### افزایش رقابتهای ژئوپلیتیک در قطب شمال
منطقه قطب شمال، که تا چندی پیش منطقهای منجمد و دورافتاده به شمار میرفت، اکنون به کانونی اصلی در رقابتهای ژئوپلیتیک قرن ۲۱ تبدیل شده است. ذوب یخهای قطبی ناشی از تغییرات اقلیمی، مسیرهای دریایی جدیدی را معرفی کرده و دسترسی به منابع معدنی و هیدروکربنی را فراهم کرده است. این موضوع به بهبود ارزش استراتژیک جزیره گرینلند، به عنوان بزرگترین جزیره غیرقارهای، کمک کرده است. موقعیت جغرافیایی گرینلند آن را به یک پایگاه حیاتی برای سیستمهای دفاعی، نیروهای دریایی و هوایی و کنترل شمال اقیانوس اطلس تبدیل کرده است.
در این راستا، به نظر میرسد روسیه نیز به این منطقه توجه خاصی دارد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با اظهاراتی جنجالی اشاره کرده که گرینلند جزء طبیعی پادشاهی دانمارک نیست. به تازگی، اخبار نشان میدهد که مشکلی در درون بلوک غرب در خصوص گرینلند ایجاد شده است. براساس گزارشهای اخیر، آمریکا تهدید به اعمال تعرفه بر هشت کشور اروپایی که مخالف موضع واشنگتن بودند، را پس گرفته است. این عقبنشینی بهنظر میرسد ناشی از هشدارهای متعدد در نشست داووس باشد و نشاندهنده نگرانی واشنگتن از هزینههای سیاسی و احتمال تشدید شکاف در ناتو است.
تأثیرات این تغییرات بر امنیت جمعی غرب دوگانه است. از یک سو، این ناامنی با تهدیدهای یکجانبه، اعتماد متحدان را کاهش میدهد و همبستگی ناتو را در برابر تهدید مشترکی همچون روسیه تضعیف میکند. از سوی دیگر، ممکن است این وضعیت به بازتعریف نقشها و تعهدات در درون اتحاد منجر شود و به فشار بر متحدان اروپایی جهت افزایش سهم خود در تأمین امنیت منطقه دامن بزند.
نخستوزیر دانمارک نیز در سفر اخیر خود به گرینلند، سعی در تأکید بر حاکمیت دانمارک و اطمینانبخشی به ساکنان و جامعه جهانی داشته است. اگر ایالات متحده به سیاست فشار بر متحدان ادامه دهد، این احتمال وجود دارد که یک جناح مستقل در اروپا شکل بگیرد که لزوماً با واشنگتن هماهنگ نباشد، رویکردی که با تمایلات استراتژیک آمریکاییها در تضاد است.
### کاستیهای لجستیکی ایالات متحده
در حالی که بحثها درباره کنترل گرینلند در حال افزایش است، گزارشی از «بیزنس اینسایدر» به ضعفهای عملیاتی ایالات متحده در این منطقه اشاره کرده است. این گزارش به این نکته اشاره میکند که ایالات متحده به تسلیحات، تجهیزات و آموزش کافی برای فعالیت در شرایط سخت قطبی مجهز نیست. در مقابل، روسیه با ناوگان بزرگی از کشتیهای یخشکن و پایگاههای نظامی متعددی در شمال قطب شمال، برتری بیشتری دارد.
این نقاط ضعف، شکاف قابل توجهی میان ایدههای ژئوپلیتیکی آمریکا و تواناییهای واقعی آن ایجاد میکند. ادعای نفوذ در گرینلند بدون وجود زیرساختهای لجستیکی برای حفظ حضور دائمی، امکانپذیر به نظر نمیرسد. این موضوع نه تنها از نظر اقتصادی مشکلآفرین است، بلکه آسیبپذیری نظامی آمریکا را در برابر درگیریهای احتمالی افزایش میدهد. در سطح استراتژیک، این ضعف میتواند باعث شود که کشورهای اروپایی به تأمل در مورد اتکای خود به امنیت آمریکا پرداخته و به سمت تقویت همکاریهای داخلی یا حتی مذاکرات با دیگر بازیگران حرکت کنند. از سویی دیگر، روسیه و چین ممکن است از این شکاف به نفع خود استفاده کرده و ابتکار عمل را در توسعه زیرساختها در دست بگیرند.### فروپاشی هنجارهای همکاری با امنیتیشدن فضای قطب شمال
در سالهای اخیر، منطقه قطب شمال که پیشتر تحت تأثیر هنجارهای همکاری شامل فعالیتهای علمی و محیطزیستی بود، شاهد تغییرات چشمگیری شده است. با وجود تنشهای مرتبط با جنگ سرد، این منطقه تحت نظارت شورای قطبی به همکاریهای چندجانبه ادامه داده بود، اما اکنون این چارچوب همکاری بهشدت تهدید میشود. اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در خصوص گرینلند که به صورت غیرمستقیم بر حاکمیت دانمارک تأثیر میگذارد، نشاندهنده بروز نوعی تنش و تحریکآمیز در گفتمان منطقهای است. این سخنان در کنار استراتژی جدید دفاع ملی آمریکا قرار میگیرد که بر اهمیت دسترسی به مناطق استراتژیک مانند گرینلند تأکید دارد.
این تحولات منجر به امنیتیشدن ارتباطات و اقدامات در قطب شمال شده است. همکاریهایی که به نجات دریایی و تحقیقات اقلیمی مربوط میشود، تحت تأثیر ملاحظات امنیتی قرار میگیرد. یکی از پیامدهای این روند احتمال افزایش هزینههای امنیتی برای کشورهای ساحلی و ایجاد دشواری در جذب سرمایهگذاریها و توسعه پایدار اقتصادی است. برای دانمارک، این وضعیت ممکن است به تبدیل شدن به یک «ایالت مرزی» تحت فشار سایر ابرقدرتها منجر شود. این امنیتیشدن، گزینههای دیپلماتیک کشورهای کوچکتر را محدود کرده و آنها را مجبور به اتخاذ مواضع مشخص میکند.
### گرینلند به عنوان نماد رقابت با چین
در حالیکه رقابت جاری عمدتاً میان آمریکا و روسیه دیده میشود، گرینلند به نمادی در رقابت ژئوپلیتیک بین آمریکا و چین نیز تبدیل شده است. تحلیلهای اخیر نشان میدهد که در گفتمان داخلی ایالات متحده، به ویژه در میان حامیان ترامپ، این منطقه به عنوان ابزاری برای مقابله با نفوذ چین تلقی میشود. این درک گرینلند را به یک عنصر کلیدی در رقابت جهانی تبدیل میکند، حتی اگر چین در حال حاضر حضور نظامی مستقیمی در این منطقه نداشته باشد.
اقدامات یکجانبه آمریکا، مانند تهدید به معرفی تعرفهها و اظهارات تند روسیه، نشان میدهد که تمایلی به نادیده گرفتن نهادهای چندجانبه وجود دارد. این فشارها از درون نهادهای غربی به واشنگتن این پیام را منتقل کرده که ممکن است مجبور به تعدیل مواضع خود شود. این تغییرات، در کنار پاسخهای نمادین دانمارک، نسبت به حاکمیت باعث بیثباتی بیشتری در فضای قطب شمال شده است. همچنین، نگرش آمریکا به چین به عنوان تهدیدی بلندمدت، سبب شده تا گرینلند به یک هدف استراتژیک برای اقدامات پیشگیرانه تبدیل شود.











