تماس با ما

**اجلاس جهانی اقتصاد در داووس سوئیس: زنگ خطر برای نظم جهانی**

اجلاس مجمع جهانی اقتصاد که هر سال در اواخر ژانویه در داووس سوئیس برگزار می‌شود، امسال با کنفرانس‌هایی مهم و نظراتی جنجالی توجه‌ها را به خود جلب کرده است. این نشست فرصتی برای تبادل نظر بین رهبران دولتی، صنعت‌گران و اندیشمندان درباره چالش‌های جهانی و روندهای آتی فراهم می‌کند.

یکی از نقاط عطف این اجلاس، سخنرانی قابل توجه مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، بود. او در نطقی که توجه رسانه‌ها را جلب کرد، اعلام کرد که نظم قاعده‌محور جهانی به پایان رسیده است. کارنی با بیان «امروز می‌خواهم درباره گسستی در نظم جهانی سخن بگویم» به رقابت فزاینده بین ابرقدرت‌ها اشاره کرد و گفت که قواعد، با توجه به منافع ابرقدرت‌ها، به تدریج نادیده گرفته می‌شود.

او در مثال خود به کتاب «قدرت بی‌قدرتان» اثر واتسلاو هاول اشاره کرد و گفت که ادامه برخی سیستم‌ها به تظاهر جماعتي ناخواسته بستگی دارد. کارنی به کشورهای با قدرت متوسط توصیه کرد که زمان کنار گذاشتن این تظاهر فرارسیده است و می‌گوید «دوستان، بیایید تابلوهای خود را پایین بیاوریم».

این اظهارات کارنی باعث شد تا سایر مقامات جهانی نیز نظرات مشابهی ابراز کنند. فردریش مرتز، صدر اعظم آلمان، نیز ضمن تایید سخنان کارنی، نظم بین‌المللی فعلی را ناپایدار توصیف کرد و گفت: «بنیان‌های اصلی این نظم به لرزه درآمده است».

این نگرش‌ها برای نخستین بار مطرح نمی‌شوند، زیرا سال‌هاست که سیاستمداران و محققان کشورهای غیرغربی به استانداردهای دوگانه نظم بین‌المللی انتقاد می‌کنند. اما این بار، نکته قابل توجه این است که این‌گونه نظرات از زبان رهبران غربی شنیده می‌شود که معمولاً دستاوردهای نظم بین‌المللی را مورد ستایش قرار می‌دهند.

بحث بر سر این نکته که آیا حقوق بین‌الملل به پایان رسیده است، به نظر می‌رسد ضروری است. برخی به افراطی‌گری در تحلیل‌ها می‌پردازند. این درحالی است که حقوق بین‌الملل دارای دامنه وسیعی است و شامل قواعد اقتصادی، دیپلماتیک و محیط زیستی می‌باشد که همچنان معتبر و اجرا می‌شوند. به رغم انتقادات، باید به این واقعیت توجه داشت که تعدادی از معاهدات بین‌المللی به صورت فعال وجود دارد و نادیده انگاشتن آن‌ها نادرست خواهد بود.در حوزه حقوق بین‌الملل، نکته‌ای ضروری وجود دارد که این قوانین معمولاً بازتاب‌دهنده‌ی رویه‌ی کشورها در روابط بین‌الملل هستند. به عبارتی، قواعد قانونی هرگز از بین نمی‌روند؛ بلکه دچار تغییر می‌شوند و همواره موجود خواهند بود. بنابراین، اگرچه حقوق بین‌الملل در برخی ابعاد و زمینه‌ها تضعیف شده، اما اظهارنظر در مورد مرگ کلی آن در تمامی جنبه‌ها، چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

در این راستا، سوالی مطرح می‌شود: آیا به عنوان یک ایرانی، باید منتظر ضعف یا پایان حقوق بین‌الملل باشیم؟ ایران به عنوان یک کشور غیرابرقدرت، نیاز دارد با احتیاط در این مسائل عمل کند. وجود قواعد برای کشوری که قادر به دستیابی به اهدافش صرفاً با اتکا به قدرت نظامی‌اش است، نامطلوب به شمار می‌آید. به عنوان مثال، اصولی که استفاده از زور نظامی را منع کرده و از بنیادهای حقوق بین‌الملل محسوب می‌شوند – و هم‌اکنون تضعیف شده‌اند – ممکن است برای ایالات متحده، که با توان نظامی خود اهدافش را پیش می‌برد، مفید نباشند. اما برای کشوری مانند ایران، که بر دفاع تمرکز دارد، این اصول به لحاظ امنیتی مطلوب‌اند، چرا که ایجاد مانع برای حملات ناگهانی کشورها را ممکن می‌سازند. بنابراین، وجود نظم و قاعده به نفع قدرت‌های ضعیف‌تر است و ایران نباید از روایت‌هایی نظیر مرگ حقوق بین‌الملل استقبال کند؛ زیرا در طبیعت، ضعیفان غالباً به حاشیه رانده می‌شوند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *