تماس با ما

بررسی دو سمتگی مواضع کشورهای عربی در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران: تفاوت‌های مشهود میان عربستان و امارات با قطر و عمان

بررسی دو سمتگی مواضع کشورهای عربی در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران: تفاوت‌های مشهود میان عربستان و امارات با قطر و عمان

**شکاف عمیق در شورای همکاری خلیج فارس: تفاوت رویکرد عربستان و قطر در قبال تنش‌ها با ایران**

در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش گسترده تهران، کشورهای عربی به دو دسته تقسیم شده‌اند که این موضوع شکاف عمیقی در شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی با پیش‌دانستن از عملیات، به نوعی حمایت پنهان از اقدام مذکور نشان داده‌اند، در حالی که قطر و عمان به عنوان میانجی، به تشدید تنش‌ها اعتراض کرده‌اند. این بحران ناشی از رقابت‌های تاریخی، نگرانی‌های امنیتی و منافع اقتصادی است و پس از توافق اخیر ریاض-تهران بار دیگر به سطح بالایی رسید.

اطلاعات نشان می‌دهد عربستان از پیش از حمله مطلع بود، اما به صورت علنی واکنش نشان نداد و پس از پاسخ ایران، به متحدان خود هشدار داد از تشدید تنش پرهیز کنند. طبق گزارش «میدل ایست آی»، محمد بن سلمان در گفت‌وگوهای خصوصی با رهبران بحرین، کویت، قطر و امارات تأکید کرد که باید از اقداماتی که ممکن است ایران را تحریک کند، اجتناب شود. همچنین عمان که در گذشته به عنوان میانجی عمل کرده بود، پس از حمله، بر لزوم یافتن «راه‌های خروج» از بحران تأکید کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که ریاض و ابوظبی به دلیل نگرانی از نفوذ نیابتی ایران و تلاش برای کنترل بلندمدت آن، در این موضوع موضعی نزدیک به آمریکا و اسرائیل اتخاذ کرده‌اند. در مقابل، دوحه و مسقط بر حفظ ثبات تجاری و میانجی‌گری تأکید دارند. این اختلاف، به تهران اجازه می‌دهد تا از طریق دیپلماسی انتخابی، فشارها را کاهش دهد.

در این میان، ابوظبی نیز با انتقاد از حملات ایران به زیرساخت‌های خود، بر حق پاسخ تأکید کرده است، هرچند که از سوی دیگر برنامه‌های امنیتی با ایالات متحده را کاهش نداده است. عربستان نیز نگرانی‌هایی جدی درباره تأثیر منفی این تنش‌ها بر صادرات نفت — که بخش عمده‌ای از تولید ناخالص داخلی‌ این کشور را تشکیل می‌دهد — دارد.

در سمت مقابل، عمان بر تلاش‌های دیپلماتیک پافشاری می‌کند و به رغم حملات اخیر به زیرساخت‌های خود، به ادامه دیپلماسی و برقراری آتش‌بس فوری تأکید دارد. همچنین قطر، به عنوان کشور میزبان پایگاه نظامی آمریکا، به محکومیت اعمال ایران پرداخته و بر اصل میانجی‌گری تأکید کرده است.

این رویکردهای متضاد میان کشورهای عربی نه تنها موقعیت سیاسی و اقتصادی در منطقه را تحت تأثیر قرار داده بلکه مباحثات و دیپلماسی را به چالش کشیده است.**با توجه به گزارش‌های اخیر، ایست آی** نشان می‌دهد که قطر در تماس‌های اولیه ترامپ با تمیم بن حمد، بر ضرورت اجتناب از درگیری مستقیم با ایران تأکید کرده است. حماد بن جاسم، نخست‌وزیر سابق قطر، در این زمینه هشدار داده که «درگیری مستقیم با ایران منابع هر دو طرف را تحت تأثیر قرار خواهد داد.» این شرایط موجب نگرانی دوحه از اختلال در صادرات گاز و همچنین نگرانی مسقط از تجارت با ایران شده است.

### آثار دیپلماتیک و سیاسی شکاف عربی بر وضعیت ایران

شکاف موجود در کشورهای عربی تا حد زیادی منجر به کاهش انزوای دیپلماتیک ایران شده است. در حالیکه عربستان و امارات به طور غیرمستقیم حملات را پذیرفته‌اند و جبهه‌ای برای مهار ایران تشکیل داده‌اند، میانجی‌گری قطر و عمان کانال‌های ارتباطی جدیدی برای تهران باز کرده است. بر اساس گزارش «میدل ایست آی»، پیام بن سلمان برای «اجتناب از تحریک» به نفع ایران بوده و باعث جلوگیری از حمایت هماهنگ قطر از عملیات نظامی آمریکا شده است. عمان نیز به عنوان میانجی سابق، همچنان گزینه‌هایی برای حل مشکلات ارائه می‌دهد و به ایران این امکان را می‌دهد که بدون از دست دادن وجهه دیپلماتیک، به مذاکرات بپردازد.

از سوی دیگر، این شکاف به ایران اجازه می‌دهد تا به طور جداگانه با کشورهای مختلف تعامل کند؛ فشار اقتصادی بر ریاض از طریق حوثی‌ها و تقویت روابط با عمان نمونه‌ای از این استراتژی است. گزارشی از «آتلانتیک کانسیل» اشاره کرده که حمله ایران به دقم در عمان، «اصل میانجی‌گری» را هدف قرار داد، اما واکنش عمان کماکان بر دیپلماسی متمرکز بوده و به سمت جنگ نرفته است.

### تاثیرات اقتصادی و امنیتی تقسیم‌بندی عربی بر ایران

در نهایت، چنددستگی کشورهای عربی موجب ایجاد مزایای اقتصادی و امنیتی برای ایران شده است. عدم همبستگی کامل میان اعراب، مانع از اعمال تحریم‌های هماهنگ جدید یا بستن تنگه هرمز از طریق فشار جمعی شده است. گزارشی از «بی‌بی‌سی» خاطرنشان کرده که عربستان هراس از اختلال در صادرات دارد، اما به دلیل پیام‌های داخلی بن سلمان از اقدام تهاجمی خودداری کرده است؛ این امر به ایران این امکان را داده که صادرات نفت خود را (هرچند به مقدار محدود) حفظ کند.

حملات انتخابی ایران به امارات، که شامل بیش از ۱۵۰ موشک بود، همچنین به اقتصاد دبی آسیب زد، اما ریاض کمتر هدف قرار گرفت که نشان‌دهنده محاسبات دقیق تهران در راستای شکاف بین کشورهای عربی است. علاوه بر این، میانجی‌گری عمان به عنوان یک کانال پشتی برای کاهش تنش عمل کرده و به نوعی حمایت پنهان سعودی و اماراتی را خنثی کرده است. در مجموع، رویکرد دوگانه عربی در برابر ایران که شامل حمایت غیررسمی ریاض و ابوظبی و همچنین میانجی‌گری دوحه و مسقط است، به نفع تهران تمام شده است. گزارش‌های «الجزیره» و اظهارات البوسعیدی تأکید دارند که این شرایط می‌تواند فرصت‌های دیپلماتیک جدیدی را ایجاد کند و امیدها برای دیپلماسی هدفمند بین قطر، عمان و بهره‌برداری از احتیاط سعودی، وضعیت کنونی را به نفع ایران تغییر دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *