تماس با ما

جنگی بی‌سرانجام: پیروزی آمریکا در کدام نقطه است؟ / دولت سابق ترامپ هنوز اهداف خود در نبرد با ایران را تعیین نکرده است / هرج و مرج در فرآیند تصمیم‌گیری درباره جنگ

جنگی بی‌سرانجام: پیروزی آمریکا در کدام نقطه است؟ / دولت سابق ترامپ هنوز اهداف خود در نبرد با ایران را تعیین نکرده است / هرج و مرج در فرآیند تصمیم‌گیری درباره جنگ

**تحلیل گلاسر درباره اهداف متناقض دولت ترامپ در جنگ با ایران**

گلاسر، تحلیل‌گر و ستون‌نویس نشریه نیویورکر، در یادداشتی به بررسی اهداف متناقضی که دولت ترامپ پس از آغاز حمله به ایران مطرح کرده، پرداخته است. وی بر این باور است که این اهداف از تغییر رژیم و حمایت از مردم ایران گرفته تا نابودی توان موشکی و برنامه هسته‌ای، نشان‌دهنده فقدان انسجام و تعریف دقیق از اهداف جنگ است.

نویسنده تاکید کرده است که آمریکا در جنگی درگیر شده که هنوز تعریف مشخصی از پیروزی آن ارائه نشده است. به عقیده او، این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در جنگی پیروز شد در حالی که هدف‌ها به طور مداوم تغییر می‌کنند. گلاسر اشاره می‌کند که حتی در سخنان مقامات ارشد، این تعاریف دستخوش تغییر می‌شوند؛ از هدف اولیه تغییر رژیم به امیدهای کمرنگ‌تری تبدیل می‌شوند و رئیس‌جمهور به مهم‌ترین شعارهای آغازین خود اشاره‌ای نمی‌کند.

وی همچنین به شکاف میان لحن عمومی و واقعیت‌های میدانی اشاره کرده و افزود که در شرایطی که تلفات انسانی و گسترش درگیری‌ها در منطقه مشاهده می‌شود، رئیس‌جمهور از تحلیل پیامدهای این جنگ برای آمریکایی‌ها خودداری می‌کند. گلاسر این رفتار را نمونه‌ای از بی‌توجهی سیاسی می‌داند و آن را در تضاد با وعده‌های پیشین ترامپ مبنی بر پایان جنگ‌های بی‌پایان و اجتناب از درگیری‌های جدید می‌بیند.

این تحلیل‌گر به مفهومی به نام «منوی باز اهداف» اشاره می‌کند و به نقل از رابرت ستلوف توضیح می‌دهد که این نوع رویکرد به رئیس‌جمهور این امکان را می‌دهد که فارغ از نتیجه نهایی، تحقق اهداف خود را ادعا کند. به این ترتیب، پیروزی دیگر یک معیار عینی نیست و به روایتی سیاسی تبدیل می‌شود.

گلاسر به دو عامل اصلی این دگرگونی اشاره می‌کند؛ یکی تغییر مشاوران و پایداری افرادی که با صدای بلندتر حمایت می‌کنند و دیگری تحولات میدانی پس از آغاز جنگ. به اعتقاد وی، علت اصلی این زمان‌بندی بهره‌برداری از ضعف ایران و نه ایجاد واکنشی به تهدیدی فوری است.

وی همچنین به انگیزه‌های شخصی ترامپ اشاره کرده و می‌گوید که رهبری که می‌خواهد میراث سیاسی خود را به جا بگذارد، ممکن است وسوسه شود از فرصت سرنگونی رژیمی که مدت‌هاست چالش‌هایی را ایجاد کرده، بهره‌برداری کند. گلاسر این رویکرد را در راستای تمایل ترامپ به نمایش‌های نظامی و استفاده‌های کم‌هزینه از نیروی نظامی می‌داند.

در نهایت، او جنگ را چیزی فراتر از یک اقدام نظامی، بلکه یک قمار سیاسی توصیف می‌کند که در آن تعریف هدف به اندازه نتیجه میدان اهمیت دارد. از نگاه او، وقتی دولت نمی‌تواند یا نمی‌خواهد به روشنی علت ورود به جنگ و مفهوم پیروزی را توضیح دهد، آسیب‌های واقعی فراتر از میدان جنگ و در فرسایش دموکراسی و حاکمیت قانون خواهد بود.رئیس‌جمهوری که پیش از این وعده پایان جنگ‌های بی‌پایان را داده بود، اکنون خود به آغازگر یک درگیری جدید تبدیل شده است. به نظر می‌رسد این اقدام بیشتر از آنکه پاسخی به تهدیدات فوری باشد، از ضعف کنونی ایران بهره‌برداری می‌کند.

تغییر در تیم مشاوران نیز از عواملی است که به این تصمیم کمک کرده است. جایگزینی مشاوران محتاط با افرادی همسو و تأییدگر در روند تصمیم‌گیری به چشم می‌خورد.

علاوه بر این، نویسنده اشاره می‌کند که جنبه‌های شخصی و تمایل به ثبت دستاوردی تاریخی و نمایش قدرت نظامی در پس این تصمیم وجود دارد.

منبع: نیویورکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *