تماس با ما

نفوذ روسیه و چین در عرصه سیاسی اتحادیه اروپا: چالش میان هم‌تنیدگی اقتصادی و اثرات منفی آن

نفوذ روسیه و چین در عرصه سیاسی اتحادیه اروپا: چالش میان هم‌تنیدگی اقتصادی و اثرات منفی آن

**تحلیل جدیدی از مواضع اتحادیه اروپا در رقابت‌های جهانی**

اتحادیه اروپا، به عنوان یک نهاد اقتصادی و سیاسی بزرگ، در سال‌های اخیر تحت تأثیر دو رقیب کلیدی، یعنی روسیه و چین قرار گرفته است. در حالی که روسیه به عنوان یک تهدید امنیتی تاریخی شناخته می‌شود، چین به عنوان رقیب اقتصادی رو به رشد، به طور فزاینده‌ای در محاسبات بروکسل نقشی موثر ایفا می‌کند. موضوع «نفوذ خارجی» در سیاست‌های داخلی کشورهای عضو، به یکی از نگرانی‌های عمده تبدیل شده است که می‌تواند به اشکال مختلفی از جمله فشارهای اقتصادی، جنگ اطلاعاتی و سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک تجلی یابد.

در همین راستا، آلمان و ایتالیا، دو اقتصاد کلیدی منطقه یورو، اخیراً یک «ائتلاف صنعتی» جدید را تشکیل داده‌اند. این همکاری، که به صراحت به هدف رقابت با چین طراحی شده، نشان‌دهنده واکنش دفاعی بروکسل به فشارهای اقتصادی این کشور است. هدف این ائتلاف کاهش مقررات و افزایش قدرت رقابتی کشورهای اروپایی است که در مقابل مدل اقتصادی چین با حمایت دولتی و تولید انبوه ایجاد شده است.

چین نیز با ایجاد موانع کوتاه‌مدت برای سرمایه‌گذاری‌های اروپایی، تلاش می‌کند تا قدرت اقتصادی خود را در سیاست‌گذاری‌های اروپا تحمیل کند. این اقدام، اثر قابل توجهی در به سمت حمایت‌گرایی گزینشی و افزایش رقابت فناوری خواهد داشت که می‌تواند منجر به دو قطبی شدن فناوری بین غرب و چین شود.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مقامات روسی نیز از اختلافات بین ترامپ و اروپا در مورد مسائل مختلف خوشحال هستند، چرا که این شرایط به افزایش آسیب‌پذیری اروپا کمک می‌کند. خودداری اروپا از توافقات نزدیک با آمریکا می‌تواند به نفع رقبا تمام شود و این نگرانی‌ها باعث کاهش امنیت ساختارهای غربی خواهد شد.

در عین حال، دبیرکل ناتو بر نیاز به مذاکره با آمریکا برای جلوگیری از نفوذ روسیه و چین در قطب شمال تأکید کرده است. این منطقه به دلیل منابع معدنی و مسیرهای دریایی جدید، به حوزه‌ای از رقابت‌های قدرت‌ها تبدیل شده و توجه بیشتری را به خود جلب کرده است.

به طور کلی، اقدامات روسیه و چین در نقاط مختلف می‌تواند به شکل دیگری بر قدرت درون جامعه غرب اثر بگذارد. برای اروپا، تدوین یک استراتژی مستقل و مشخص برای قطب شمال، در کنار همکاری با ناتو، به عنوان یک راهکار بلندمدت ضروری به نظر می‌رسد.### چالش‌های اقتصادی اروپا در تعامل با چین و روسیه

شرکت‌های چینی نمایانگر یک الگوی تعاملات مخرب در عرصه اقتصادی هستند. در شرایطی که اروپا با فشارهایی از سوی داخل، به ویژه نگرانی‌های امنیتی، و همچنین از جانب خارج، به‌ویژه هماهنگی با ایالات متحده، مواجه است، احتمال این‌که این قاره به اتخاذ تصمیماتی علیه منافع اقتصادی چین بپردازد، افزایش یافته است. چین نیز در واکنش به این اقدامات، با اخطارهایی درباره «تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاری» و همچنین تهدید به اعمال اقدامات تلافی‌جویانه تجاری، پاسخ می‌دهد. این واکنش‌ها به افزایش احساسات «ضدچینی» در اروپا دامن زده و زمینه را برای اتخاذ تصمیمات سختگیرانه‌تر فراهم می‌کند.

این چرخه معیوب نشان می‌دهد که چگونه وابستگی‌های اقتصادی می‌تواند به ابزاری برای فشاردادن و مقابله تبدیل شود و فضای مانور دیپلماتیک را در اروپا تنگ‌تر کند. به همین دلیل، رفتارهای روسیه و چین می‌تواند به معنای تلاشی برای تغییر قواعد بازی در نهادهای بین‌المللی باشد. گزارش‌های اخیر حاکی از فشار مستقیم چین به نهادهای تصمیم‌گیر اتحادیه اروپا، نظیر کمیسیون اروپا و شورای اروپا، است. همچنین، تشکیل ائتلاف صنعتی میان آلمان و ایتالیا به نوعی پاسخ نهادینه به این فشارها به شمار می‌رود، اگرچه این پاسخ در سطح ملی و نه فراملی شکل گرفته است. این روند نشان می‌دهد که در مواجهه با چالش‌های امنیتی و اقتصادی، تصمیم‌گیری‌ها ممکن است به پایتخت‌های ملی برگردد. در همین راستا، ناتو به عنوان نهاد امنیتی غرب، در حال تدوین سیاست‌های جدیدی (مانند تقویت حضور در قطب شمال) به‌منظور پاسخ به فعالیت‌های روسیه و چین است.

در این زمینه، فشارهای این دو کشور بر اروپا نوعی نتیجه از تحولات ساختاری جدید به شمار می‌رود. آنان به دنبال شکل‌دهی نظم منطقه‌ای در اطراف خود و کاهش نفوذ رقیب خود، یعنی ایالات متحده، هستند. اتحادیه اروپا نیز به عنوان یک زیرسیستم در نظام بین‌الملل، در تلاش است تا با تقویت همکاری‌های داخلی (مانند ائتلاف صنعتی) و ایجاد اتحاد با نهادهای هم‌پیوند (مانند ناتو و آمریکا)، به بقای خود ادامه دهد.

در این میان، سرمایه‌داری دولتی چین به‌طور مستقیم در مقابل سرمایه‌داری لیبرال اروپا قرار می‌گیرد. ائتلاف صنعتی آلمان و ایتالیا تجلی نگرانی‌های بورژوازی صنعتی اروپا برای حفاظت از نرخ سود و حفظ برتری فناوری در برابر چین است که از حمایت دولتی گسترده‌ای برخوردار است. همچنین، روسیه به‌عنوان کشوری با اقتصاد وابسته به صادرات منابع، با ایجاد بی‌ثباتی سیاسی در نقاط کلیدی سرمایه‌گذاری غرب تلاش می‌کند قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهد. در این راستا، «خوشحالی» روسیه از اختلافات بین ترامپ و اروپا می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از این روند تحلیل شود. در نهایت، نفوذ این کشورها منافع طبقات حاکم آن‌ها را دنبال می‌کند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *