظامی فراهم کرده است.

در سطح منطقه‌ای، امارت‌های عربی خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که همکاری نزدیک با آمریکا آن‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد. با این حال، آن‌ها به دلیل بی‌اعتمادی به تهران، ارتباطات خود با واشنگتن را قطع نمی‌کنند. این دولت‌ها دوگانه‌ای از اقدامات را اتخاذ کرده‌اند؛ یکی برقراری روابط دیپلماتیک و اقتصادی با تهران و دیگری تقویت دفاع و ذخیره‌سازی تسلیحات.

این شرایط نشان‌دهنده پارادوکسی است که در آن دو بازیگر، اگرچه ضعیف‌تر شده‌اند، اما به دلیل عدم توانایی در یافتن جایگزینی بهتر، به جنگ ادامه می‌دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *