**انتشار اسناد جدید در پرونده اپستین و پیوندهای احتمالی با ایران**
در فوریه ۲۰۲۶، هزاران صفحه از اسناد جدید مربوط به پرونده جفری اپستین به انتشار خواهد رسید. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که تنشهای نظامی بین ایالات متحده و ایران به اوج خود رسیده است و میتواند اطلاعات تازهای را درباره فعالیتهای این سرمایهگذار بدنام و جنایتکار جنسی فاش کند.
در حالی که توجه رسانهها بر روی چهرههای شناختهشدهای مثل شاهزادهها و رؤسای جمهور متمرکز است، تجزیه و تحلیل ایمیلها، لاگهای پروازی و شهادتها، ارتباطاتی را بین اپستین و برخی شخصیتهای ایرانی نشان میدهد. این ارتباطات به روابط طولانیمدت میان تهران و واشنگتن بازمیگردد و شامل مواردی از قبیل ماجرای «ایران-کنترا» تا وضعیت املاک دیپلماتیک در منهتن میشود. اسناد منتشر شده نشان میدهد که اپستین در زمینههای دیپلماسی و دلالی اسلحه نقش بازی کرده است.
**تحلیلهای سیاسی از سوی علیرضا اتحادیه**
یکی از افراد کلیدی در این موضوع، علیرضا اتحادیه است که به طور مستقیم با اپستین در ارتباط بوده و مکاتبات او نشاندهنده تبادل نظر در مورد مسائل سیاسی مرتبط با ایران است. در یکی از ایمیلهای منتشر شده، اتحادیه تحلیلی از وضعیت سیاسی پس از انتخابات ریاستجمهوری ارائه داده و به انتظارات حامیان روحانی اشاره میکند.
اتحادیه همچنین نظرات و پیشبینیهایی درباره شرایط اجتماعی در ایران و امکان تداوم آزادیهای مدنی مطرح کرده است. اپستین نیز در پاسخ به این تحلیلها، از وقوع چالشهای جدی پیش از بهتر شدن اوضاع خبر میدهد.
علاوه بر این، اتحادیه فقط به تحلیلهای سیاسی بسنده نکرده و برخی اسناد نشاندهنده ارتباط او با اخبار سلبریتیها نیز است. او بنیانگذار یک شرکت فعال در زمینه مدیریت و فروش جتهای خصوصی است.
اسناد جدید حاکی از آن است که مکالمات اتحادیه و اپستین در سالهای اخیر به خرید هواپیما نیز مربوط میشود، با این حال به نظر میرسد از سال ۲۰۱۸ فضای تعامل آنها دچار تغییراتی شده است. در یکی از مکالمات، اپستین درخواستهایی از اتحادیه داشت ولی او اظهار کرده که دیگر تمایلی به ارائه اطلاعات بدون دریافت هزینه ندارد.### ارتباطات جنجالی اپستین با ایران: بررسی اسناد جدید
اخیراً یک ایمیل از رابرت تریورز، زیستشناس برجسته تکاملی، به جفری اپستین در سال ۲۰۱۸ منتشر شده که حاوی انتقادات تندی به رفتار اپستین در ملاقات با شخصیتهای مختلف است. در این ایمیل، تریورز به تنوع دیدگاههای اپستین در تعامل با سیاستمداران اشاره میکند و مینویسد که او به سان یک سوسیالیست رادیکال در کنار فیدل کاسترو و یک اسلامگرای افراطی در ملاقات با محمود احمدینژاد به نظر میرسد.
این ادعا درباره ملاقات اپستین با رئیسجمهور سابق ایران، محمود احمدینژاد، به سرعت توجه رسانهها را به خود جلب کرده است. در حالی که احمدینژاد به این موضوع پاسخی نداشته، علیاکبر جوانفکر، مشاور وی، این ملاقات را به شدت تکذیب کرده و آن را کذب محض خوانده است. جوانفکر معتقد است که این نوع ادعاها تنها به قصد تضعیف جدی مقامات و شخصیتهای مورد هدف منتشر میشود.
### ارتباطات مالی اپستین و املاک اهل ایران
یکی دیگر از جنبههای حیرتانگیز در مورد اپستین، محل سکونت وی در نیویورک است که به گفته ماریا فارمر، یکی از قربانیان، قبلاً متعلق به دولت ایران بوده و پس از انقلاب ۱۹۷۹ توسط ایالات متحده توقیف شده بود. مستندات نشان میدهد که این ملک به طور غیرمعمول به اپستین اجاره داده شده است. این موضوع سوالات جدی را درباره چگونگی اجاره و مدیریت ملکی که تحت حفاظت شدید دیپلماتیک است، برمیانگیزد.
### نگاه به گذشته: ارتباطات اپستین با «ایران-کنترا»
تحقیقات در حال ظهور از ارتباط اپستین با شبکههای مالی و لجستیکی که در دهه ۱۹۸۰ در رسوایی «ایران-کنترا» فعال بودند، پرده برداشته است. سیسیلیا استین در ایمیلی به اپستین درباره همکاری با محمد خاشقجی، فرزند عدنان خاشقجی (یک دلال اسلحه)، سوال میکند. عدنان خاشقجی در انتقال سلاحها به ایران نقش کلیدی داشته است.
این وقایع به دکترین ریگان و تغییرات عمده سیاست خارجی ایالات متحده در عرصه جهانی در دهه ۱۹۸۰ برمیگردد، زمانی که محدودیتهای قانونی مانع تأمین مالی مستقیم برای شورشیان نیکاراگوئه شد. اپستین به نظر میرسد در این ماجراها نقش قابل توجهی ایفا کرده است و این احتمال سوالات بیشتری را حول زمینههای ادعایی و واقعی ارتباطاتش با حکومتهای خارجی باز میکند.در سالهای اخیر، تلاشهای بسیاری برای ایجاد شبکههای خصوصی و غیررسمی انجام شده که بتوانند فعالیتهایی را خارج از نظارت دولت انجام داده، اما با اهداف آن همراستا باشند. در این عرصه، سازمانهای اطلاعاتی به شدت به «واسطهها» وابسته شدند. این واسطهها قادر بودند پول، سلاح و اطلاعات را جابجا کنند بدون اینکه آثاری از دولتها باقی بماند. پرونده ایران-کنترا نمونه بارز چنین مدلی است که شامل فروش موشکهای ضدتانک به ایران، که تحت تحریم بود، از طریق اسرائیل و دلالان خصوصی بود. سود حاصل از این معاملات نیز به شورشیان کنترا در آمریکای مرکزی منتقل شد.
در همین زمان، جفری اپستین با راهاندازی شرکت «اینترکانتیننتال استس گروپ» در سال 1981، به این فضای سایهدار وارد شد. تأسیس این شرکت همزمان با شروع ریاستجمهوری ریگان و افزایش تنشها، بستر لازم برای او را فراهم کرد. یکی از جنبههای اصلی پرونده ایران-کنترا نیاز به جابجایی پولهای کلان بدون جلب توجه سیستم بانکی رسمی بود. اپستین با تجربهاش در بانک سرمایهگذاری «بر استرنز»، مهارتهای لازم برای ایجاد ساختارهای مالی پیچیده فراساحلی را کسب کرده بود.
برای درک عمیقتر ارتباطات اپستین، باید به گذشته رجوع کرد. استخدام او در مدرسه دالتون در سال 1974 توسط دونالد بار، پدر ویلیام بار، یکی از ثمرات این روابط بود. ویلیام بار بعدها بهعنوان دادستان کل آمریکا، نقش مؤثری در پرونده ایران-کنترا ایفا کرد. این ارتباطات اپستین را در مدار خانوادههایی قرار داد که با جامعه اطلاعاتی آمریکا پیوندهای عمیقی داشتند.
اپستین پس از ترک بر استرنز بهسرعت موقعیتهای بهتری پیدا کرد؛ خروج او از این بانک به دلیل «تخلف مقرراتی» بهجای پایان کارش، آغاز یک دوره جدید و پردرآمد برای او شد. او بهزودی شرکت IAG را تأسیس کرد و ادعا کرد که فقط با مشتریانی با ثروت بیش از یک میلیارد دلار کار میکند.
مهمترین سند ارتباط اپستین با پرونده ایران-کنترا، ارتباط کار و مالی او با عدنان خاشقجی، دلال معروف سلاح، است. خاشقجی، که به عنوان یکی از چهرههای مرکزی در ماجرای مکفارلین شناخته میشود، ارتباطی کلیدی میان اسرائیل و ایران در فروش سلاح به شمار میرفت. تحقیقات نشان میدهد که خاشقجی در دهه 1980 یکی از مشتریان اپستین بود و در واقع بهعنوان مربی در تجارت اسلحه برای او عمل میکرد.
با توجه به تخصص اپستین در بازارهای مالی و ساختارهای فراساحلی، او احتمالاً نقش مدیریت جریانهای مالی ناشی از فروش سلاح را بر عهده داشته است. این پولها باید از مسیرهای پیچیدهای عبور میکردند تا منبع آن پنهان بماند و برای خرید سلاح برای کنتراها صرف شود. همچنین، در دورهای که خاشقجی تحت فشار مالی بود، اپستین به او در مدیریت داراییها و پنهانسازی ثروت کمک میکرد.در سالهای اخیر، اطلاعاتی جدید از فعالیتهای جفری اپستین در زمینههای بینالمللی به دست آمده که آن را به تعاملات او با کشورهای مختلف، بهویژه در خاورمیانه، مرتبط میسازد. اپستین بهطور مرتب در سفر بین آمریکا، اروپا و خاورمیانه بود و پاسپورتی اتریشی با نام مستعار داشت که محل اقامت او را «عربستان سعودی» مشخص میکرد.
یکی از ارتباطات بارز اپستین با پروژههای ایران-کنترا، نقش او در مدیریت شرکت هواپیمایی ساترن ایر ترنسپورت (SAT) است. این شرکت که بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۳ تحت مالکیت سازمان سیا بود، بعد از فروش ظاهری همچنان بهعنوان یک شرکت عملیاتی برای سیا فعالیت میکرد. در جریان رسوایی ایران-کنترا، هواپیماهای SAT مسئول انتقال سلاح به ایران و تجهیزات برای شورشیان کنترا در نیکاراگوئه بودند. افشای سقوط یکی از هواپیماهای این شرکت در سال ۱۹۸۶، منجر به کشف ابعاد وسیعتری از این جریان شد.
در اواسط دهه ۹۰، مدیران SAT به دلیل مشکلات قانونی در حال جستوجوی محلی جدید بودند. در همین زمان، لس وکسنر، میلیاردر صاحب برند ویکتوریا سکرت و یکی از مشتریان اپستین، به کمک آنان شتافت. تحقیقات نشان میدهد که اپستین و وکسنر در جابجایی مقر SAT از میامی به کلمبوس، اوهایو نقش کلیدی داشتند؛ جابجایی که هدف آن حفظ یکی از داراییهای مهم لجستیکی جامعه اطلاعاتی آمریکا بود.
بعد از انتقال به اوهایو، هواپیماهای SAT به فعالیتهای مشکوکی ادامه دادند و در سال ۱۹۹۶ مأموران گمرک آمریکا محمولهای مخفی از مواد مخدر در یکی از این هواپیماها کشف کردند، که به یادآورنده مشابهتها با اتهامات گذشته در زمینه قاچاق مواد برای تأمین مالی جنگ بود. این ارتباطات نشاندهنده عمق نقش اپستین در حفظ زیرساختهای ایران-کنترا و کار کردن با افراد درگیر مانند خاشقجی است.
از سوی دیگر، اپستین به موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، نیز مرتبط است. ابرت مکسول، غول رسانهای بریتانیایی و پدر گیلین مکسول (شریک اپستین)، یکی از مهرههای کلیدی موساد بود. شهادت یک مأمور سابق اطلاعات نظامی اسرائیل حاکی از همکاری اپستین و مکسول در دهه ۸۰ است که به معرفی او به مقامات اسرائیلی منجر شد و اپستین بهعنوان یک دارایی در عملیاتهای مالی و جمعآوری اطلاعات معرفی شد.
بر اساس اسناد جدید، نام سالار کمانگر، مدیرعامل سابق یوتیوب، نیز در ارتباطات اپستین با اشخاص تاثیرگذار در حوزه فناوری دیده میشود. این ملاقاتها بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ انجام شده و نشاندهنده تلاش اپستین برای بازسازی چهره خود از طریق شبکهسازی با نخبگان فناوری است. تا کنون، هیچ مدرکی دال بر مشارکت کمانگر در فعالیتهای غیرقانونی اپستین منتشر نشده و این ارتباطات به طور عمده در سطح ملاقاتهای کاری بوده است.











