**تحلیل جدید از مذاکرات ایران و ایالات متحده**
در شرایط کنونی، به نظر میرسد مذاکرات بین ایران و ایالات متحده به مرحله حساسی رسیده است. با وجود اینکه طرفین در حال گفتوگو درباره موضوعات مختلف هستند، اختلافات ساختاری و تردیدهای موجود مانع از دستیابی به توافق نهایی شده است. ایران هنوز به برخی از درخواستهای آمریکا پاسخ مثبت نداده و این موضوع باعث ادامه فشارهای واشنگتن به شیوههای مختلف، از جمله وقتکشی، بر تهران شده است. این وضعیت نه تنها به اختلافات داخلی در آمریکا مرتبط است، بلکه تلاش برای حفظ منافع استراتژیک این کشور را نیز نمایان میسازد.
تحلیلگران بر این باورند رفتار ایالات متحده در روند مذاکرات به نوعی تحت تأثیر سبک رئیسجمهور دونالد ترامپ و کتاب او با عنوان «هنر معامله» قرار دارد. ترامپ در این کتاب بر اهمیت ایجاد عدم قطعیت در مذاکرات تأکید کرده است. این رفتار، همراه با فشارهای داخلی و منطقهای، روند مذاکرات را پیچیدهتر کرده و تصمیمگیری برای ایران را دشوار ساخته است.
با این حال، کارشناسان بر این نکته تأکید دارند که مواضع دو کشور به طور نسبی شفاف است، اما چالش اصلی به اراده سیاسی و استراتژیهای دو طرف مربوط میشود. تغییر در تیم مذاکرهکننده، بدون تغییر رویکردهای کلان، به نتایج مثبتی نخواهد انجامید. به نظر میرسد که حتی دستاوردهای کوچک هم برای تحقق توافق پایدار نیازمند زمان و اصلاح دیدگاهها هستند.
به همین منظور، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتوگویی با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا، جزئیات بیشتری را درباره این موضوع ارائه کرده است.
**نگاهی به جدیت آمریکا در مذاکرات**
ابوالفتح در این راستا به این موضوع اشاره میکند که به دلیل عدم تحقق خواستههای مطرحشده از سوی آمریکا، به نظر میرسد این کشور جدیت لازم را در مذاکرات نشان نمیدهد. او توضیح میدهد که اگر ایران بتواند به سرعت به تمام درخواستهای آمریکا پاسخ مثبت دهد، جدیت واشنگتن بیشتر نمایان خواهد شد.
وی تصریح کرد که وقتکشی آمریکا میتواند نشاندهنده اختلافات داخلی در میان اعضای دولت باشد. به گفته او، اصرار ایالات متحده برای محدود کردن غنیسازی ایران و در مقابل، مقاومت ایران در این زمینه به پیچیدگی این مذاکرات افزوده است.
ابوالفتح معتقد است که در حال حاضر، آمریکا توجه بیشتری به اقدامات نظامی دارد و ممکن است در صورت عدم توافق از نیروهای نظامی خود بهره ببرد. اما به یاد باید داشت که این نوع اقدامات نیز زمانبر بوده و نمیتوان به سادگی جنگی را آغاز کرد. به این ترتیب، همچنان انتظار توافقی جامع و پایدار باقی مانده است.**آیا آمریکا به دنبال فریب ایران و تأخیر در مذاکرات است؟**
برخی تحلیلگران بر این باورند که ایالات متحده ممکن است در تلاش باشد تا ایران را فریب داده و مذاکرات را به تعویق اندازد. در فضاهای رقابتی و خصمانه میان کشورها، چنین رویهای معمولاً مشاهده میشود. نکته کلیدی این است که طرف مقابل فریب نخورده و وضعیت مذاکرات را با توجه به احتمال وقوع درگیریها مورد ارزیابی قرار دهد. دونالد ترامپ در کتاب خود، «هنر معامله»، به این نکته اشاره میکند که یکی از تکنیکهای موثر در مذاکرات، نگهداشتن طرف مقابل در حالت بلاتکلیفی است. وی بر این باور است که با ایجاد این نابسامانی، میتوان بیشترین امتیاز را کسب کرد و در عین حال کمترین concessions را داد. این روش نه تنها مختص ترامپ است بلکه دولت آمریکا در دورههای مختلف نیز از آن بهره برده است.
**آیا آمریکا به دنبال سردرگم کردن مقامات ایرانی است؟**
احتمال دارد که ایالات متحده با این اقدامات به دنبال گیج کردن مقامات ایرانی و کاهش توان تصمیمگیری آنها باشد. ترامپ در کتابش به همین موضوع پرداخته و بر اهمیت نگهداشتن رقبای خود در وضعیت ابهام تأکید کرده است. با توجه به این که روشهای مشابهی در سیاستهای ایالات متحده در سالهای گذشته مشاهده شده، میتوان نتیجه گرفت که این استراتژی به عنوان تکنیکی رایج در دیپلماسی آمریکایی عمل میکند.
**عوامل تأثیرگذار بر شفافیت در مذاکرات**
اگرچه آمریکاییها بارها خواستههای خود را به وضوح بیان کردهاند، اما ممکن است دلیل عدم پیشرفت مذاکرات از جانب ایران باشد. به عبارت دیگر، هر دو طرف توانستهاند شفافیت خود را در برابر یکدیگر حفظ کنند و این مسئله به نوبه خود ممکن است بر روند مذاکرات تأثیر بگذارد.
**فاصله هنوز تا توافق زیاد است**
طبق اظهار نظر کارشناسان، هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به توافق وجود دارد و هر لحظه ممکن است تحولات جدیدی رخ دهد. دست کم در حال حاضر، نشانههایی از پیشرفت مذاکرات مشاهده میشود، اما نتیجه نهایی همچنان مبهم است. برخی گروههای داخلی و خارجی، از جمله اسرائیل، به شدت مخالف هرگونه توافق هستند و این موضوع میتواند به عنوان مانعی بر سر راه مذاکرات عمل کند.
**تأثیر شخصیت مذاکرهکنندگان بر مذاکرات**
سابقه و تجربه افراد شرکتکننده در مذاکرات نیز میتواند بر روند و طول مذاکرات تأثیرگذار باشد. در واقع، تجربه در زمینههای مختلف مانند املاک و مستغلات میتواند به توانایی مذاکرهکنندگان در دستیابی به توافقات بهتر و سریعتر کمک کند. این عوامل نشان میدهند که هر کدام از مذاکرهکنندگان به نوعی میتوانند سرنوشت مذاکرات را رقم بزنند.در تحلیلهای اخیر، نقش تکنیکهای مذاکره، بیان قوی و مهارتهای ارتباطی در روابط بین ایران و آمریکا مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، مشکلات موجود میان این دو کشور بیشتر به اختلافات ساختاری و سیاسی مربوط میشود تا ویژگیهای فردی مذاکرهکنندگان. اگر حتی وزیر خارجه جدیدی به جای قبلی قرار گیرد، تغییرات اساسی در روند مذاکرات نخواهد داشت.
بر اساس این تحلیل، درخواستهای آمریکا برای محدودیتهای مشخصی که ایران حاضر به پذیرش آن نیست و در مقابل، خواستههای ایران برای رفع تحریمها که آمریکا به آن پاسخ مثبت نمیدهد، از اصلیترین موانع هستند. بنابراین، تغییر افراد مذاکرهکننده نمیتواند تأثیر جدی بر نتیجه مذاکرات داشته باشد.
**ضرورت معجزه در دستیابی به توافق!**
بر اساس تحلیلها، دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا نیازمند نظریهای معجزهآسا است. حتی پس از امضای توافق، پایداری آن ممکن است از خود توافق پیچیدهتر باشد. نگرانیها نسبت به آینده مذاکرات کاهش نیافته است و در شرایط کنونی، احتمال جنگ و پیامدهای ناشی از آن نیز مطرح است.
در صورت وقوع جنگ، آسیب به تأسیسات ایران و خسارات ناشی از آن محتمل است. حتی اگر برخی تأسیسات حفظ شوند، مدیریت و جمعبندی آنها کار آسانی نخواهد بود. این احتمال وجود دارد که دورههای جنگ و آتشبس ادامه یابد و مذاکرات مجددی در آینده شکل بگیرد، که این چرخه میتواند به تکرار خود ادامه دهد.











