وبسایت خبری
خبردونی

از حمایت‌های قوی کاخ سفید تا تنش‌های جنگی ایران؛ مرور روابط متلاطم ترامپ و نتانیاهو در پرمایه‌ترین مقاطع خاورمیانه.

از حمایت‌های قوی کاخ سفید تا تنش‌های جنگی ایران؛ مرور روابط متلاطم ترامپ و نتانیاهو در پرمایه‌ترین مقاطع خاورمیانه.

**خبرگزاری – محمد عارف معزی:** در صبح روز 20 ژانویه 2025، دونالد ترامپ برای دومین بار به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده سوگند یاد کرد. انتظار می‌رفت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از بازگشت او به کاخ سفید به گرمی استقبال کند. نتانیاهو در دوران نخست‌وزیری ترامپ، دستاوردهای مهمی همچون انتقال سفارت آمریکا به قدس، شناسایی حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان و توافق‌های ابراهیم را شاهد بود و اکنون امیدوار بود که دوره دوم ترامپ با فشار حداکثری به ایران و حمایت از تل‌آویو ادامه یابد.

رسانه‌های آمریکایی خبر دادند که روابط ترامپ و نتانیاهو، که در پی تبریک نتانیاهو به جو بایدن دچار سردی شده بود، مجدداً به حالت عادی خود بازگشته است. به گفته خبرگزاری **رویترز**، تیم سیاست خارجی ترامپ، موضوع ایران را در صدر اولویت‌های امنیت ملی قرار داده و اسرائیل امیدوار است که این تغییر منجر به افزایش فشارها بر تهران شود.

با این حال، دولت دوم ترامپ تلاش کرد تا تعادلی میان حمایت از اسرائیل و جلوگیری از ورود آمریکا به جنگی جدید در خاورمیانه برقرار کند؛ امری که به نقطه اختلاف بین ترامپ و نتانیاهو تبدیل شد.

**نخستین تماس؛ احیای اتحاد قدیمی**

چند روز پس از آغاز دولت جدید، ترامپ در اولین تماس تلفنی با نتانیاهو، بر اهمیت «امنیت اسرائیل» تأکید کرد. دفتر نتانیاهو اطلاع داد که در این گفت‌وگوها پیرامون ایران، غزه، لبنان، و عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی بحث شده است.

**اکسیوس** به نقل از منابع آمریکایی گزارش کرد که نتانیاهو از ترامپ خواسته تا موضوع ایران در مرکز نگرانی‌های مشترک دو کشور قرار گیرد و از فشار حداکثری به عنوان تنها راه برای مذاکرات با تهران یاد کرده است. از سوی دیگر، برخی مقامات کاخ سفید اعلام کردند که ترامپ تمایل به آغاز جنگ جدید در خاورمیانه ندارد و به ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر اعتقاد دارد.

این تفاوت دیدگاه، هرچند در آن moment نمایان نبود، اما می‌تواند نشانه‌ای از فاصله گرفتن رهبری دو کشور باشد.

**نخستین دیدار در کاخ سفید؛ اتحاد یا شکاف؟**

در 4 فوریه 2025، نتانیاهو به عنوان نخستین رهبر خارجی وارد کاخ سفید شد، سفری که به عنوان نشانه‌ای از جایگاه ویژه اسرائیل در سیاست خارجی دولت جدید تفسیر شد. در کنفرانس خبری مشترک، ترامپ بر این نکته تأکید کرد که «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد»، در حالی که نتانیاهو به هماهنگی کامل دو کشور در مواجهه با تهدیدهای ایران اشاره کرد.

با این حال، گفتگوها در پشت درهای بسته پیچیده‌تر از آنچه به تصویر کشیده شد بود. به زعم **نیویورک‌تایمز**، نتانیاهو به دنبال قانع کردن ترامپ در مورد ناکافی بودن فشار اقتصادی برای مهار ایران بود و بر لزوم باقی ماندن گزینه نظامی تأکید کرد. ترامپ اما بر این نکته پافشاری کرد که هرگونه اقدام نظامی باید آخرین گزینه باشد، چرا که درگیری مستقیم آمریکا در جنگ‌های منطقه‌ای می‌تواند به اقتصاد داخلی آسیب بزند.### بازگشت تحریم‌ها با «فشار حداکثری ۲»

در پی دیدار بین نتانیاهو و ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با امضای یک یادداشت که اجرای دوباره سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران لازم الاجرا می‌کند، به این رویکرد بازگشت. وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین تحریم‌های جدیدی را علیه شبکه‌های فروش نفت، شرکت‌های کشتیرانی و نهادهای مالی مرتبط با ایران وضع کرد. خبرگزاری آسوشیتدپرس این اقدام را «احیای سیاست فشار حداکثری نخست ترامپ» نامید. در اسرائیل، این تصمیم با استقبال خوبی مواجه شد و روزنامه تایمز آو اسرائیل به وضوح اشاره کرد که ترامپ هنوز همان رئیس‌جمهور مورد نظر اسرائیل است. با این حال، برخی تحلیلگران در واشنگتن به این موضوع اشاره کردند که فشار اقتصادی ممکن است بدون دیپلماسی مؤثر، به رویارویی نظامی منجر شود.

### احتمال مذاکره و نگرانی‌های تل‌آویو

چند هفته پس از اعمال تحریم‌ها، رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند که دولت ترامپ از طریق چند کشور منطقه‌ای از جمله عمان، در حال بررسی برقراری تماس‌های غیرمستقیم با ایران است. رویترز و آکسیوس اعلام کردند که کاخ سفید در تلاش است که به موازات حفظ فشار اقتصادی، کانال‌های ارتباطی با تهران را باز نگه دارد. این خبر، واکنش‌های منفی را در دولت نتانیاهو به‌دنبال داشت. طبق گزارش هاآرتص، مقامات امنیتی اسرائیل نگران بودند که ترامپ ممکن است مذاکره را به گزینه نظامی ترجیح دهد. کاخ سفید هرگز این گزارش‌ها را تأیید نکرد اما اتفاق نظر رسانه‌های اسرائیلی نشان‌دهنده پیام خاصی بود.

### افتراق در مورد غزه

درکنار موضوع ایران، اختلافات میان دو طرف درباره آینده جنگ غزه نیز کم‌کم نمایان شد. اگرچه ترامپ همچنان از حق اسرائیل برای دفاع دفاع می‌کرد، اما در محافل خصوصی بارها ابراز نگرانی کرده بود که ادامه جنگ هزینه‌های سنگینی بر دوش آمریکا بگذارد. روزنامه واشنگتن‌پست به نقل از منابع کاخ سفید گزارش داد که ترامپ از تیم امنیت ملی خود خواسته بود تا راهکارهایی برای پایان دادن به جنگ و آغاز بازسازی غزه بررسی کنند. این در حالی است که نتانیاهو بر تداوم عملیات نظامی تأکید داشت. در نهایت، برخی تحلیلگران اسرائیلی از احتمال بروز شکاف در روابط میان دو رهبر یاد کردند، شکافی که به‌نظر می‌رسید در حال گسترش است.

### سفر مجدد نتانیاهو و تلاش برای پاسخگویی

اوایل آوریل ۲۰۲۵، نتانیاهو دوباره به واشنگتن سفر کرد. این سفر در شرایطی انجام شد که گزارش‌هایی درباره تلاش‌های آمریکا برای آغاز گفت‌وگوهای غیرمستقیم با ایران منتشر شده بود. پیش از این دیدار، رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند که نخست‌وزیر قصد دارد ترامپ را متقاعد کند که پیش‌شرط هرگونه مذاکره با تهران، فشار بیشتر و حفظ گزینه نظامی باشد. اما برخلاف انتظارات تل‌آویو، ترامپ به‌طور علنی از احتمال دستیابی به توافق با ایران سخن گفت و تأکید کرد: «ترجیح می‌دهم توافقی قوی داشته باشیم تا اینکه وارد جنگ شویم.» این جمله به عنوان نقطه عطفی در روابط میان دو رهبر تلقی شد، که دیگر صرفاً بر اساس توافق کامل استوار نبود.**اختلافات تهران و واشنگتن از منظر ترامپ و نتانیاهو به چالشی جدی تبدیل شده است**

اختلافات میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، به تدریج به چالشی مهم در روابط شخصی و سیاسی آنان تبدیل شده است. نقطه آغاز این تنش‌ها را می‌توان دیدار دوم نتانیاهو با ترامپ در کاخ سفید دانست که نشان داد اختلاف اصلی نه به خود ایران، بلکه به روش‌های مقابله با آن مربوط می‌شود.

ترامپ، که در دوره انتخاباتی خود به عدم ورود آمریکا به “جنگ‌های بی‌پایان” تأکید کرده بود، در تلاش است تا در میان فشار حداکثری و دیپلماسی تعادل برقرار کند. اما نتانیاهو بر این باور است که هرگونه مذاکره تنها به ایران فرصت می‌دهد که قدرت اقتصادی و هسته‌ای خود را بازسازی کند. این تفاوت رویکردها موجب ایجاد تنش در روابط دو رهبر شده است.

**بازگشت عمان به عرصه دیپلماسی**

در نیمه نخست سال 2025، گزارش‌های متعددی از برخی رسانه‌ها از آغاز تماس‌های غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری عمان خبر داد. عمان، به عنوان یک میانجی‌گر قدیمی، بار دیگر در حال ایفای نقشی کلیدی در این زمینه است. در حالی که دولت ترامپ از اظهارنظر رسمی درباره این تماس‌ها خودداری کرده، منابع آمریکایی تأیید کرده‌اند که کاخ سفید به دنبال “توافقی متفاوت از برجام” است که هم جنبه‌های هسته‌ای را در بر گیرد و هم به موضوع فعالیت‌های منطقه‌ای ایران بپردازد. این رویکرد برای رژیم صهیونیستی مطلوب نیست.

**تنش‌های نتانیاهو و هشدارها درباره مذاکره**

رسانه‌های اسرائیلی گزارش می‌دهند که نتانیاهو در تماس‌های خود با ترامپ، نسبت به هرگونه نرمش در برابر ایران هشدار داده است. وی بر این باور است که فشار اقتصادی و تهدید نظامی باید بطور همزمان ادامه یابد تا ایران مجبور به عقب‌نشینی شود. یک مقام اسرائیلی نزد رسانه‌ها ابراز کرد که مشکل اصلی نمی‌تواند مذاکره باشد، بلکه ایران از این مذاکره برای زمان‌خریدن استفاده می‌کند.

**نقش استیو ویتکاف در تغییر معادلات**

در این شرایط، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ به خاورمیانه، به عنوان فردی کلیدی در تعیین سیاست‌های آمریکا در این حوزه شناخته می‌شود. ویتکاف که سابقه‌ای در مذاکرات مربوط به غزه و آزادی گروگان‌ها دارد، به عنوان کانال اصلی ارتباطی کاخ سفید با کشورهای منطقه عمل می‌کند. وی بر این باور است که هنوز فرصتی برای جلوگیری از یک درگیری بزرگ وجود دارد و باید از ظرفیت‌های عمان، قطر و عربستان برای کاستن از تنش‌ها بهره برد. این رویکرد در اسرائیل با تردید مواجه شده است و رسانه‌ها نگرانی‌های واشنگتن را بیشتر ناشی از ترس از بروز جنگ‌های منطقه‌ای می‌دانند.

**اختلافات همچنان در پس پرده**

تا اواخر بهار 2025، اختلافات میان واشنگتن و تل‌آویو به اندازه‌ای در حال افزایش است که تحلیلگران از این وضعیت به عنوان “شکاف خاموش” یاد می‌کنند. این تنش‌ها، نه تنها بر روابط دو کشور تأثیر می‌گذارد، بلکه بر فضای منطقه‌ای نیز سایه افکنده است.**به نقل از منابع خبری**

در گزارشی از روزنامه **هاآرتص** با عنوان «آیا رابطه ترامپ و نتانیاهو رو به افول است؟»، به تحلیل تغییرات در روابط این دو رهبر پرداخته شده است. این روزنامه تصریح می‌کند که ارتباطات بین آن‌ها دیگر مشابه سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ نیست. به نظر می‌رسد ترامپ هنوز اسرائیل را نزدیک‌ترین هم‌پیمان آمریکا در منطقه می‌داند، اما از ورود به جنگ مستقیم با ایران امتناع می‌کند.

**نیویورک‌تایمز** نیز در گزارشی مشابه اشاره کرده است که رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر چیز نگران عواقب احتمالی هرگونه درگیری جدی بر اقتصاد آمریکا و نظرسنجی‌های عمومی است.

**پرونده غزه؛ عاملی برای تنش‌های بیشتر**

در همین راستا، جنگ غزه به یکی از عوامل افزایش تنش میان دو طرف تبدیل شده است. دولت ترامپ به ارسال کمک‌های نظامی به اسرائیل ادامه داد، اما در عین حال به دنبال برقراری آتش‌بس و شروع فرآیند بازسازی بود. این رویکرد از سوی نتانیاهو به عنوان نوعی فشار سیاسی بر کابینه‌اش تلقی می‌شود. به گزارش **واشنگتن‌پست**، برخی مشاوران ترامپ بر این باور بودند که ادامه همزمان جنگ غزه و تنش با ایران می‌تواند آمریکا را به وضعیت بحرانی سوق دهد.

**اسرائیل و تأثیرگذاری بر کنگره**

در حین تماس‌های دیپلماتیک، اسرائیل به رایزنی با اعضای کنگره، به‌ویژه جمهوری‌خواهان نزدیک به ترامپ، پرداخته است تا هرگونه توافق احتمالی با ایران را با مخالفت جدی مواجه کند. این تحولات یادآور سال ۲۰۱۵ است که نتانیاهو بدون هماهنگی با اوباما در کنگره آمریکا علیه برجام سخنرانی کرد. تحلیلگران معتقدند که نخست‌وزیر اسرائیل هنوز بر این باور است که می‌تواند از کنگره برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور در مواجهه با ایران استفاده کند.

**موضع ترامپ؛ جنگ نمی‌خواهم**

ترامپ در یکی از موضع‌گیری‌های کلیدی خود به خبرنگاران اعلام کرد که خواهان موفقیت ایران است، اما هرگز اجازه نخواهد داد که به سلاح هسته‌ای دست یابد. این اظهارات بازتاب گسترده‌ای داشت و تحلیلگران آن را به‌عنوان حفظ سیاست فشار، با تمایل به توافق و نه جنگ تفسیر کردند. اما این سخنان در تل‌آویو با احتیاط مورد توجه قرار گرفت و برخی تحلیلگران اسرائیلی هشدار دادند که ممکن است رئیس‌جمهور آمریکا به توافقی تن دهد که برای مهار بلندمدت ایران کافی نباشد.

**اختلاف دیدگاه درباره زمان**

یکی از نکات کلیدی که در گزارش‌های تحلیلی **فارن افرز** و **فایننشیال تایمز** نیز مورد بحث قرار گرفت، اختلاف نظر دو رهبر درباره عنصر زمان بود. ترامپ معتقد بود که فشار اقتصادی همراه با مذاکرات تدریجی می‌تواند تهران را به امتیازدهی وادار کند، در حالی که نتانیاهو بر این باور بود که هر تأخیر، فرصت بیشتری برای پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران فراهم می‌کند و خواهان اقدام سریع‌تر و قاطع‌تر بود.

**خاتمه یک دوره و آغاز مرحله‌ای نوین**تا پایان تابستان ۲۰۲۵، روابط بین دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به وضوح دچار تحولات قابل توجهی شد و دیگر با روابط بی‌اختلاف آغازین دولت دوم ترامپ قابل مقایسه نبود. در حالی که پشتیبانی سیاسی، نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده از اسرائیل ادامه داشت، در باطن، یک شکاف آرام در حال شکل‌گیری بود که نه بر سر اصول مقابله با ایران، بلکه حول چگونگی مدیریت این چالش ایجاد شده بود.

تحلیلگران اجتماعی در آمریکا بر این باورند که این اختلافات تاکتیکی، در صورت تشدید تنش‌های منطقه‌ای، به یک آزمون جدی برای روابط شخصی دو رهبر تبدیل خواهد شد. این آزمون می‌تواند نشان دهد که آیا اتحاد استراتژیک بین واشنگتن و تل‌آویو می‌تواند بر مشکلات تاکتیکی غلبه کند یا خیر.

دوران آغازین دولت دوم ترامپ به نظر می‌رسید که شامل تلاش برای بازسازی روابط شخصی با نتانیاهو باشد، اما با شروع درگیری مستقیم بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران، این روابط وارد مرحله‌ای حساس‌تر شد. این مرحله، نخستین باری بود که اختلافات میان دو رهبر در تصمیمات امنیتی و نظامی نمود پیدا کرد. با وجود اینکه آمریکا و اسرائیل به طور مشترک ایران را به عنوان بزرگ‌ترین تهدید امنیتی منطقه در نظر می‌گرفتند، اما در مورد دامنه جنگ و مسیر پس از آن، اختلافات جدی بوجود آمد.

در هفته‌های ابتدایی بحران، نتانیاهو سعی در متقاعد کردن دولت ترامپ داشت که عملیات نظامی تنها زمانی موفق خواهد بود که به تغییر واقعی موازنه قدرت در منطقه منجر شود. به گزارش رسانه‌ها، نخست‌وزیر اسرائیل بر لزوم استمرار فشار بر ایران تأکید می‌کرد، در حالی که منابع نزدیک به کاخ سفید اشاره می‌کردند ترامپ نگران تبدیل این درگیری به یک جنگ فرسایشی بود.

با ادامه بحران، کشورهای منطقه مانند عمان و قطر در تلاش برای کاستن از تنش‌ها فعال شدند و چین نیز بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ تأکید می‌کرد. این تلاش‌ها زمینه‌ساز شکل‌گیری چارچوبی برای مذاکرات سیاسی به منظور پایان درگیری شده بود.

در نهایت، بی‌نتیجه نماند و پس از هفته‌ها مذاکرات فشرده، چارچوبی برای توقف جنگ و آغاز گفت‌وگوهای سیاسی میان ایران و آمریکا فراهم شد. این تفاهم‌نامه که امضای طرفین را به دنبال داشت، در حالی که به پایان جنگ کمک کرد، می‌تواند چالش‌های جدیدی را نیز به همراه داشته باشد.### تحلیل جدید از روابط آمریکا و اسرائیل

در پی وقوع درگیری‌ها، تلاش‌ها برای پایان‌دادن به بحران هرچند به نتیجه‌ای فوری نرسید، اما توانست به توقف جنگ کمک کرده و زمینه‌ای برای بازگشت به دیپلماسی فراهم کند.

در این زمان، اختلاف دیدگاه‌های دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به وضوح نمایان شد. رئیس‌جمهور آمریکا این توافق را به‌عنوان ابزاری برای جلوگیری از گسترش بحران و کاهش هزینه‌های انسانی و اقتصادی می‌دید، در حالی که بخشی از محافل سیاسی و نظامی اسرائیل نسبت به پایداری و مؤثربودن این توافق تردید داشتند و بر این باور بودند که هر گونه توافقی می‌بایست با تضمین‌های سخت‌گیرانه‌تری همراه باشد.

#### نظر رسانه‌ها

تحلیل‌های منتشرشده در معتبرترین رسانه‌ها مانند **فارن افرز، فایننشیال تایمز** و **اکونومیست** نشان­دهنده این نکته بود که جنگ نه‌تنها اتحاد آمریکا و اسرائیل را به خطر نینداخته، بلکه تفاوت‌های اولویت‌های دو کشور را روشن‌تر کرده است. این رسانه‌ها بر این نکته تأکید داشتند که ترامپ بیشتر به مدیریت بحران و جلوگیری از توسعه آن اهتمام دارد، در حالی که نتانیاهو نگران امنیت بلندمدت و تهدیدات ایران است.

رسانه‌های اسرائیلی نیز به «اختلاف تاکتیکی بدون گسست استراتژیک» اشاره کردند، تحلیلی که نشان می‌دهد با وجود چالش‌ها، همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی میان دو کشور همچنان برقرار است و هیچ‌یک از طرفین تمایل به دور شدن از دیگری ندارند.

#### تغییرات در روابط

بررسی تحولات از زمان آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ تا خاتمه درگیری و شکل‌گیری توافقات نشان می‌دهد که روابط میان ترامپ و نتانیاهو به مرحله‌ای پیچیده‌تر وارد شده است. در سال‌های اولیه، دو رهبر در حوزه‌های منطقه‌ای تقریباً هم‌راستا بودند، اما جنگ با ایران نشان داد که حتی نزدیک‌ترین متحدان نیز در خصوص راه‌های خروج از بحران می‌توانند نظرات متفاوتی داشته باشند.

با این حال، تجربه این دوره نشان داد که اختلافات تاکتیکی به‌معنای فروپاشی اتحاد واشنگتن و تل‌آویو نیست. برعکس، روند جنگ و پیامدهای آن ثابت کرد که روابط میان آمریکا و اسرائیل بر اساس منافع امنیتی مشترک بنا شده است. با این وجود، موضوع مدیریت پرونده ایران به‌عنوان مهم‌ترین آزمون اعتماد میان ترامپ و نتانیاهو مطرح خواهد شد؛ آزمونی که پیامدهای آن می‌تواند بر آینده تحولات خاورمیانه تأثیرگذار باشد.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *