**گفتوگوهای جدید ایران و آمریکا در ژنو: چشماندازها و چالشها**
به گزارش فرهیختگان، دور جدید مذاکرات بین ایران و ایالات متحده روز گذشته (سهشنبه ۲۸ بهمن) در ژنو آغاز شد. هیئت ایرانی اعلام آمادگی کرده بود که جلسات بهطور طولانیتری ادامه یابد، اما پایان مبهم این مذاکرات سؤالات جدیدی در خصوص مسیر پیش رو ایجاد کرده است.
براساس خبرگزاری ایرنا، مذاکرهکنندگان هر دو طرف پس از گفتوگوهای اخیر اشاره کردند که با وجود پیشرفتهایی در برخی زمینهها، فاصلهها همچنان معنادار است و مسائل اصلی برای رسیدن به توافق بهطور کامل حل نشده است. این نکته نشاندهنده آن است که روند مذاکرات هنوز تا دستیابی به توافق نهایی فاصله دارد.
حین این مذاکرات، هیئت آمریکایی بلافاصله پس از پایان جلسه، سفارت عمان در ژنو را ترک کرد و به سمت هتل اینترکونتیننتال، جایی دیگر برای مذاکره، رفت. این اقدام باعث ایجاد سؤالاتی درباره عجله «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» برای خاتمه دادن به مذاکرات با ایران شد.
**تمرکز همزمان بر چند پرونده کلیدی**
ترک زودهنگام محل مذاکرات از سوی تیم آمریکایی فراتر از یک جابهجایی برنامهای به نظر میرسد؛ این تصمیم بهوضوح نشاندهنده تعدد پروندههایی است که همزمان مورد بررسی سیاست خارجی ایالات متحده قرار دارد. ویتکاف و کوشنر که با دونالد ترامپ نزدیک هستند، به منظور پیوستن به مذاکراتی دیگر درباره جنگ اوکراین، محل مذاکرات با ایران را ترک کردند. تحولات غزه نیز بخشی از وظایف این تیم است.
این دو چهره سیاسی در ماههای اخیر بهطور همزمان بر روی سه پرونده ایران، اوکراین و غزه فعالیت میکنند، مسائلی که هر یک به تنهایی میتواند تأثیر عمیقی بر امنیت منطقهای و حتی نظم جهانی داشته باشد. همپوشانی این مأموریتها پرسشهایی را درباره اولویتهای واقعی کاخ سفید ایجاد کرده است.
در همین راستا، **رضا نصری، تحلیلگر روابط بینالملل**، در توییتی به این موضوع اشاره کرد و نوشت: «ویتکاف و کوشنر در ژنو مانند یک فستفود دیپلماتیک عمل میکنند؛ صبح برای ایران و بعدازظهر برای اوکراین توافق میطلبند. ثبات جهانی نیازمند تمرکز و نیت جدی است.»
**چالشها و تواناییهای دیپلماتیک آمریکا**
خبرگزاری رویترز نیز با عنوان «فرستادگان آمریکا در میان دو بحران دیپلماتیک مانور میدهند» به بررسی این موضوع پرداخت و نوشت که در دور جدید مذاکرات، ویتکاف و کوشنر با پیگیری همزمان پرونده هستهای ایران و جنگ اوکراین، فشار زیادی بر خود ایجاد کردند که باعث کمبود تمرکز دیپلماتیک شده است. مذاکرات ایران به مدت سه و نیم ساعت با پیشرفت محدودی ادامه یافت و تبدیل به مشغلهای با شک و تردید درباره جدیت واشنگتن در دیپلماسی شد.
با این حال، اهمیت پرونده ایران برای ایالات متحده باعث نشده است که این مسأله از دو بحران دیگر کمتر اهمیت پیدا کند. ارسال دو ناو هواپیمابر به منطقه نشان میدهد که واشنگتن این مسیر را بعید از یک روند دیپلماتیک عادی میداند و آن را مرتبط با معادلات بازدارندگی و قدرت نظامی تلقی میکند. این وضعیت نشاندهنده فشردگی و پیچیدگی وضعیت سیاست خارجی آمریکا است.**الگوی تکرارشونده مذاکرهکننده آمریکایی**
رفتار هیأت آمریکایی در مذاکرات ژنو برای ناظران این پرونده چهرهای ناشناخته نیست. پیش از آنکه اسرائیل به ایران حمله کند، تهران و واشنگتن پنج دور گفتوگو را تجربه کرده بودند. در این مذاکرات، مقامهای ایرانی بارها اعلام کردند که آمادگی دارند برای چند روز متوالی در مذاکرات حضور داشته باشند تا گفتوگوها از سطح کلیات به جزئیات فنی و حقوقی منتقل شود.
با این حال، در آن زمان نیز استیو ویتکاف پس از چند ساعت از مذاکرات خارج میشد تا به گفته منابع آمریکایی، برای مشورت با کاخ سفید برگردد. این رفتوآمدهای کوتاه مانع از آن شد که مذاکرات به فاز چانهزنیهای عمیق و متنمحور وارد شود، مرحلهای که معمولاً سرنوشت هر توافق احتمالی را تعیین میکند.
با ادامه این روند، فضای رسانهای به تدریج تغییر یافت و برخی محافل غربی به سمت متهم کردن ایران به «اتلاف وقت» گرایش پیدا کردند؛ در حالی که تهران تأکید داشت که آماده گفتوگوهای طولانیتر و فشردهتر است. این تناقض روایتی به یکی از مؤلفههای ثابت مذاکرات تبدیل شده است.
تکرار این الگو، گمانهزنیها را در خصوص ناتوانی ویتکاف در اتخاذ تصمیمات مهم تقویت کرده است، به طوری که او ناچار به کسب نظر نهایی از مقامات بالاتر در واشنگتن باشد؛ وضعیتی که میتواند روند دیپلماتیک را با چالش مواجه کند.
**چالش مذاکره با چهرههای غیردیپلماتیک**
یکی از پیچیدگیهای این دور از گفتوگوها به ترکیب تیم مذاکرهکننده آمریکایی برمیگردد. استیو ویتکاف و جرد کوشنر، برخلاف دیپلماتهای حرفهای وزارت خارجه آمریکا، سابقهای در پروندههای هستهای ندارند. ورود این چهرهها با پسزمینه اقتصادی و تجاری به پروندهای فنی و حقوقی، شکل مذاکرات را تغییر میدهد.
پرونده هستهای ایران سرشار از جزئیات فنی و حقوقی است و نیازمند درک عمیق از حقوق بینالملل و رویههای دیپلماتیک است. مذاکره در این زمینه تنها بر اساس بدهبستانهای سیاسی نمیتواند پیش برود، بلکه مستلزم فهم دقیق از عواقب حقوقی و پیامدهای هر تعهد است.
برخی منتقدان روند کنونی مذاکرات آمریکا با ایران باور دارند که رویکرد معاملهگرایانه و کمتوجهی به هنجارهای بینالمللی میتواند ثبات مذاکرات را به خطر بیندازد. در شرایطی که اعتماد یکی از مؤلفههای حساس این گفتوگوهاست، نبود پایبندی به اصول پذیرفتهشده، فرایند دستیابی به توافق را دشوارتر و هزینههای سیاسی هر توافق را افزاینده میکند.
**دیپلماسی ادعایی آمریکا در بزنگاه تصمیمگیری**
تحولات اخیر نشان میدهد که مذاکرات ایران و آمریکا به مراتب فراتر از اختلافات فنی، به مسائل عمیقتری در سطح اراده سیاسی و انسجام تصمیمگیری وابسته است. زمان محدود گفتوگوها، همزمانی با سه پرونده حساس و الگوی تکرارکننده ترک زودهنگام میز مذاکره، تصویر کاهش جدیت واشنگتن در عبور از مدیریت بحران به سمت راهحل پایدار را ترسیم میکند.
پرونده ایران در حالی تحت نظارت نماینده ویژه آمریکا پیگیری میشود که فشارهای داخلی، رقابتهای منطقهای و عنصر بازدارندگی نظامی بر آن تأثیر گذاشته است. در چنین وضعیتی، موفقیت در دیپلماسی به تمرکز، اختیار کافی مذاکرهکنندگان و پذیرش هزینههای سیاسی توافقها وابسته است، عناصری که بدون آنها، هر پیشرفت و توافقی شکننده خواهد بود.
در نهایت، نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا به میزان ساعات گفتوگو و متنهای رد و بدلشده بستگی ندارد، بلکه به میزان آمادگی طرف آمریکایی برای پذیرش واقعیتهای این پرونده و فاصله گرفتن از دیکته متون توافق به تهران وابسته است. اگر قرار است دیپلماسی جایگزین تنشها شود، باید تصمیمی شفاف و پایدار در سطوح عالی سیاسی اتخاذ شود؛ در غیر این صورت، مذاکرات در چرخه رفتوبرگشتهای مقطعی باقی خواهد ماند.











