تماس با ما

**آینده ایران در سایه جنگ آمریکا و اسرائیل: تحلیل اهداف واشنگتن**

خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از رسول سلیمی گزارش می‌دهد که قبل از اتمام جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از مباحث داغ و جنجالی مربوط به هدف نهایی واشنگتن در این تنش‌ها است. آیا آمریکا تنها به دنبال کاهش قدرت نظامی و هسته‌ای ایران است، یا در پی تغییر نظام سیاسی این کشور نیز هست؟ پاسخ این سؤال هم در اظهارات مقامات آمریکایی و هم در نظرات شرکای منطقه‌ای آمریکا قابل یافتن است.

در روزهای ابتدایی جنگ، دو روایت متضاد از طرف واشنگتن مطرح شد. از یک سو، پیام‌هایی از رئیس‌جمهور سابق دونالد ترامپ منتشر گردید که مردم ایران را به «تصرف حکومت» ترغیب می‌کرد. از سوی دیگر، مقامات ارشد دولتی نظیر پیت هگست، وزیر دفاع، به وضوح اعلام کردند که «این جنگ تغییر رژیم نیست». تحلیلگران بر این باورند که این تناقض نه نشانه‌ای از عدم برنامه‌ریزی، بلکه بخشی از یک استراتژی هدفمند برای ایجاد فضای ابهام و افزایش فشار به تهران بدون پذیرش مسئولیت تغییر حکومت است.

یکی از دلایل قوی برای اثبات تمایل آمریکا به تغییر نظام، اظهارات ترامپ است. او در یک پیام ویدیویی به مردم ایران گفت: «وقتی همه‌چیز تمام شد، دولت‌تان را بگیرید». این بیانات فراتر از انتقاد به یک حکومت، دعوت به کنش برای تغییر است. همچنین، او در گفتگویی با نیویورک تایمز به چندین گزینه برای رهبری آینده ایران اشاره کرد، که نشان می‌دهد واشنگتن علاوه بر پیگیری برنامه‌های هسته‌ای، به سناریوهای جایگزینی نظام نیز فکر می‌کند.

در پاسخ به این تحلیلات، مقامات دولت ترامپ موضعی متفاوت اتخاذ کرده و تأکید کردند که این جنگ به منظور تغییر رژیم نیست. هگست در اظهارات خود به تغییر رژیم پرداخته و نتیجه را مثبتی برای جهان دانست. اما منتقدان متذکر می‌شوند که اگر هدف واقعی تغییر رژیم بود، باید طرح‌هایی برای مدیریت پس از سقوط حکومت وجود می‌داشت که تاکنون دیده نشده است.

از طرف دیگر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نگرانی‌های قابل توجهی از تغییر نظام در ایران دارند. شورای روابط خارجی در گزارشی تأکید کرده که این کشورها به دلیل ترس از بی‌ثباتی در جامعه خود، موضعی منفی در برابر تغییر حکومت ایران اتخاذ کرده‌اند. استیون کوک، تحلیلگر ارشد این شورا، اشاره می‌کند که در شرایط کنونی، عرب‌ها باور دارند که امکان سقوط حکومت ایران وجود دارد، اما نگران پیامدهای ناشی از آن برای امنیت خود هستند.

این ترس‌ها ناشی از چندین عامل است، از جمله احتمال تجزیه ایران و ماجراهای آن برای همسایگانش، که می‌تواند موجب افزایش بی‌ثباتی در منطقه شود.تهران ممکن است به افزایش تنش‌های قومی و مذهبی در کشورهای همسایه خود کمک کند.

وزیر خارجه بحرین، خالد بن محمد آل خلیفه، به وضوح اعلام کرده است که بروز تغییرات ناگهانی می‌تواند ریسک تجزیه را به دنبال داشته باشد و چنین شرایطی برای هیچ‌کس مطلوب نیست.

در همین حال، کشورهای عربی از تضعیف ایران خوشحال هستند، اما خطر نابودی کامل این کشور به وجود آمدن یک خلأ قدرتی را به همراه دارد که ممکن است رقابت‌های جدید و مخاطره‌آمیزی را شکل دهد. به همین دلیل، عربستان و امارات که در سال‌های اخیر به دنبال کاهش تنش‌ها با ایران بوده‌اند، اکنون نگران از دست رفتن پیشرفت‌های خود هستند. این دو کشور فعالیت‌های شدیدی را علیه حمله به ایران و سناریوی تغییر رژیم انجام داده‌اند و حتی قطر و عمان که به عنوان میانجی عمل می‌کنند، به هیچ وجه مایل به فروپاشی ایران نیستند.

با بررسی این شواهد، می‌توان دریافت که یک تناقض آشکار بین خواست شخصی دونالد ترامپ و سیاست‌های معمولی دولت او وجود دارد. در حالی که ترامپ خواهان «تسلیم بی‌قیدوشرط» و حتی نابودی رژیم ایران است، تیم اجرایی او به این واقعیت آگاه است که این goals نه تنها غیرقابل دستیابی بلکه هزینه‌بر خواهد بود.

همچنین، مخالفت متحدان عربی به عنوان یک مانع بزرگ در برابر هر گونه سناریوی تغییر رژیم به شمار می‌آید. کشوری که متحدانش از عواقب فروپاشی ایران نگرانی دارند، نمی‌تواند چنین مسیری را به راحتی طی کند.

بنابراین، سناریوی محتمل‌تر برای آینده که از سوی آمریکایی‌ها دنبال می‌شود، نه تغییر رژیم، بلکه «تغییر رفتار» با تضعیف شدید توانایی‌های ایران و حفظ تحریم‌ها تا رسیدن به یک توافق سخت‌تر است. هدف، تضعیف ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای نه نابودی آن به‌عنوان یک دولت-ملت است، چرا که اعراب با یک ایران ضعیف و تحت فشار می‌توانند کنار بیایند، اما با یک ایران تجزیه‌شده یا درگیر جنگ داخلی هرگز نخواهند توانست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *