**خبرگزاری آتلانتیک: تحلیل بر توافق هستهای عربستان و ایالات متحده**
دولت دونالد ترامپ به عنوان یک بازیگر غیرقابلاعتماد و پر از چالش در عرصه سیاستخارجی شناخته میشود و عربستان سعودی به تازگی به جمع قربانیان این رویکرد پیوسته است. در تاریخ ۲۲ جولای، کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده و همتای سعودیاش توافقی را در حوزه همکاریهای هستهای غیرنظامی امضا کردند که به شرکتهای آمریکایی اجازه میدهد نیروگاههای هستهای در عربستان بنا و مدیریت کنند. این قرارداد شامل تاسیسات غنیسازی اورانیوم نیز خواهد بود.
عربستان سعودی نزدیک به دو دهه است که به دنبال این نوع توافق است و پیشینیان رئیسجمهور ترامپ نیز به شرطهای خاصی مانند تضمین عدم استفاده از غنیسازی برای تولید سلاح هستهای و عادیسازی روابط با اسرائیل به این درخواست پاسخ داده بودند. اما با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۴، عربستان به این نتیجه رسیده بود که به هدف خود رسیده است، به ویژه با توجه به سرمایهگذاریهای کلانی که بر روی ترامپ و خانوادهاش انجام داده بود.
اما پس از امضای توافق، ترامپ به طور ناگهانی موضع تازهای اتخاذ کرد و در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که توافق به غنیسازی اورانیوم ارتباطی ندارد و شرطی جدید که شامل پیوستن عربستان به توافق ابراهیم باشد، مطرح کرد. این تغییر موضع ترامپ باعث سردرگمی در رسانهها و میان مقامات عربستان شد که اکنون نمیدانند چگونه باید به این وضعیت واکنش نشان دهند.
عربستان در شرایطی قرار دارد که به شدت نیازمند امنیت است و اکنون با چالشهای تازهای در زمینه روابط خود با آمریکا مواجه شده است. با توجه به تحولات اخیر، این کشور ممکن است راههای دیگری برای تأمین امنیت خود بیابد که یکی از آنها دستیابی به تسلیحات هستهای باشد.
به عبارت دیگر، تحولات منطقه و تغییرات در سیاست یک بازیگر کلیدی مانند ترامپ، وضعیت عربستان را در هالهای از ابهام قرار داده و روشن نیست که آینده این توافق چگونه خواهد بود.آمریکاییها از مدتها پیش نسبت به توافق هستهای با عربستان سعودی هشدار میدادند و اعلام کردند که اگر واشنگتن به همکاری با ریاض ادامه ندهد، این کشور برای به دست آوردن فناوری هستهای و تقویت روابط نظامی خود به روسیه یا چین روی خواهد آورد. به رغم این نگرانیها، تلاشهای قبلی عربستان برای ایجاد ترتیبات امنیتی جایگزین با موفقیت چندانی مواجه نشده است.
در سال گذشته، عربستان توافقی برای بهبود روابط با ایران تحت نظر چین امضا کرد، اما این روابط نتوانست مانع حملات موشکی اخیر به عربستان شود. با این حال، گزینههای جایگزین سعودیها همچنان نامناسب به نظر میرسند. عربستان به تامین مالی برنامه تسلیحات هستهای پاکستان در دهه 1990 متهم شده و گفته میشود که نوعی حق امتیاز برای استفاده از این تسلیحات در دست دارد. همچنین دو کشور سال گذشته یک پیمان دفاعی مشترک امضا کردند، اما آیندهای که در آن عربستان به یک متحد نظامی پاکستان تبدیل شود، نامشخص و نگرانکننده است. این مسئله به ویژه به دلیل روابط تجاری قوی عربستان با هند، که یکی از بازارهای عمده صادراتی سعودیها به شمار میآید، مورد توجه است.
این اوضاع سوالاتی جدی درباره آینده برنامه هستهای عربستان مطرح میکند. آیا این طرح متوقف شده است؟ دونالد ترامپ در چندین مورد در شبکههای اجتماعی اعلاماتی انجام داد که در واقعیت تحقق نیافتهاند.
نگاهی به سوابق ترامپ نشان میدهد که وعدههای او به راحتی لغو شدهاند. به عنوان مثال، در سال 2019، او اعلام کرد که به کسبوکارهای آمریکایی دستور داده از چین خارج شوند، اما این دستور پس از سه روز فراموش شد. موارد مشابه دیگری نیز وجود داشت که هیچگاه به واقعیت تبدیل نشدند.
با توجه به این پیشینه، احتمال میرود که درخواست ترامپ برای به رسمیت شناختن اسرائیل توسط عربستان نیز بخشی از همین الگو باشد؛ شرد تحققیافتهای که به نظر میرسد تحت تاثیر جریانات مالی مرتبط با او قرار دارد.
متحدان سنتی و دموکراتیک آمریکا از دیپلماسیهای مبتنی بر پرداخت پول برای جلب حمایت ترامپ ناامید شدند و این حقیقت به وضوح نشان میدهد که حتی پرداختکنندگان این پولها نیز از ناامیدی و سردرگمی در امان نیستند. در حقیقت، اگر عربستان که با هدایا و سرمایهگذاریهای چشمگیر به ترامپ و خانوادهاش نزدیک شده است، نمیتواند به این دیپلماسی اعتماد کند، دیگر چه کسی میتواند به وعدههای او امیدوار باشد؟












