به گزارش خبرآنلاین، شبکه المیادین در تحلیلی به مذاکرات اولیه غیرمستقیم میان ایالات متحده و ایران در عمان پرداخته و به تشدید تنشها در منطقه و تهدیدات مکرر آمریکاییها اشاره کرده است. این تحولات به برگزاری این مذاکرات در پایتخت عمان منجر شد.
از سوی دیگر، یک پرسش کلیدی در این زمینه مطرح شده است که دلیل اصرار جمهوری اسلامی ایران بر محدودیت مذاکرات فقط به پرونده هستهای چیست و چرا نمیخواهد به موضوعات دیگر که آمریکا درخواست کرده، ورود کند. تهران تصریح کرده تنها بر روی برنامه هستهای خود مذاکره خواهد کرد و هر تلاشی برای ارتباط دادن این پرونده با موضوعاتی مانند توان موشکی یا سیاستهای منطقهای را رد میکند. این موضع در پی جنگ 12 روزه اخیر معنا و اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هرچند این درگیری به ایران تحمیل شد، اما تحلیلگران بر این باورند که نتایج آن، تأثیر زیادی بر موازنه قدرت داشته است.
ایران پس از تحولات ژوئن 2025 به این نتیجه رسید که ترکیب توانمندیهای هستهای، نظامی و سیاسی، به همراه پشتیبانیهای منطقهای و استراتژیک، به آن اجازه میدهد تا چارچوب مذاکرات را خود تعیین کند. به همین دلیل، هر گونه تلاشی برای گسترش مذاکرات به دیگر حوزهها را مداخله در حاکمیت خود میداند و غیرقابل قبول تلقی میکند.
جنگ 12 روزه به تغییر معادله میان تهران و واشنگتن کمک کرده و حالا ایالات متحده در مذاکرهای شرکت کرده که درباره برنامهای صحبت میشود که پیشتر به دنبال نابودی آن بود. این واقعیت پس از ناکامی «بنیامین نتانیاهو» در نبرد خود علیه ایران به وضوح نمایان شده است.
جمهوری اسلامی توانسته با تبدیل برنامه هستهای به ابزار مؤثر، خود را به عنوان یک بازیگر فعال در مذاکرات بینالمللی معرفی کند و به واشنگتن فشار آورد تا در شرایطی که فشار نظامی و تحریمی همچنان برقرار است، به گفتوگو در چارچوب شروط ایران تن دهد.
اصرار تهران بر تمرکز بر پرونده هستهای به دنبال آن است که هر تعهد هستهای با لغو تحریمهای آمریکا مرتبط شود. در نگاه ایران، بسیاری از تحریمها به همین موضوع مربوط هستند و گسترش مذاکرات تنها به پیچیدگی روند رفع آنها میانجامد. در عوض، محدودسازی مذاکرات به ایران این اجازه را میدهد که فشارهای سیاسی آمریکا را به فرصتی برای چانهزنی تبدیل کند.
همزمان، این رویکرد به جمهوری اسلامی این امکان را میدهد که به عنوان کشوری متعهد به دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی خود را معرفی کند و به واشنگتن فشار بیشتری وارد کند تا بدون شروط اضافی به مذاکرات ادامه دهد. هر پیشرفتی در پرونده هستهای باید با نتایجی ملموس برای مردم ایران، مانند لغو تحریمها، همراه باشد.
ایران برنامه موشکی خود را بخش جداییناپذیر از دکترین دفاعی خود میداند و هرگونه ورود آن به مذاکرات را خط قرمز تلقی میکند. از دید تهران، موضوع هستهای چارچوبهای مشخصی دارد، اما مسأله موشکی تنها به گسترش مطالبات آمریکایی و پیچیدگی مذاکرات منجر خواهد شد.
ایران در مورد روابط با متحدانش نیز همین دیدگاه را دارد و هر تلاشی برای انتقال این روابط به موضوعات مذاکره را تعبیری از فشار و نقض حاکمیت قلمداد میکند.
در نهایت، توان ایران برای坚持 بر این چارچوب، اکتشاف یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه نتیجه تعادل نیاز متقابل در پرونده هستهای و ناکامی سیاستهای پیشین ایالات متحده برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی است. به همین دلیل، تمرکز بر مذاکرات هستهای به معنای بازآرایی قدرت ایران در زمینه داخلی و خارجی و چالشی برای نفوذ آمریکا تلقی میشود.
با وجود گمانهزنیها در مورد نتایج مذاکرات و احتمال گزینههای نظامی، واقعیتی که به وضوح مشخص است، توانایی جمهوری اسلامی در تحمیل خواستههای خود بر میز مذاکره است و مشخص میکند که ماجراهای آتی نه به دلیل عقبنشینی، بلکه در قالب معادلهای شکل خواهد گرفت که توسط تهران تعریف شده است.











