به گزارش خبرآنلاین، “سیدرسول موسوی” دیپلمات سابق ایران در فنلاند در تحلیلی از وضعیت کنونی مذاکرات ایران و آمریکا، این شرایط را به “مذاکره در میدان جنگ” تشبیه کرد و تأکید نمود که این نوع مذاکره نه نشانهای از ضعف، بلکه ناشی از واقعبینی است و قواعد خاص خود را دارد.
موسوی خاطرنشان کرد: در حالی که بحثهایی درباره مذاکره مستقیم میان عراقچی و ویتکاف در عمان وجود دارد، کاخ سفید اخیراً از حمله جنگندههای اف-۳۵ به پهپاد ایرانی شاهد ۱۳۹ در دریای عمان خبر داده است. وی اشاره کرد که این پهپاد در حال انجام ماموریت شناسایی بوده که ارتباطش قطع شده است.
وی ادامه داد: میتوان مذاکرات کنونی ایران و آمریکا را “مذاکره در میدان جنگ” نامید. با وجود بعضی ملاحظات در اطلاق این واژه، واقعیتها نشان میدهد که آمریکا در درگیریهای اخیر به ایران حمله کرده و در حال حاضر ناوگان عظیمی را به سمت ایران فرستاده است.
این دیپلمات تصریح کرد که وضعیت کنونی الزام میکند که روابط میان ایران و آمریکا به شکل جنگی درک شود. او همچنین تأکید کرد که در چنین شرایطی، کشورهای مختلف نظیر ترکیه و روسیه در حال گفتوگو برای کاهش تنش هستند.
موسوی افزود: “مذاکره در میدان جنگ” یکی از پیچیدهترین انواع مذاکرات است که بر خلاف دیپلماسیهای معمول، در شرایطی پرخطر و با عدم اعتماد شدید بین طرفین انجام میشود و تصمیمات میتوانند عواقب فوری و جدی داشته باشند.
وی اصول کلیدی این نوع مذاکرات را به شرح زیر عنوان کرد:
۱. حفظ خونسردی و شفافیت فکری
۲. شناخت دقیق موازنه قوا
۳. تعیین اهداف روشن و سلسلهمراتبی
۴. ارتباط مؤثر در شرایط پرتنش
۵. انعطافپذیری تاکتیکی با حفظ اصول
سفیر پیشین ایران در انتها یادآوری کرد که تاریخ نمونههای متعدد از مذاکره در میدان جنگ را شاهد بوده، از جمله مذاکرات مربوط به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، و این مذاکرات در شرایط کنونی به مراتب پیچیدهتر است.در جدیدترین اظهارات، موسوی به بررسی چالشهای مذاکرات در زمینه بحرانهای بینالمللی پرداخته است. او با اشاره به قطعنامه شورای امنیت که به منافع حیاتی منازعه توجه داشت، تاکید کرد که در شرایط فعلی، زمانی که ایالات متحده به قوانین بینالمللی احترام نمیگذارد و شورای امنیت قادر به ارائه تحلیلی واقعبینانه از وضعیت موجود نیست، مذاکره به مراتب دشوارتر از مذاکرات در زمان قطعنامه ۵۹۸ خواهد بود.
موسوی در ادامه اظهار داشت که برگزاری مذاکرات در میانه تهدیدات نظامی نه تنها نشاندهنده ضعف یا انفعال نیست، بلکه نشانهای از درک عمیق از واقعیتهای موجود است. او همچنین بر این نکته تاکید کرد که موفقیت در این مذاکرات به ترکیبی از قدرت نظامی، مهارتهای ارتباطی و شناخت عمیق از مؤلفههای روانشناختی درگیریها نیاز دارد. هدف نهایی این مذاکرات باید کاهش درد و رنج انسانی و یافتن راهی برای خروج از چرخه خشونت باشد. به گفته او، بهترین نوع مذاکره، آن مذاکرهای است که از آغاز و گسترش جنگ جلوگیری کند، و حفظ دیپلماسی و ارتباطات در دورههای تنش، میتواند به ابزاری حیاتی برای مدیریت بحران و کاهش خسارات تبدیل شود.











