تماس با ما

پیمانی پرالتهاب؛ نگاهی به آتش‌بس اخیر دمشق با کردها و احتمال بازگشت تنش‌ها به مناطق نادیده‌گرفته‌شده سوریه

پیمانی پرالتهاب؛ نگاهی به آتش‌بس اخیر دمشق با کردها و احتمال بازگشت تنش‌ها به مناطق نادیده‌گرفته‌شده سوریه

### بخش‌های جدیدی از درگیری در شمال سوریه

به گزارش خبرگزاری‌ها، در روزهای اخیر، شمال سوریه دوباره شاهد درگیری‌های شدید و بوی باروت است. پس از سال‌ها که تصور می‌شد جنگ‌های بزرگ این منطقه به پایان رسیده، حلب و دشت‌های شرق فرات دوباره به محل درگیری بین نیروهای دموکراتیک سوریه و ارتش دولت مرکزی تبدیل شده است. این نبرد تنها یک تقابل نظامی محلی نیست، بلکه نشان‌دهنده تضاد دو رویکرد متفاوت از آینده سوریه به شمار می‌رود. یکی از طرف‌ها، ساختاری است که در طول جنگ علیه داعش به پشتوانه آمریکا شکل گرفت و خود را به عنوان یک هویت کردی تعریف کرده است. در مقابل، دولتی قرار دارد که با تلاش برای بازیابی اقتدار از دست رفته، هیچ‌گونه استقلالی را در جغرافیای رسمی کشور تحمل نمی‌کند.

درگیری‌های اخیر در خیابان‌های شیخ مقصود حلب و حاشیه‌های رقه بار دیگر سؤال اساسی سال‌های قبل را مطرح کرد: آیا می‌توان دو حکومت موازی را در یک کشور جنگ‌زده حفظ کرد؟ نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) در سال‌های گذشته با استفاده از حمایت نظامی و مالی آمریکا، نهادهای امنیتی و اداری متعددی تأسیس کردند و کنترل منابع حیاتی مانند میادین نفتی را در دست گرفتند؛ در حالی که دمشق این وضعیت را موقتی می‌داند و بر ضرورت پایان دوران «خودمختاری مسلح» تأکید دارد.

ماه‌های اخیر نشان داده است که شکاف میان دو طرف عمیق‌تر از آن است که با مذاکره پر شود. توافق به امضا رسیده در بهار 2025 برای ادغام قسد در ارتش سوریه، بیشتر یک اعلامیه سیاسی بود تا یک نقشه راه عملی، و هر دو طرف حاضر به دادن امتیاز واقعی نشدند؛ این بن‌بست، زمینه‌ساز درگیری‌های تازه‌ای شد.

### حلب، مرکز جدید تنش‌ها

حلب به عنوان نماد زخم‌های جنگی در سوریه، درگیری‌های اخیر را نیز در خود دیده است. این درگیری‌ها از محله‌های کردنشین شهر آغاز شده و دولت با اعلام «منطقه نظامی بسته» و استقرار یگان‌های جدید، قسد را به حالت آماده‌باش واداشته است. خیابان‌ها به ایستگاه‌های بازرسی تبدیل و صدای تیراندازی به بخشی از زندگی روزمره مردم بدل شده است.

خانواده‌هایی که مدت‌ها از ثبات برخوردار بودند، اکنون دوباره مجبور به جابه‌جایی شدند. مادران در تلاشند تا کودکانشان را به مناطق امن برسانند و مدارس بسته شده و بازارها سوت و کور شده‌اند. مشکلاتی مانند قطع آب و برق و کمبود نان نشانه‌هایی از بروز بحران‌های بزرگ‌تر را به تصویر می‌کشد.

نظامی‌گری قسد به موازات پیشروی ارتش، شامل تخریب پل‌های ارتباطی نیز شده است؛ اقدامی که نشان‌دهنده سطح بالای بی‌اعتمادی بین دو طرف است. دمشق این اقدام را «شورش علیه حاکمیت ملی» می‌نامد و کردها آن را «دفاع مشروع» از مناطق خود به حساب می‌آورند، که هر گلوله‌ای در این تقابل معنایی سیاسی پیدا می‌کند.

### ریشه‌های درگیری‌ها

برای درک بهتر این نبرد، باید به سال‌های شکل‌گیری قسد باز گشت. زمانی که داعش بخش‌های بزرگی از سوریه را تحت کنترل خود درآورده بود، آمریکا به دنبال نیرویی قابل‌اعتماد می‌گشت و کردها به عنوان بهترین گزینه برای دفاع از خاک خود معرفی شدند. پیروزی‌های پی‌درپی قسد در جنگ علیه داعش، از جمله در کوبانی و رقه، این نیروها را به سمت ایجاد یک خودمختاری پایدار سوق داد.

اما این پیروزی‌های نظامی به رسمیت شناخته نشد و دمشق همچنان بر عدم پذیرش هرگونه ساختار موازی تأکید کرد. این وضعیت به درگیری‌های اخیر دامن زده و بار دیگر تنش‌ها را در شمال سوریه به اوج رسانده است.### تهدیدات ترکیه و نقش ایالات متحده در شمال سوریه

ترکیه قسد را یک تهدید جدی برای امنیت ملی خود می‌داند و با انجام چندین عملیات نظامی، به وضوح نشان داده که اجازه ایجاد یک اقلیم کردی در مرزهای جنوبی‌اش را نخواهد داد. در این شرایط پیچیده، ایالات متحده به عنوان حامی نامعین وارد عرصه شده است؛ حمایت‌هایی که نه به اندازه‌ای که به استقلال کامل قسد بینجامد و نه به اندازه‌ای که به واگذاری کامل به دمشق ختم شود.

توافقی که در سال ۲۰۲۵ برای حل این معضل مطرح شد، وعده ادغام نیروهای محلی در ارتش سوریه و ادامه اداره مناطق تحت مشارکت دولت مرکزی را می‌داد. با این حال، جزئیات این توافق هنوز مشخص نبود و ابهاماتی چون رهبری این نیروها، زبان رسمی و سرنوشت زندان‌های داعش، باید حل می‌شد که در نهایت به تنش‌های بیشتری منجر گردید.

### گسترش تنش‌ها به شرق فرات

با اوج‌گیری درگیری‌ها در حلب، تنش‌ها به سرعت به شرق فرات منتقل شد، جایی که منابع نفتی و ترکیب قومیتی پیچیده آن را به عنوان کانون توجه تبدیل کرده است. برخی قبائل عرب که مدتها از رفتار قسد ناراضی بودند، این شرایط را فرصتی برای نزدیک شدن به دمشق تلقی کردند. این بحران اجتماعی توانایی دولت مرکزی را در افزایش نفوذ خود بدون نیاز به عملیات نظامی گسترده تقویت کرد.

در شهرهای رقه و دیرالزور، ایست‌های بازرسی بین دو طرف دست به دست شد و جنگ روایت‌ها در گرفت. هر طرف یکدیگر را به شروع درگیری متهم می‌کرد، در حالی که نتایج برای مردم تنها شامل ترس، آوارگی و کاهش شدید اقتصادی بود. کشاورزانی که برای فصل جدید آماده بودند، مجبور به ترک زمین‌های خود شدند و کامیون‌های حامل گندم در جاده‌ها سرگردان ماندند.

### تأثیر بازیگران خارجی

هیچ جنگی در سوریه تنها داخلی نیست. ایالات متحده همچنان در شرق فرات حضوری محدود دارد، با مأموریتی که به مقابله با باقیمانده‌های داعش مربوط می‌شود. اما این حضور همچنین به عنوان پشتوانه‌ای برای قسد عمل می‌کند. در دوره‌های بحرانی، واشنگتن تلاش کرده میانجی‌گری کند که کار دشواری است، چرا که بین متحد کردی و واقعیت دولت دمشق باید تعادل برقرار کند.

ترکیه به دقت تغییرات را رصد می‌کند. برای آنکارا، هرگونه پیشروی قسد یک تهدید قلمداد می‌شود و هر عقب‌نشینی فرصتی برای بازتعریف معادله است. روسیه نیز به دنبال برقراری ارتباط میان طرف‌ها بوده تا در آینده سیاسی سوریه برتری یابد. ایران نیز از موضع حمایت دولت مرکزی وارد میدان شده و امنیت مرزها را دلیل اصلی دخالت خود می‌داند. این ترکیب پیچیده، درگیری محلی را به یک بازی جهانی تبدیل کرده است.

### آتش‌بس و چالش‌های آینده

پس از هفته‌ها جنگ‌های سخت، خبر آتش‌بس در میان آمد که بیشتر ناشی از خستگی میدان و فشار نیروهای خارجی بود. این توافق بر عقب‌نشینی تدریجی و واگذاری مراکز اداری به دولت مرکزی تأکید داشت، اما هیچ‌کس آن را به عنوان صلح واقعی نمی‌دانست و بسیاری آن را فرصتی برای ترمیم و تحلیل خسارات می‌دیدند.

برای برخی خانواده‌ها، این آتش‌بس فرصتی برای بازگشت به خانه‌ها شد. مغازه‌ها دوباره باز شدند و به تدریج کودکان به کوچه‌ها بازگشتند. اما صدای پهپادها هنوز در آسمان به گوش می‌رسید و شایعات همچنان سریع‌تر از کمک‌های انسانی منتشر می‌شد. تجربیات تلخ سال‌های گذشته به ساکنان منطقه آموخته که آتش‌بس در سوریه مفهوم ثابتی نیست.

### زخم‌های انسانی جنگ

پشت صحنه‌های سیاسی، تراژدی انسانی همچنان ادامه دارد. بیمارستان‌های حلب با کمبود دارو مواجه‌اند و امدادگران از افزایش بیماران مزمن خبر می‌دهند. شرایط سخت زمستان آوارگان را آسیب‌پذیرتر می‌کند. بسیاری از خانه‌ها به دلیل وجود مین‌های عمل‌نکرده غیرقابل سکونت شده‌اند.در شرایطی که تنش‌ها در سوریه همچنان ادامه دارد، کودکان با نگرانی از انفجار به کوچه‌ها می‌آیند. سازمان‌های امدادی هشدار می‌دهند که موج جدید آوارگی بار سنگینی بر دوش اردوگاه‌ها وارد کرده است. در این اردوگاه‌ها چادرها کافی نیست و تأمین آب آشامیدنی به دشواری صورت می‌گیرد. این وضعیت، هر تصمیم سیاسی را به مسئله‌ای حیاتی تبدیل کرده و مردم محلی با پرسش‌هایی درباره سرنوشت خود و بازیگری ناشناس در میدان رقابت مواجه هستند.

### معمای داعش و زندان‌های فراموش‌شده
بحران کنونی با زندان‌های پر از اعضای داعش که تحت کنترل قسد قرار دارد، پیچیده‌تر می‌شود. هزاران زندانی و خانواده‌هایشان در اردوگاه‌ها نگهداری می‌شوند و هر نقص امنیتی می‌تواند به یک فاجعه بین‌المللی منجر شود. دولت سوریه خواستار تحویل این مراکز است، اما سازوکارهای حقوقی و امنیتی هنوز روشن نیست. کشورهای غربی نیز نگرانند که در صورت تغییر مدیریت، اطلاعات و شبکه‌های نظارتی از بین بروند.

این مسئله مانند بمب ساعتی در دل توافق آتش‌بس قرار دارد. عدم دستیابی به راه‌حلی پایدار ممکن است هر شورش کوچک را به بازگشت هسته‌های افراطی تبدیل کند؛ خطری که از مرزهای سوریه فراتر می‌رود.

### اقتصاد جنگ و نبرد بر سر نفت
میدان‌های نفتی شرق فرات منبع درآمد و ابزار قدرت به شمار می‌آیند. کنترل این میدان‌ها به معنای توانایی پرداخت حقوق نیروها و اداره نهادهای محلی است. دمشق خواستار بازگشت این منابع به خود است، در حالی که قسد نگران از دست دادن نفت و تبدیل شدن به بازیگری حاشیه‌ای است. این کشمکش اقتصادی در پس‌زمینه بسیاری از درگیری‌های نظامی حاضر است.

بازارهای محلی نیز تحت تأثیر این رقابت قرار گرفته و قیمت سوخت به شدت افزایش یافته و حمل‌ونقل مختل شده است. کشاورزان با کمبود گازوئیل برای آبیاری زمین‌ها روبرو هستند و زنجیره تأمین مواد غذایی آسیب دیده است. جنگ امروز بیش از آنکه با تانک‌ها معنا یابد، از خلال مشکلات معیشتی مردم قابل فهم است.

### نگاه دمشق؛ بازسازی اقتدار
دولت سوریه قسد را یک آزمون کلیدی می‌داند. دمشق به دنبال آن است که نشان دهد پس از سال‌ها جنگ، هنوز قدرت مطلق است و هیچ ساختار موازی‌ای را نمی‌پذیرد. مقامات سوری تأکید می‌کنند که بدون وحدت فرماندهی، بازسازی کشور امکان‌پذیر نخواهد بود و به تجارب لیبی و عراق اشاره می‌کنند. به گفته آنها، ادغام قسد نه انتقام، بلکه بازگشت به نظم قانونی است.

اما این روایت در میان کردها تماماً مورد قبول نیست. بسیاری از کردها نگران آن هستند که دستاوردهای فرهنگی و زبانی‌شان قربانی سیاست‌های متمرکز شود. بی‌اعتمادی تاریخی میان طرفین، مذاکرات را با چالش مواجه می‌کند و هر گفت‌وگو بار تاریخی خود را حمل می‌کند.

### هویت کردی میان رؤیا و واقعیت
کردهای سوری خود را قربانی بزرگ معادلات منطقه‌ای می‌دانند و به سختی‌های خود در سال‌های نبرد با داعش اشاره می‌کنند. اکنون که خطر کاهش یافته، بسیاری خواستار محدود کردن آن‌ها هستند. خواسته اصلی این جامعه، تضمین حقوق فرهنگی و مشارکت واقعی در مدیریت محلی است؛ خواسته‌ای که ممکن است با ساختار متمرکز دمشق در تعارض باشد.

رهبران قسد تلاش می‌کنند بین مقاومت نظامی و مذاکره سیاسی تعادل برقرار کنند، اما فشار ترکیه و کاهش حمایت آمریکا دست آن‌ها را بسته است. بسیاری از جوانان کرد در پی پاسخ به این سوال هستند که آیا راهی مابین تسلیم و جنگ مجدد وجود دارد یا خیر؟

جامعه‌ای خسته از پرچم‌ها

مردم در شهرهای حلب و رقه در حال حاضر بیشتر در مورد نیازهای روزمره همچون برق، مدرسه و امنیت صحبت می‌کنند تا مسائل ژئوپلیتیکی. یکی از ساکنان رقه در بازار این شهر اعلام کرد که برایش اهمیت ندارد که چه پرچمی بر فراز ساختمان فرمانداری برافراشته باشد، بلکه آنچه برایش اهمیت دارد این است که نوه‌اش بتواند بدون نگرانی به مدرسه برود. این احساس، نمایانگر صدای خاموش بخش عمده‌ای از جامعه است که در گزارش‌های نظامی کمتر منعکس می‌شود.

سال‌ها جنگ، این جامعه را فرسوده کرده و اعتماد اجتماعی به شدت آسیب دیده است. اقتصاد غیررسمی جایگزین ساختارهای رسمی شده و بازسازی این ساختارها بسیار سخت‌تر از دستیابی به آتش‌بس سیاسی خواهد بود. بدون بهبود شرایط اجتماعی، هر توافقی تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند.

چشم‌انداز مبهم فردا

آینده شمال‌شرق سوریه در وضعیت نامشخصی قرار دارد. اگر آتش‌بس به گفت‌وگویی واقعی تبدیل شود، امکان دارد نمونه‌ای جدید از همزیستی شکل بگیرد که هم حقوق محلی را محترم شمارد و هم حاکمیت دولت را حفظ کند. اما در صورت غلبه بی‌اعتمادی، احتمال بازگشت به خشونت بسیار بالاست.

کارشناسان معتقدند سال آینده، سال سرنوشت‌سازی خواهد بود. تصمیم‌گیری درباره ادغام نیروها، مدیریت منابع و نقش بازیگران خارجی می‌تواند اثرات عمیقی بر دهه آینده داشته باشد. سوریه اکنون در مقام انتخابی تاریخی قرار دارد: دولتی جامع یا مناطق متخاصم.

سرنوشتِ فراتر از میدان نبرد

درگیری‌های اخیر گواهی است بر این که جنگ سوریه هنوز پایان نیافته و فقط شکل آن تغییر کرده است. این نبرد صرفاً بر سر مناطق یا منابع نفتی نیست، بلکه بحث بر سر مفهوم دولت، هویت و حافظه جمعی است. آتش‌بس اخیر ممکن است فرصتی برای آغاز فصل جدیدی باشد، اما تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد.

آنچه مسلم است خستگی مردمی است که بیش از سیاستمداران هزینه این ناآرامی‌ها را پرداخته‌اند. آینده سوریه نه در مذاکرات قدرت‌های جهانی، بلکه در توان جامعه برای رسیدن به توافق داخلی رقم خواهد خورد. اگر صدای مردم شنیده نشود، هرگونه توافق به زودى در تیراندازی‌ها فراموش خواهد شد.

۲۱۹/۴۲

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *