به گزارش خبرگزاریها، در ترکیه همچنان بحثها و نظرات مختلفی درباره اجلاس سران ناتو که در آنکارا برگزار شد، مشاهده میشود.
تحلیلگران نزدیک به دولت اردوغان بر این باورند که این رویداد موفقیتی بزرگ برای ترکیه به حساب میآید و اعتبار بینالمللی برای کشور به ارمغان آورده است. در مقابل، منتقدان بر این عقیدهاند که برگزاری چنین اجلاسهایی لزوماً به اعتبار کشورها نمیافزاید و آنچه مهم است، ایجاد ظرفیتها و مزیتهای تازه است.
رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، بارها بر رشد صنایع دفاعی کشور و نقش کلیدی ارتش ترکیه در تأمین امنیت اروپا و ناتو تأکید کرده است. اما منتقدان این نکته را به چالش کشیده و مطرح میکنند که اگر ترکیه پس از ۲۵ سال از آغاز حضور حزب عدالت و توسعه هنوز هم تنها به بازسازی ظرفیتهای نظامی و جغرافیایی خود میپردازد، این امر نشانهای از ضعف است و حکایت از عدم توانایی در خلق مزایای جدید دارد.
شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشات خود تأکید کرده است که واشنگتن بهدلیل عضویت ترکیه در ناتو و موقعیت جغرافیاییاش، این کشور را برای امنیت دریای سیاه و ثبات سوریه ضروری میداند. در این راستا جغرافیا و امنیت از اهمیت بیشتری نسبت به قدرت اقتصادی برخوردار است.
در تحلیلی مشابه، ساموئل هانتینگتون ترکیه را به عنوان “یک کشور از هم گسیخته کلاسیک” توصیف کرده و تأکید کرده است که اهمیت استراتژیک آن به موقعیت تمدنیاش بین اروپا و خاورمیانه وابسته است. جورج فریدمن نیز بر این باور است که بزرگترین منبع قدرت ترکیه در جغرافیای آن و قابلیتهای نظامی نهفته است.
عاکف بکی، تحلیلگر مشهور، نیز در انتقادی به اردوغان درباره تمسک به قدرت نظامی، به یادآوری سخنان جورج سوروس در سال ۲۰۰۲ پرداخت که گفته بود بزرگترین صادرات ترکیه ارتش آن است. بکی اذعان کرد که باید این ذهنیت تغییر کند و نباید تنها به قدرت ارتش متکی بود.
او ضمن اشاره به ادامه حاکمیت حزب عدالت و توسعه، ابراز نگرانی کرده که کشور هنوز بر سر موضوعات نظامی و جغرافیایی میچرخد. بکی گفت: «24 سال از آغاز زمامداری ما گذشته و ما هنوز به ارتش و صنایع دفاعی خود میپردازیم. آیا این نشاندهنده فقدان موفقیتهای جدید نیست؟»
وی همچنین تأکید کرد که نباید به عنوان کشوری شناخته شویم که تنها مزیت آن ارتش و صنایع دفاعیاش باشد و لازم است به توانمندیهای دیگر نیز توجه شود.در دهه 1980 میلادی، پیش از به قدرت رسیدن رجب طیب اردوغان، صنایع دفاعی ترکیه بیش از 80 درصد تسلیحات خود را به صورت داخلی تولید میکردند. با ورود اردوغان به عرصه سیاسی، صنعت دفاعی کشور به وضوح رشد کرده است. اما برخی تحلیلگران بر این باورند که ترکیه نیازمند تنوع اقتصادی و افزایش ظرفیتهای صادراتی برای مقابله با قدرتهای غربی همچون آمریکا و اروپا است.
مشاور سابق اردوغان و منتقد فعلی او، در این مورد تاکید میکند که مارک روته، دبیرکل ناتو، اخیراً بیان داشته است که تخصیص منابع مالی بیشتری برای بودجه دفاعی لازم است، اما نیروی انسانی، به ویژه از نظر تأمین پرسنل برای نیروهای مسلح، نیز اهمیت دارد. او اضافه کرد که غرب، ترکیه را به عنوان یک منبع سرباز و کمک نظامی میبیند و این نشان میدهد که وابستگیهای تجاری ترکیه تغییر چندانی نکرده است. وی همچنین اشاره کرد که با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، اهمیت کشور از موقعیت ژئواستراتژیک و نیروی نظامی ناشی میشد. اگر خدمات نظامی هنوز اصلیترین کالای صادراتی به غرب باشد، باید نگران بود که کشور در مسیر اشتباهی پیش میرود.
منتقدان اردغان برای تمایز بین مزایای ساختاری و مزایای توسعهیافته در دوران او، به موضوعاتی مانند موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به روسیه و عضویت در ناتو اشاره میکنند که همگی از گذشته به ارث رسیدهاند. در مقابل، دستاوردهایی چون صنعت رقابتی پهپادسازی و دیپلماسی فعال به عنوان مزایای جدید جمهوری ترکیه مطرح میشوند. این قابلیتها به رغم ارزشمند بودن، هنوز نتوانستهاند به منابع جدیدی برای تقویت موقعیت بینالمللی کشور بدل شوند.
تحلیلگران بر این باورند که برای ارتقاء جایگاه خود به عنوان یک قدرت متوسط، ترکیه باید به دنبال ایجاد ظرفیتهای جدید و مزایای تحقیق و توسعه باشد. موسسه بروکینگز نیز به ماهیت جغرافیایی و نظامی ترکیه اشاره میکند و میگوید اهمیت کشور عمدتاً ناشی از توانایی مدیریت بیثباتی منطقهای است، نه از قدرت اقتصادی.
به همین ترتیب، موسسه خاورمیانه ترکیه را به عنوان کشوری توصیف میکند که خود را به عنوان متحد ناتو و بازیگر دیپلماتیک مستقل مطرح میکند. در نهایت، ترکیه به عنوان «قدرت متوسط اصلاحشده» تلاش میکند تا با ترکیب فعالیتهای نظامی و دیپلماسی منطقهای نفوذ خود را افزایش دهد، نه از طریق هژمونی اقتصادی.












