**خبرآنلاین – رسول سلیمی -** در هفتههای اخیر، سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه بیشتر بر اعمال فشار به اسرائیل در جهت جلوگیری از حمله نظامی به ایران متمرکز بوده است. این رویکرد در حالی دنبال میشود که مذاکرات غیرمستقیم هستهای با تهران در حال انجام است. دونالد ترامپ که اخیراً با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، دیدار کرده، بر تداوم مذاکرات تأکید کرده و هشدار داده که شکست در این مذاکرات میتواند عواقب جدی به دنبال داشته باشد. نتانیاهو نیز به تأکید بر توقف کامل غنیسازی اورانیوم و برنامه موشکی ایران نظر دارد، اما ترامپ حمله اسرائیل را مانع اصلی دیپلماسی ارزیابی میکند.
**سؤال اصلی اینجاست که چرا آمریکا اسرائیل را از حمله به ایران منع میکند و این فشارها چه تأثیری بر مذاکرات هستهای خواهند داشت؟**
ادعای رسمی تهران مبنی بر بیاثر بودن فشارهای آمریکا و اسرائیل بر برنامه هستهای، با واقعیتهای استراتژیک متفاوت است؛ از جمله استقرار ناوهای آمریکایی در خلیج فارس. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اسرائیل را به تحریک جنگ متهم کرده و بر برقراری استقلال در مذاکرات تأکید کرده است. این در حالی است که ترامپ در اندیشه اعزام ناو هواپیمابر جدید به این منطقه برای افزایش فشار بر ایران است، ولی در عین حال از اسرائیل میخواهد تا بر دیپلماسی تمرکز کند.
فشار ایالات متحده بر اسرائیل به هدف حفظ توازن استراتژیک در خاورمیانه انجام میشود، چرا که حمله این کشور میتواند تنشهای نظامی را تشدید کرده و ایران را به بستن تنگه هرمز وادارد. در این راستا، گزارش شورای روابط خارجی بیان میکند که چنین اقدامی میتواند قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار در بشکه افزایش دهد و اقتصادهای وابسته به نفت را تحت تأثیر قرار دهد. آمریکا با استقرار نیروهای اضافی در خلیج فارس، تلاش دارد که فشار نظامی را بدون درگیری مستقیم اعمال کند، هرچند این اقدامات هزینههای بالایی را به همراه دارد.
در این شرایط، پیشنهاد توافق موقت هستهای تحت نظارت مشترک عمان و قطر مطرح شده که ممکن است ریسکهای نظامی را کاهش دهد و فرصتهای بیشتری برای مذاکرات گستردهتر فراهم کند. تحلیلها نشان میدهد ترامپ با تأکید بر ادامه مذاکرات، تلاشی برای جلوگیری از حمله اسرائیل دارد تا شانس دستیابی به توافق افزایش یابد.
از سوی دیگر، این فشارهای ایالات متحده میتواند تأثیرات دیپلماتیک مثبتی ایجاد کرده و شانس موفقیت مذاکرات هستهای را تقویت کند، اما در عین حال میتواند روابط با اسرائیل را تحت فشار قرار دهد. این فشارها نیز به عنوان ابزاری میتواند به تغییر رفتار اسرائیل کمک کند. نتانیاهو در تلاش است تا مسائل موشکی را نیز در مذاکرات مطرح کند تا مشروعیت دیپلماتیک خود را حفظ کند. همچنین، جلوگیری از حمله میتواند به نفع اقتصاد جهانی باشد و از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند.
بر اساس پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول، رشد اقتصادی خاورمیانه در صورت عدم وقوع درگیری میتواند ۲ درصد افزایش یابد. بنابراین، ایالات متحده با این فشارها سعی دارد که اقتصاد جهانی را حفظ کند و زمینههای اقتصادی برای ایران را فراهم نماید. این رویکرد به دنبال دستیابی به نتایج اقتصادی مثبت علاوه بر تسهیل تجارت منطقهای و جلوگیری از رکود جهانی است.
در نهایت، فشار آمریکا بر اسرائیل برای جلوگیری از حمله به ایران را میتوان به عنوان تلاشی برای حفظ توازن قدرت در خاورمیانه تحلیل کرد. این رویکرد به آمریکا اجازه میدهد که منافع ملی خود را در اولویت قرار دهد و از درگیری نظامی که میتواند منابع را غیرمؤثر کند، اجتناب کند.دولت ایالات متحده به منظور جلوگیری از هستهای شدن سریعتر ایران، به تلاشهایی با تمرکز بر قطع تمایلات تهاجمی اسرائیل روی آورده است. درخواستهای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای اصول سختگیرانه، به نظر میرسد بخشی از برنامه اسرائیل برای تقویت جایگاه خود در منطقه باشد که این امر میتواند منجر به بیثباتی شود.
این تصمیمگیری در راستای محاسباتی دقیق شکل گرفته است که ایالات متحده با هدف حفظ شانس مذاکرات و جلوگیری از حملات نظامی، امنیت اسرائیل را نیز در نظر دارد. در این شرایط، دیپلماسی خلاقانه، نظیر میانجیگری عمان، میتواند به حفظ توازن در منطقه کمک کند و از ورود به جنگ پرهیز کند. همچنین، فشارهای ایالات متحده بر اسرائیل میتواند بهعنوان ابزاری برای کسب امتیازات از ایران و ارتقاء امنیت منطقه محسوب شود.
از نگاه دیگر، فشارهای ایالات متحده میتواند بهعنوان یک فرآیند منطقی و استراتژیک تحلیل شود، جایی که بازیگرانی چون ترامپ و نتانیاهو به دنبال حداکثرسازی منافع خود هستند. جلوگیری از حمله اسرائیل به ایالات متحده این امکان را میدهد که هزینههای اقتصادی ناشی از جنگ را کاهش دهد، در حالی که همچنان از مزایای دیپلماتیک برخوردار باشد. توافق موقت ممکن است بهعنوان نقطه تعادل میان طرفین مطرح شود، اما تهدیدهای اسرائیل میتواند پیچیدگیهایی را در این فرایند ایجاد کند و چشمانداز مذاکرات را با ابهام مواجه سازد.
در مجموع، فشار ایالات متحده بر اسرائیل عواقب استراتژیک، دیپلماتیک، اقتصادی و منطقهای زیادی خواهد داشت که میتواند مذاکرات را تقویت کند، هرچند ممکن است بر روابط با اسرائیل تأثیر منفی بگذارد. برای ایران، تأکید بر مواضع غیرقابل انعطاف میتواند فرصتهای موجود را از بین ببرد. بهنظر میرسد که یک توافق موقت با نظارت بینالمللی میتواند به کاهش تنشها و اعتمادسازی در منطقه کمک کند، چرا که عدم کنترل بر رفتارهای اسرائیل میتواند ریسک جنگهای منطقهای را افزایش دهد و ثبات خاورمیانه را تهدید کند.











