**خبر فوری -** رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در آغاز تجاوز به ایران، مدرسهای در میناب را بمباران کرده و جان بیش از 160 کودک را گرفتند. این عمل به شدت در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت و حقوقدانان بینالملل به اجماع بر این عقیدهاند که این عمل جنایت جنگی محسوب میشود و خواستار تحقیق و مجازات عاملان آن شدند. در حادثهای دیگر، ارتش ایالات متحده ناو دنا را در خارج از منطقه درگیری غرق کرده و در نقض تعهدات بینالمللی، خدمه ایرانی آن را بدون کمک رها کرد تا جان خود را از دست دهند. جنایات این دو کشور تنها به این مسائل محدود نشده و در دوران جنگ، مردم آثار گسترده آن را تجربه کردهاند. این مقاله میکوشد مفهوم «جنایت جنگی» و پیامدهای آن در حقوق بینالملل را تبیین کرده و دلایل وقوع آن در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی را نشان دهد.
در درجه اول، باید دانست که تمامی کشورهای جهان موظف به رعایت اصول حقوق بشردوستانه در زمان جنگ و درگیریهای مسلحانه هستند. این تعهدات در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی مشخص شده و رعایت آنها برای تمامی کشورها الزامی است. این کنوانسیونها به موضوعات مختلفی از جمله رفتار با غیرنظامیان، قواعد حملات نظامی و اشغال سرزمینها پرداختهاند.
هرگونه نقض جدی حقوق بشردوستانه در اصطلاح به عنوان «جنایت جنگی» شناخته میشود. این نقض، به معنای ایجاد خطر برای افرادی است که تحت حمایت قرار دارند و غالباً با آسیبهای جسمی یا مالی همراه است. بر اساس اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری لاهه، جنایت جنگی شامل نقضهای فاحش کنوانسیونهای ژنو است، مانند کشتن عمدی غیرنظامیان و تخریب اموال غیرنظامی. همچنین، این اساسنامه نقضهای جدی دیگری را هم شامل میشود.
نمونههایی از جنایات جنگی که رژیم صهیونیستی و آمریکا مرتکب شدهاند، شامل حملات عمدی به افراد و اشیای غیرنظامی، مانند پالایشگاهها و بناهای تاریخی، میباشد. در ادامه، به برخی اصول کلی از حقوق بشردوستانه اشاره خواهد شد که نشان میدهد چگونه این دو کشور این اصول را نقض میکنند.
یکی از مهمترین اصول، تمایز بین نظامی و غیرنظامی است، که به معنای محدود کردن حملات به اهداف نظامی است. هدف نظامی به اشیایی اطلاق میشود که به علت ویژگی یا موقعیت خود در عملیات نظامی مؤثر هستند. افراد غیرنظامی شامل تمامی کسانی است که در جنگ شرکت ندارند، و هدف قرار دادن آنها به عنوان جنایت جنگی تلقی میشود.
اصل مهم دیگر، اصل تناسب است، که به محدودیت جبران تلفات غیرنظامی در جنگها توجه دارد. تدوینکنندگان حقوق جنگ به این واقعیت واقف بودهاند که نمیتوان تلفات غیرنظامیان را کاملاً از بین برد؛ بنابراین، لازم است که هدفهای نظامی با احتیاط مورد ارزیابی قرار گیرند تا از آسیب به غیرنظامیان جلوگیری شود.در جریان درگیریها، احتمال آسیب به غیرنظامیان وجود دارد، اما این امر به معنای مجوزی برای ارتکاب اقدامات غیرقانونی نیست. بر اساس بند پنج از ماده پنجاهویک پروتکل الحاقی اول کنوانسیون ژنو، هرگونه حملهای که میزان خسارات جانبی آن—نظیر آسیب به غیرنظامیان و اموال غیرنظامی—بیش از مزیت نظامی مورد انتظار باشد، غیرقانونی است. به عنوان مثال، حتی اگر ادعای یکی از طرفین درگیری درباره وجود تعدادی سرباز یا مهمات در یک مدرسه مطرح باشد، این مسئله هیچ توجیهی برای کشتن 160 دانشآموز نمیشود و چنین حملهای میتواند به عنوان جنایت جنگی شناخته شود. خسارات جانبی باید در تناسب با مزیت نظامی حاصل از حمله باشند.
اصل ضرورت نظامی نیز در حقوق بشردوستانه اهمیت بالایی دارد، به این معنا که استفاده از زور تنها تا حدی مجاز است که برای دستیابی به اهداف نظامی مشروع لازم باشد. با توجه به این اصول، حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده که به طور مستقیم افراد غیرنظامی و زیرساختهای غیرنظامی—از جمله مدارس، بیمارستانها، ورزشگاهها، مساجد، خیابانها و مناطق مسکونی—را هدف قرار داده است، به وضوح مصداق جنایت جنگی خواهد بود.
عمل جرمی که در راستای جنایت جنگی صورت گیرد میتواند به مسئولیت کیفری فردی منجر شود، شامل افرادی که دستور چنین اقداماتی را صادر کردهاند یا بهطور مستقیم آنها را انجام دادهاند، بر اساس قوانین مربوط به مسئولیت. ماده 49 کنوانسیون اول ژنو، دولتهای عضو را ملزم میکند تا به جستجوی افرادی که مظنون به نقضهای فاحش این کنوانسیونها هستند بپردازند و آنها را تعقیب کنند، بدون توجه به تابعیتشان. بنابراین، اگر این افراد وارد کشورهای دیگر شوند، امکان بازداشت و تعقیب قانونی آنها وجود دارد تا عدالت درباره متجاوزان و جنایتکاران جنگی صهیونیست و آمریکایی محقق شود.
**دانشجوی دکتری حقوق بینالملل دانشگاه آکسفورد**











