وبسایت خبری
خبردونی

دستاوردهای دیپلماتیک به سبک ترامپ / رئیس‌جمهور سابق آمریکا از موضع خود عقب‌نشینی کرد؛ در این میان برخی افراد داخلی به دیپلماسی انتقاد دارند / آیا آمریکا بازگشتی به توافق‌نامه اسلام‌آباد خواهد داشت؟

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت؟

**خبرآنلاین – زهره نوروزپور:**

پس از فروپاشی آتش‌بس و شروع مجدد حملات، تهران نقض توافقات موجود از سوی ایالات متحده را به عنوان علتی برای این وضعیت می‌داند. در این بین، یک الگوی ثابت در رفتار دولت دونالد ترامپ مشاهده می‌شود؛ واشنگتن ابتدا از تصمیم به حملات گسترده و قدرت نظامی فوق‌العاده صحبت می‌کند، اما در آستانه جنگ، به دلایل مختلفی مثل نگرانی از متحدان منطقه‌ای یا فرصتی برای مذاکرات، از شدت حملات می‌کاهد. اکنون این سوال مطرح است که آیا کشورهای منطقه واقعاً از حملات ترامپ جلوگیری می‌کنند یا رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال راهی برای خروج از بحرانی است که اکنون مدیریت آن برایش دشوار شده است؟

از دیدگاه تهران، شرط پایان جنگ، بازگشت آمریکا به تعهداتش در توافق اسلام‌آباد است که در پایان خردادماه سال جاری امضا شده است. با توقف درگیری‌ها و مذاکرات ایران و عمان برای فعالیت‌های جدید در تنگه هرمز، این فرصت پیش آمده که واشنگتن بتواند به تعهدات خود بازگردد و از پایین آمدن تنش‌ها بهره‌برداری کند.**تحولات اخیر در تنش‌های ایران و آمریکا**

تحولات اخیراً در روابط میان تهران و واشنگتن به‌خصوص در زمینه مذاکرات پایان جنگ، توجه‌ها را جلب کرده است. به نظر می‌رسد که ایران در حال حاضر به‌طور کامل آماده است تا از تمامیت ارضی خود دفاع کند و با وجود تهدیدهای مکرر رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده، دونالد ترامپ، اراده‌اش برای حفظ حقوق خود را تغییر ندهد. جمهوری اسلامی تصریح می‌کند که نه تنها آغازکننده جنگ نبوده بلکه به دنبال افزایش تنش‌ها نیز نیست و تأکید دارد که باید بر اساس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، جنگ به‌طور قاطعانه‌ای پایان یابد.

**جنگ و مذاکرات آتش‌بس**

دولت ترامپ، از ماه‌های ابتدایی جنگ متوجه شد که فشار نظامی نمی‌تواند به شکست ایران منجر شود. بر اساس بیانات سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درخواست‌های اولیه برای آتش‌بس از سوی آمریکا در هفته‌های اولیه جنگ مطرح شد. با رسمی شدن آتش‌بس و امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، ترامپ به‌دنبال دستاوردی تبلیغاتی بود تا با ادعای پیروزی از جنگ خارج شود. هرچند تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به‌نظر می‌رسید که زمینه خروج آمریکا را فراهم کند، اما به فشارهای داخلی، به ویژه از سوی اسرائیل و برخی از کشورهای عربی، ترامپ تصمیم گرفت دوباره به جنگ ادامه دهد.

پس از سه هفته حملات بی‌نتیجه علیه ایران، ترامپ با چالش‌هایی جدی مواجه شد و احتمالاً در آستانه یک شکست بزرگ‌تر قرار گرفت. در این میان، ایران در تلاش است تا از طریق عمان، با حسن نیت به مذاکرات ادامه دهد و راه‌های جدیدی برای تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز ایجاد کند.

**توافق و چالش‌ها**

ایران تأکید دارد که توقف جنگ وابسته به اجرای کامل همه بندهای توافق‌نامه اسلام‌آباد است. با وجود مذاکرات صورت گرفته، هنوز خروجی مشخصی حاصل نشده است و اجرای هرگونه توافق نیازمند تأمین تعهدات آمریکا خواهد بود، از جمله پایان جنگ در تمام جبهه‌ها و رفع تحریم‌ها.

واشنگتن از طریق عمان و واسطه‌های منطقه‌ای در جریان مذاکرات ایران و عمان قرار دارد. تبلیغات اخیر مبنی بر وقوع حمله به زیرساخت‌های ایران، احتمال موفقیت این مذاکرات را نشان می‌دهد. ترامپ با این اقدام به دنبال تحت فشار قرار دادن مقامات ایرانی برای امتیاز دادن در مذاکرات بود و همزمان تلاش می‌کند تا وانمود کند که با اعلام منتفی شدن حمله، به پیروزی دست یافته است.

در حقیقت، مقامات ایرانی پیش از تهدیدهای ترامپ مذاکرات را با جداول زمان‌بندی مشخصی آغاز کرده بودند. تبلیغات و تهدیدها موجب شده تا عمان موضعی منعطف‌تر اتخاذ کند. در نهایت، نتایج این تحولات به افکار عمومی و رسانه‌ها بستگی دارد و هرگونه نوسان در سیاست‌های داخلی ممکن است بر اوضاع تأثیر بگذارد.در تازه‌ترین تحولات مربوط به بحران ایران و آمریکا، برخی رسانه‌ها ادعا کرده‌اند که تهدیدهای دونالد ترامپ موجب تغییر رویه تهران شده است. اما کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، در مصاحبه‌ای که سه هفته پیش در صدا و سیما انجام داد، به جزئیات مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد یک مسیر دیپلماتیک در تنگه هرمز اشاره کرده و بر این موضوع تأکید کرد که این مذاکرات پیش از مطرح شدن موضوع حملات گسترده آمریکایی‌ها صورت گرفته است.

تاریخ‌های مهمی در این بحران وجود دارد که نشان‌دهنده وضعیت پیچیده آن است. در این راستا، **تفاهم اسلام‌آباد** به عنوان نقطه آغاز بحران جدید تلقی می‌شود، توافقی که با میانجیگری پاکستان به منظور جلوگیری از تنش‌ها شکل گرفت. اما این تفاهم به سرعت از بین رفت، به‌طوری‌که مقام‌های ایرانی می‌گویند، پس از اقدام یک نفتکش در نقض ترتیبات توافق‌شده، آمریکا با عملیات نظامی خود این توافق را نقض کرد. در مقابل، واشنگتن اعلام کرده که اقداماتش پاسخی به تهدیدات ایران بوده است.

در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ در حاشیه نشست ناتو عملاً پایان این تفاهم را اعلام کرد و گفت: «این [تفاهم] تمام شده است. دیگر نمی‌خواهم با آنها سروکار داشته باشم.» این اظهارات به‌عنوان سیگنالی برای پایان دیپلماسی و آغاز اقدامات نظامی تلقی شد.

تحلیلگران بر این باورند که رفتار کاخ سفید طی این دوران به یک الگوی تکراری تبدیل شده است. این الگو شامل تهدیدات به حمله و نمایش آمادگی نظامی است، اما در آستانه هر درگیری، تمایل به گفتگو و میانجیگری از جانب کشورهای عربی مطرح می‌شود.

این تغییرات بارها سوالاتی را مطرح کرده است؛ چرا ترامپ که به‌طور رسمی پایان تفاهم اسلام‌آباد را اعلام کرده، بارها از ضرورت میانجیگری و فرصت‌های مذاکره سخن می‌گوید؟ آیا این امر به دلیل فشارهای واقعی متحدان واشنگتن است یا نشان‌دهنده دشواری‌های آمریکا در خروج از بحرانی است که به‌نظر نمی‌رسد آغاز آن به‌سادگی قابل‌مدیریت باشد؟

سخنان مارکو روبیو در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز نیز بر این نکته تأکید دارد که «نابودی قدرت نظامی ایران» ممکن است به تمایل تهران برای دستیابی به توافق هسته‌ای بینجامد. این در حالی است که بسیاری از کشورها و تحلیلگران بر این باورند که آمریکا با رئیس‌جمهوری روبرو است که عملاً مسیر را نمی‌شناسد و سرنوشت امنیت جهانی به اتخاذ تصمیم‌های او وابسته است.

در همین حال، خاورمیانه همچنان در وضعیتی ملتهب به سر می‌برد، جایی که همه کشورها، از جمله ایران و کشورهای عربی، در دایره‌ای از ترس و بحران گرفتار آمده‌اند. سؤالات فراوانی درباره آینده و صلح در این منطقه وجود دارد و بسیاری در انتظار روشن شدن افق‌های جدید هستند.**نگرانی‌های جدید از تنش‌های نظامی بین آمریکا و ایران**

دولت دونالد ترامپ امروز اعلام کرد که آمریکا به طور کامل از نظر نظامی برای حمله به ایران آماده است. رئیس‌جمهور آمریکا در پست‌های خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» تصریح کرد که ارتش این کشور می‌تواند قدرتی را به نمایش بگذارد که بی‌سابقه است.

این اظهارات در حالی مطرح شد که پیشتر گزارش‌هایی در خصوص آغاز حملات جدید آمریکا به ایران منتشر گردید؛ این موضوع باعث افزایش حالت آماده‌باش نظامی در منطقه و تخلیه سفارت‌خانه‌های آمریکا شد. مقامات ایرانی پاسخ به هرگونه حمله را زیرساختی عنوان کرده و بر آمادگی بالای نظامی خود تأکید کردند.

سی‌ان‌ان نیز گزارش کرد که در روزهای اخیر تماس‌های دیپلماتیک بین واشنگتن و کشورهای منطقه افزایش یافته و محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، در گفت‌وگویی با ترامپ خواستار کاهش تنش‌ها و ممانعت از حملات به ایران شده است. خبرگزاری دولتی عربستان این میانجیگری را تأیید کرد.

اما این سوال مطرح است که اگر نگرانی کشورهای عربی از جنگ واقعی است، چرا آمریکا ابتدا به سمت تشدید تنش‌ها رفت؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که کشورهای عربی خلیج فارس به‌ویژه عربستان سعودی نگران هزینه‌های یک جنگ گسترده هستند و تمایل چندانی به درگیری مستقیم ندارند.

اختلافات استراتژیک و ایدئولوژیک با ایران در حالی وجود دارد که هزینه‌های جنگ می‌تواند بر منافع عربستان و رویکرد سرمایه‌گذاری‌های آن تأثیر شدید بگذارد. پس از این تحولات، احتمال بازگشت آمریکا به توافقات قبلی و رویکرد دیپلماتیک بیشتر قوت گرفته است.**قضایای اقتصادی و نظامی در خاورمیانه تحت تأثیر تنش‌ها**

تحلیلگران معتقدند که اگر ایران به زیرساخت‌های کشورهای منطقه حمله کند، سقوط اقتصادی این کشورها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. یکی از محورهای اصلی این وضعیت تنگه هرمز است؛ مسیری حیاتی که هر گونه ناامنی در آن می‌تواند به شدت بر اقتصاد جهانی و بازار نفت تأثیر بگذارد. در این میان، واقعه باب المندب نیز به عنوان یک نقطه حساس دیگر در نظر گرفته می‌شود.

سدریک لیتون، تحلیلگر نظامی سی‌ان‌ان و سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا، در ارزیابی خود تاکید کرد که عربستان تحت فشار قرار دارد تا تنگه هرمز دوباره به فعالیت خود ادامه دهد. او بیان کرد که عربستان به لحاظ اقتصادی در معرض خطر است و با توجه به روابط نزدیکش با واشنگتن، می‌تواند بر تصمیمات آمریکا تأثیر بگذارد.

لیتون به سی‌ان‌ان گفت که ایالات متحده به دیپلماسی عربستان وابسته است و این موضوع ممکن است بر تصمیم ترامپ برای خودداری از حمله به ایران، حداقل در آینده نزدیک، تأثیرگذار باشد. همزمان، گزارش‌های سی‌ان‌ان حاکی از آن است که کشورهایی چون قطر و پاکستان در تلاشند تا از تشدید بحران جلوگیری کنند و ترتیباتی را برای بازگشت تجارت از تنگه هرمز میان ایران و عمان فراهم کنند.

با این حال، نکته حیاتی این است که فشار کشورهای منطقه تنها زمانی می‌تواند به تغییر سیاست‌های واشنگتن منجر شود که آمریکا نیز با محدودیت‌ها و هزینه‌هایی مواجه باشد. لیتون افزود که فشار نظامی بر ایران نشان‌دهنده پایان توان این کشور برای پاسخ‌گویی نیست.

برد لندون، تحلیلگر ارشد امور نظامی سی‌ان‌ان، نیز در تحلیلی نوشت که باوجود ضررهای جنگی و فشارهای اقتصادی، ایران هنوز توانایی پاسخگویی را حفظ کرده است؛ به‌خصوص با توجه به حملات اخیر به نیروهای آمریکایی. تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه Quincy Institute for Responsible Statecraft، نیز در گفت‌وگویی تأکید کرد که ایران توانسته در برابر فشار نظامی آمریکا مقاومت کند و احتمالاً در آینده نیز قادر به انجام این کار خواهد بود.

**محدودیت‌های واقعی ارتش آمریکا در صورت درگیری نظامی**

با نگاهی کلی، به‌نظر می‌رسد که درگیری نظامی میان ایران و آمریکا نشان‌دهنده نابرابری در توان نظامی است. ایالات متحده یکی از پیشرفته‌ترین ارتش‌ها را داراست که شامل شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی و تجهیزات پیشرفته است. اما تحلیلگران نظامی هشدار می‌دهند که چالش اصلی در یک جنگ بزرگ تنها آغاز حمله نیست، بلکه توانایی در ادامه جنگ، دفاع و کنترل پیامدهای آن نیز بسیار حائز اهمیت است.

برد لندون در تحلیلی دیگر اشاره کرد که با وجود قدرت نظامی آمریکا، این کشور تحت فشارهای فزاینده‌ای قرار دارد، به ویژه در حوزه ذخایر دفاع موشکی. بر اساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS)، ذخایر موشک‌های پاتریوت آمریکا در طول جنگ به شدت کاهش یافته و از حدود ۲۳۳۰ فروند به تقریبا ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند کاهش یافته است.

وضعیت سامانه تاد (THAAD) نیز مشابه است و تعداد این سامانه‌ها از ۴۵۲ فروند به ۲۷۸ یا کمتر کاهش یافته است. این اعداد به‌خودی‌خود پیام مهمی برای تصمیم‌گیرندگان آمریکایی به همراه دارد.**گزارش سی‌ان‌ان: نقاط ضعف ارتش آمریکا در حمایت از اسرائیل**

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که حتی یک ارتش بسیار قوی نیز نمی‌تواند به راحتی منابع نامحدودی برای اقدامات نظامی خود تأمین کند. طبق اطلاعات به‌دست‌آمده از فرماندهی مرکزی اروپا، ارتش آمریکا قادر به دفاع مؤثر از اسرائیل در برابر تهدیدات موشکی ایران نیست.

به نقل از “واشنگتن پست”، فرماندهی ارشد ارتش ایالات متحده در اروپا به پنتاگون هشدار داده که منابع موجود برای دفاع از اسرائیل در برابر حملات موشکی ایران ناکافی است. ژنرال الکسوس گرینکویچ، رئیس فرماندهی اروپایی ارتش آمریکا، مطرح کرده که در صورت عدم ارسال ناوشکن‌های اضافی به منطقه، ممکن است اولویت حفاظت از آمریکا بر اسرائیل تأثیر بگذارد. این موضوع به کمبود منابع نظامی آمریکا اشاره دارد که به‌دلیل درگیری‌های مداوم با ایران فشار بیشتری بر آن وارد کرده است.

این گزارش همچنین بیان می‌کند که ناوشکن‌های تجهیز شده با سیستم‌های دفاع موشکی، ابزار کلیدی آمریکا در مقابله با موشک‌های بالستیک ایران به شمار می‌روند و کمبود آن‌ها چالش‌هایی را برای منابع نظامی ایالات متحده در منطقه به وجود آورده است.

علاوه بر این، مشکلات واشنگتن محدود به کمبود موشک‌های رهگیر نیست. مصرف بالای مهمات و خسارات تجهیزات، توان عملیاتی انواع مختلفی از جنگنده‌ها، پهپادها و دیگر وسایل نظامی را کاهش داده است. همچنین، استقرار طولانی‌مدت نیروی دریایی آمریکا در منطقه نیز به تأخیر در برنامه‌های تعمیر و نگهداری ناوها منجر شده است.

**هشدارهای کارشناسان**

آریان طباطبایی، پژوهشگر ارشد شورای امور جهانی شیکاگو، پیش‌تر نسبت به این اوضاع هشدار داده و گفته است که برای یک نیروی نظامی پیشرفته مانند ارتش آمریکا، آسیب به آمادگی رزمی به صورت تدریجی به وجود می‌آید و هزینه‌های انتخاب مسیرهای جایگزین به سرعت نمایان می‌شود.

واشنگتن در حال حاضر در جدالی میان قدرت نظامی و پیروزی‌های سیاسی قرار دارد. در این راستا، روایت رسمی دولت این است که متحدان منطقه‌ای، به خصوص کشورهای عربی، نگران تلفات و پیامدهای جنگ هستند و از ترامپ خواسته‌اند تا از اقدام نظامی خودداری کند.

در عین حال، منتقدان بر این باورند که دولت آمریکا نیز با محدودیت‌هایی برای تبدیل هرگونه تهدید به جنگ مواجه است. اندیشکده “Responsible Statecraft” معتقد است سیاست فشار حداکثری علیه ایران تنها می‌تواند برخی از توانایی‌های نظامی را هدف قرار دهد، اما برای دستیابی به نتایج پایدار، نیازمند یک راه‌حل سیاسی مؤثر است.

**استفاده از تهدید به عنوان ابزار مذاکره**

در تحلیل رفتار ترامپ، برخی کارشناسان اعلام کرده‌اند که تهدید نظامی برای او تنها مقدمه‌ای برای اقدام نظامی نیست، بلکه ابزاری برای فشار به طرف مقابل به شمار می‌رود. با افزایش سطح تهدید، ترامپ سعی دارد که طرف مقابل را به امتیازدهی وادار کند؛ اما وقتی هزینه‌های این رویکرد نمایان شود، به دنبال ایجاد توافق‌های جدید برمی‌آید.### عقب‌نشینی بدون شکست؛ تحلیل کاخ سفید در مورد ایران

کاخ سفید بار دیگر به ابعاد بحران ایران پرداخته و از فرایند دیپلماتیک به‌عنوان یک عامل کلیدی یاد کرده است. شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در تحلیل‌هایش تأکید می‌کند که استفاده صرف از قدرت نظامی نمی‌تواند جایگزین یک استراتژی سیاسی مؤثر گردد.

به‌زعم کارشناسان، چالش اصلی دولت آمریکا در مواجهه با ایران این نیست که آیا می‌تواند ضربه‌ای به این کشور وارد کند، بلکه این است که آیا می‌تواند نتایج مورد انتظار از این اقدام را تأمین کند.

دولت ترامپ بارها به عقب‌نشینی از عملیات نظامی علیه ایران اشاره کرده و این تغییر موضع را به فرصت‌های دیپلماتیک، نگرانی متحدان منطقه و نشانه‌های تمایل ایران به مذاکرات مرتبط دانسته است. به‌عنوان مثال، ترامپ اخیراً با اشاره به نگرانی‌های کشورهای منطقه اعلام کرد که آمریکا از حمله به ایران صرف‌نظر کرده است.

برخی منابع خبری، موضع وهله‌ای را که کشورهای عربی خلیج فارس در آن قرار دارند، تحلیل کرده و بیان می‌کنند که آن‌ها از افزایش تنش در منطقه نگران‌اند. زیرا این تنش می‌تواند به ساختار اقتصادی آنها لطمه بزند و ناامنی بیشتری ایجاد کند. با این وجود، منتقدان این سیاست بار دیگر مطرح می‌کنند که مشکلات واقعی‌تر از آن است که صرفاً به درخواست متحدان مربوط باشد؛ محدودیت‌های خود آمریکا، هزینه‌های سیاسی و نبود استراتژی پایان‌بندی جنگ عواملی هستند که نمی‌توان نادیده گرفت.

تریتا پارسی، معاون مؤسسه «کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه»، در این خصوص گفت: «عربستان سعودی و سایر کشورهای منطقه به توان نظامی آمریکا اطمینانی ندارند و نگران این هستند که ادامه تنش تنها به افزایش خسارت‌ها منجر خواهد شد.»

در تحلیل شورای اروپایی روابط خارجی (ECFR) نیز به تضادهای اساسی در سیاست ترامپ اشاره شده است. این اندیشکده معتقد است ترامپ تمایل دارد تا خود را به‌عنوان رئیس‌جمهوری قوی معرفی کند، اما از ورود به جنگ‌های بی‌پایان نیز پرهیز می‌کند.

این در حالی است که ترامپ به دنبال حفظ اعتماد به نفس نظامی است، بدون اینکه بخواهد عواقب جنگی طولانی را بر عهده بگیرد. بر اساس این تحلیل، توقف حمله ممکن است به‌معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نباشد، بلکه بخشی از یک استراتژی برای دستیابی به توافقی مدیریت‌شده به نظر می‌رسد.

صابر گل‌عنبری، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، به تحلیل‌های خود پرداخته و می‌گوید که این تصمیم بیشتر به‌معنای تعویق حمله به ایران است تا لغو آن. او تأکید دارد که حرکت به سمت جنگ به‌راحتی قابل تفسیر نیست و تصمیمات اخیر نمی‌تواند به‌عنوان پایان تهدید نظامی تلقی شود.

این در حالی است که ایران تاکنون واکنش رسمی خاصی به مواضع کاخ سفید نداشته است.در جریان تحولات اخیر، چند نکته مهم در ارتباط با رفتار ترامپ و سیاست‌های منطقه‌ای به چشم می‌خورد. به نظر می‌رسد در این زمان کوتاه، توافقی جدی بر سر چارچوب‌های یک توافق جامع حاصل نشده است، هرچند ممکن است ایده‌ها و پیشنهادهایی مطرح شده باشد که برای وی جذاب است.

علاوه بر این، درخواست‌های کشورهای منطقه، خصوصاً عربستان سعودی، به عنوان فاکتور تأثیرگذار دیگری در اتخاذ تصمیمات ترامپ قابل توجه است. نگرانی عرب‌ها از تبعات جنگ، به ویژه آسیب به زیرساخت‌های انرژی و امنیت منطقه، عاملی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، هرچند که به نظر نمی‌رسد این درخواست‌ها به تنهایی بتوانند تصمیم‌گیری واشنگتن را دستخوش تغییر کنند.

همچنین، مؤسسه “Responsible Statecraft” اشاره می‌کند که مشکل اساسی در سیاست اعمال فشار نظامی علیه ایران این است که اهداف نظامی ممکن است قابل دستیابی باشند، اما راهی برای رسیدن به یک نتیجه سیاسی پایدار مشخص نیست. این موضوع به یک پرسش قدیمی در مورد جنگ‌های خاورمیانه مربوط می‌شود: آیا تخریب توان نظامی یک کشور به تغییر رفتار سیاسی آن منجر خواهد شد؟ منتقدان پاسخ می‌دهند که این‌گونه نیست.

چشم‌انداز آینده نشان می‌دهد که این چرخه تکراری خواهد بود؛ ابتدا تهدید، سپس نمایش قدرت، نگرانی متحدان، فشارهای نظامی و اقتصادی و در نهایت تلاش برای یافتن راهی جهت پایان دادن به تنش‌ها. سؤال اصلی این است که کدام طرف باید توقف کند؟ آیا مذاکره‌ای که از آن بی‌خبر هستیم، به این وضعیت پایان خواهد داد؟

ترامپ ادعا می‌کند که توافقی با تهران به دست آورده است که شامل بازگشایی تنگه هرمز و همچنین پایان “تهدید هسته‌ای ایران” می‌شود. با این حال، مقامات ایران تا این لحظه واکنشی به این ادعاها نشان نداده‌اند و همچنان ابهاماتی در این خصوص وجود دارد.

در نهایت، این پرسش مطرح است که آیا ترامپ به واقع به دنبال جنگ است یا از سایه آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به توافقات سیاسی بهره می‌برد؛ توافقاتی که بدون ورود به درگیری‌های نظامی، اهداف نظیر تقویت هژمونی اسرائیل در منطقه را دنبال می‌کند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *