به گزارش خبرآنلاین، بامداد جمعه، نیروی هوایی ایالات متحده به انجام سلسلهای از حملات هوایی در ونزوئلا پرداخت که منجر به وقوع انفجارهایی در کاراکاس شد. بلافاصله بعد از این عملیات، دونالد ترامپ اعلام کرد که نیروهای آمریکایی موفق به بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و همسرش سیلیا فلورس شدهاند و آنها را از کشور خارج کردهاند. این اقدام به عنوان یک اقدام بیسابقه در تاریخ معاصر به شمار میآید، زیرا آمریکا برای نخستین بار بهطور علنی از بازداشت یک رئیسجمهور مستقر خبر میدهد.
نیروهای آمریکایی این عملیات را بهعنوان بخشی از کارزار فشار حداکثری علیه دولت مادورو انجام دادند؛ کارزاری که از سپتامبر گذشته با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و حملات هوایی به قایقهای مرتبط با قاچاق مواد مخدر، وصیفهای را به عهده داشته و همچنین شامل توقیف نفتکشهای ونزوئلایی و فشارهای اقتصادی میشود. نهادهای حقوق بشری اعلام کردهاند که در این حملات، جان بسیاری از افراد گرفته شده و نسبت به نقض احتمالی حقوق بینالملل هشدار دادهاند.
مسئولان ونزوئلا، ایالات متحده را به تلاش برای تسلط بر منابع عظیم نفتی این کشور متهم کرده و بر این باورند که هدف واقعی واشنگتن نه تنها مبارزه با قاچاق مواد مخدر، بلکه تغییر موازنه قدرت و دسترسی به منابع انرژی است.
تنشها میان دو کشور سابقهای طولانی دارند که به دوران ریاستجمهوری هوگو چاوز برمیگردد. چاوز با اتخاذ مواضع ضدآمریکایی و نزدیکی به کشورهای مانند کوبا و ایران، به یک مخالف جدی سیاستهای واشنگتن در منطقه تبدیل شد. این تنشها در دوران نیکلاس مادورو بیشتر شد و آمریکا دولت او را غیرقانونی اعلام کرد.
در سالهای اخیر، بحران اقتصادی و انتخابات مورد مناقشه به شدت موقعیت مادورو را تضعیف کرده بود. اما بازداشت او، بدون وجود فروپاشی فوری در ساختار حکومتی و نظامی ونزوئلا، سوالات جدیدی درباره آینده سیاسی کشور به وجود آورده است.
کارشناسان و نویسندههای گاردین معتقدند که بازداشت نیکلاس مادورو نمیتواند تنها به عنوان یک عملیات نظامی محدود تفسیر شود، بلکه نشاندهنده تغییر رویکرد سیاست خارجی آمریکا است. این تحولات در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ به وضوح خود را نشان میدهد و استفاده از نیروی نظامی به عنوان ابزاری مشروع در گفتمان رسمی واشنگتن تبدیل شده است.
اقدام اخیر همچنین با انتشار دکترین موسوم به «الحاقیه ترامپ» همزمان شده که بر حق ایالات متحده برای کنترل سیاسی و اقتصادی نیمکره غربی تأکید دارد. از نظر این دکترین، ونزوئلا نه تنها یک دولت متخاصم، بلکه نمادی از اعمال قدرت نظامی آمریکا به شمار میرود.
با این حال، تجربیات پیشین ایالات متحده در منطقه نشان میدهد که «حذف یک رهبر» اعتباراً منجر به ثبات یا گذار دموکراتیک نمیشود. شبکههای اقتصادی و نهادهای امنیتی ونزوئلا همچنان پویا هستند و بازداشت مادورو ممکن است به درگیریهای داخلی یا بحران انسانی دامن بزند.
این اقدام همچنین پیامدهای فرامنطقهای دارد و بازداشت یک رئیسجمهور مستقر بدون توافق بینالمللی میتواند به تضعیف قواعد حقوق بینالملل منجر شود و الگویی خطرناک برای مداخلات آینده فراهم کند.
در نهایت، سوال اصلی این است که آمریکا پس از این رویداد، چه نظم سیاسی مطلوبی را در آمریکای لاتین ارائه خواهد داد: نظمی پایدار و سیاسی یا نظمی که با اتکا به قدرت نظامی، بیثباتی را تداوم خواهد بخشید. پاسخ به این پرسش میتواند آینده ونزوئلا و سراسر منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.











